علم و ورزش

توسعه ي ورزش بر محور دانش

سلام

وبلاگ علم و ورزش جهت گسترش فعالیت

خود در نظر دارد تا وبلاگ خود را به نویسندگان مختلف و

مستقل بسپارد. لذا از تمام علاقه مندان و دانشجویان و

دانش آموختگان دعوت می شود در صورت تمایل از سه

طریق ذیل اعلام همکاری نمایند:

 

۱. بخش نظرات وبلاگ

۲. پست الکنرونیک : mkohanpur@gmail.com

۳. شماره تماس : ۰۹۱۲۸۱۶۴۰۴۹

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 21:28  توسط گروه نویسندگان  | 

تاثیر موسیقی ، صدای محیطی و محرومیت حسی بعد از واماندگی بر عملکرد والیبال در والیبالیست های مرد آمات

تاثیر موسیقی ، صدای محیطی و محرومیت حسی بعد از واماندگی بر عملکرد والیبال در والیبالیست های مرد آماتور

 

رضا نیازی1، دکتر محمدعلی آذربایجانی2، محمدعلی کهن پور1، ملیحه کهن پور3   

 

1. دانشجوی کارشناسی ارشد گروه فیزیولوژی ورزش دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز

2. استادیار گروه فیزیولوژی ورزش دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز

3. دانشجوی کارشناسی تربیت بدنی و علوم ورزشی دانشگاه شهید رجائی تهران

 

چکیده

هدف از این پژوهش عبارت است از مقایسه اثر گوش دادن به موسیقی ، صداهای محیطی و محرومیت حسی شنوایی بعد از واماندگی بر عملکرد مهارتی والیبال در والیبالیست های مرد آماتور. 15 والیبالیست مرد آماتور داوطلب شرکت در پژوهش با میانگین سنی 3 25 سال و قد 5 180 سانتیمتر و وزن 5 85 کیلوگرم به صورت هدف‌مند انتخاب و در چهار جلسه تمرین با چهار شرایط متفاوت بعد از واماندگی شرکت کردند. شرکت کنندگان در هر جلسه ابتدا با یک الگوی مشابه تمرین به واماندگی رسیدند. بعد از واماندگی به اجرای سرویس به مناطق شش گانه زمین که علامت گذاری شده بود پرداختند. آنها در روز اول در شرایط طبیعی ، در روز دوم با محرومیت حسی شنوایی ، در روز سوم با گوش دادن به موسیقی آرام قبل از اجرا و در روز چهارم در شرایط ایجاد صداهای ناهنجار تماشاچیان به اجرای سرویس بعد از واماندگی پرداختند. گوش دادن به موسیقی آرام به طور معنادری اجرای سرویس والیبال را افزایش داد. در شرایط صداهای محیطی اگرچه اجرا بهتر شد اما معنادار نبود و در شرایط محرومیت حسی شنوایی عملکرد اجرای سرویس والیبال به طور معناداری کاهش یافت.

واژگان کلیدی : موسیقی،صداهای محیطی،محرومیت حسی،سرویس والیبال،واماندگی

 

مقدمه

از مدت‌ها پیش در تحقیقات به عمل آمده توسط هیأت هایی متشکل از متخصصین ورزش و موسیقی دانان ، رابطه بین موسیقی و ورزش مورد توجه خاص قرار گرفت و ارتباط عمیق بین این دو پدیده انسانی محرز شد(8-2). در طی دهه گذشته ، تحقیقات بسیاری در زمینه بررسی اثرات موسیقی بر ورزش و تمرینات بدنی صورت گرفته است(8-2). موسیقی می‌تواند وضعیت روانی و فیزیولوژیکی نامطلوب را تغییر دهد و بنابراین به شکل نوعی تحریک قبل از مسابقه و یا به شکل آرامبخش برای ورزشکاران مضطرب به کار رود. یکی از روش‌ هایی که اغلب مورد استفاده قرار می‌گیرد ، استفاده از موسیقی های تحریک کننده و هیجان انگیز همراه با توصیه های شفاهی جهت روحیه دادن به ورزشکار است. به همین طریق می‌توان موسیقی آرام بخش را برای کمک به تکنیک های Relaxation به کار برد. تحقیقات جدید نشان می‌دهند که رابطه جالبی بین استفاده از موسیقی و تاثیر آن بر روی وضعیت روحی فرد وجود دارد(8-2). افزودن موسیقی به حرکات روتین ورزشی می‌تواند شما را تشویق کرده و بر شدت حرکات شما بیفزاید(8-2). مطالعات محدودی در زمینه این موضوع که آیا موسیقی در بهبود اجرای ورزشکاران تاثیر می‌گذارد انجام شده است. در دانشگاه Newcastle پژوهش دیگری بر روی 20 نفر از دانشجویان آن دانشگاه انجام شد که به موسیقی پر ضرب راک (Fast-Tempo rock) که توسط گروهی به نام Underworld ضبط شده است گوش دادند. در این پژوهش گروه 20 نفر دوم قبل از 30 ثانیه بشین و پاشو فقط تصور ذهنی داشتند و هیچ نوع موسیقی برای آنها پخش نشد. نتیجه این پژوهش نشان داد که نتیجه عملکرد گروه اول بهتر بوده است(8-2). ملودی و هارمونی موسیقی باید وضعیت روحی و ذهنی مثبتی را ایجاد کند ، یعنی اینکه به شنونده انرژی و روحیه بدهد(8-2). یکی از مثالهای خاص و تجربیات عملی در این زمینه ، مربوط به پروفسور پیتر تری در زمانی است که در بازیهای المپیک زمستانی 1998 ناگانوی ژاپن به عنوان فیزیولوژیست در خدمت تیم بریتانیا بود. تیم بریتانیا در آن سال موفق ترین حضور خود را در طی دهه‌های گذشته تجربه کرد و توانست پس از سالها صاحب مدال در بازیهای زمستانی شود. اعضای این تیم در طی تمرینات و در روزهای مسابقه به ترانه one moment in time گوش می‌دادند و در همان حال سعی می‌کردند خود را در حال و هوای ترانه در آن زمان تجسم کنند. در روز مسابقه فینال آنها توانستند با اختلاف بسیار ناچیزی صاحب مدال برنز شوند. این ترانه همچنین به فولدریچارد کمک کرد تا در المپیک 2000 سیدنی مدال طلای تیراندازی را بدست آورد(8-2). مثال دیگر مربوط به اعضای تیم بوکس بریتانیا در المپیک سیدنی می‌باشد که اظهار داشته اند یکی از کارهای قبل از مسابقه آنها گوش دادن به ترانه  بوده است با نام  BlueSugarکه باعث شده به نحو موثری تحریک شوند و از هیاهوی قبل از مسابقه دور بمانند(8-2). بوکسور فوق سنگین بریتانیا آدلای هریسون قبل از هر مسابقه مدتی به موسیقی کلاسیک ژاپنی گوش می‌داد(8-2). در سال 1999 ، تعداد 1231 نفر از ورزشکاران ورزش های موازی در کلاس هایی که در آنها در حین ورزش موسیقی پخش می‌شد مورد بررسی قرار گرفتند و در پایان کار از آنها خواسته شد تا یک پرسشنامه 36 قسمتی را پر کنند. نتایج نشان دادند که بین ضرباهنگ موسیقی و وضعیت روحی همبستگی و ارتباط وجود دارد و اینطور نتیجه گیری شد که موسیقی می‌تواند به نحو موثری باعث لذت بردن از ورزش شود و شاید در این میان عامل کلیدی انتخاب موسیقی صحیح باشد(8-2). بسیاری از ورزشکاران بر این باورند که موسیقی در دستیابی به آرامش و راحتی به آنها کمک می‌کند(8-2). شااولوف و لوفی(2009) نشان دادند که احساس لذت بخش به طور معناداری بالاتر است هنگامی که موسیقی در ورزش باشد(11). در هنگام راه رفتن یا ورزش با شدت نسبتا پائین ، گوش دادن به قطعه های مورد علاقه موسیقی ممکن است تاثیر استرس ناشی از خستگی را کاهش دهد و راحتی سطح انجام ورزش را افزایش دهد(12). بعضی یافته ها اظهار می‌دارد موسیقی تاثیر معناداری بر ورزش ندارد و بعضی یافته ها هم اظهار می‌دارند که زنان اما نه مردان ، میانگین خستگی بیشتری گزارش کرده اند بعد از تمرین کردن در حضور موسیقی نسبت به غیاب آن(15). همچنین بعضی یافته های آماری نشان می‌دهد که زنان به طور معناداری طولانی تر تمرین می‌کنند با موسیقی نسبت به فقدان آن(15). کهن پور و همکاران(1388) نشان دادند که موسیقی شاید باعث بهبود اجرا ‌شود اما در ورزش های رکوردی باعث کاهش عملکرد می‌شود(1). برخی مطالعات اثری برای موسیقی را بر ورزش نشان نداده اند(17). البته این تاثیر هرچند معنادار نبود اما ورزشکاران با موسیقی اجرای بهتری داشتند(17).

هدف از انجام پژوهش حاضر ، بررسی تاثیر موسیقی ، صداهای محیطی و محرومیت حسی شنوایی بعد از واماندگی در عملکرد والیبالیست ها می‌باشد.

 

روش شناسی

آزمودنی‌ها

آزمودنی‌های ما شامل 15 والیبالیست مرد آماتور رقابتی شهرستان چالوس با میانگین سنی 3 25 سال و قد 5 180 سانتیمتر و وزن 5 85 کیلوگرم بودند. با توزیع اطلاعیه‌ای در سطح تیم های والیبال شهرستان و بیان اهداف پژوهش ، 15 والیبالیست واجد شرایط و داوطلب شرکت در پژوهش که حداقل دارای 5 سال سابقه بازی در سطح لیگ استان مازندران بودند ، به صورت هدفمند به عنوان آزمودنی انتخاب و در چهار جلسه تمرین والیبال شامل تمرین تا حد واماندگی و بلافاصله اجرای سرویس والیبال شرکت کردند.

روش جمع آوری اطلاعات

در هر چهار جلسه تمرین والیبال ، آزمودنی‌ها ابتدا تا حد واماندگی تمرین کردند. سپس به اجرای سرویس والیبال در چهار شرایط مختلف پرداختند که شامل شرایط طبیعی ، صداهای ناهنجار ، گوش دادن به موسیقی آرام و محرومیت حسی شنوایی بود. که البته گوش دادن به موسیقی قبل از اجرای سرویس والیبال بود و شرایط صداهای ناهنجار و محرومیت حسی شنوایی در حین اجرای سرویس والیبال فراهم شد و در نهایت امتیاز آنها ثبت شد.

برنامه های تمرینی

در هر چهار جلسه تمرین ابتدا آزمودنی‌ها تا حد واماندگی تمرین کردند. بدین ترتیب که ابتدا به مدت 40 دقیقه با 75% حداکثر ضربان قلب دویدند و بعد از حرکات کششی به مدت 5 دقیقه ، 10 دوی سرعت 40 متر ، 10 دوی سرعت 30 متر و 10 دوی سرعت 20 متر در برنامه تمرینی آنها قبل از واماندگی لحاظ شد. 5 دقیقه بعد از واماندگی آزمودنی‌ها به اجرای سرویس به مناطق شش گانه زمین پرداختند. در روز اول شرایط طبیعی در هنگام اجرای سرویس فراهم شد. در روز دوم آزمودنی‌ها با قرار دادن پنبه در گوش خود و ایجاد محرومیت حسی شنوایی و در روز سوم با فراهم کردن صدای‌های ناهنجار طبل و شیپور تماشاچیان به اجرای سرویس مبادرت ورزیدند. در روز چهارم آزمودنی‌ها به مدت زمان 5 دقیقه بعد از واماندگی به یک قطعه موسیقی آرام اسپانیایی گوش دادند و سپس به اجرای سرویس پرداختند. برای اجرای سرویس به مناطق شش گانه زمین این مناطق علامت گذاری شد. بدین صورت که محقق در آن نقطه ایستاده و در صورت زدن سرویس به خط هوریزنتال (خطی که بالا تنه را از پائین تنه جدا می‌کند) بدن وی و یا به اندازه دو توپ والیبال به سمت بالا و پائین این خط ، 10 امتیاز به اجرا کننده سرویس تعلق می‌گرفت. در غیر اینصورت امتیازی به شخص داده نشد.

روش‌های آماری

در پژوهش حاضر برای بررسی تغییرات متغیرها از روش آماری تحلیل واریانس با اندازه‌گیری های تکراری (Repeated Measure) استفاده شد که در این آزمون در صورت مشاهده تفاوت معنی دار ، جهت نشان دادن محل تفاوت از آزمون تعقیبی که آزمون T وابسته با اصلاحیه Bonfroni می‌باشد ، استفاده می‌شود.

یافته ها

بر اساس یافته های پژوهش بین متغیرهای پژوهش که شامل محرومیت حسی شنوایی ، صداهای ناهنجار ، گوش دادن به موسیقی و شرایط طبیعی می‌باشد ، تفاوت معنادار وجود داشت (p=0.001). که بیشترین افزایش و افزایش معنادار عملکرد در شرایط گوش دادن به موسیقی آرام مشاهده شد. افزایش عملکرد در شرایط صداهای محیطی معنادار نبود. شرایط ایجاد محرومیت حسی شنوایی نیز به طور معناداری عملکرد را کاهش داد. جدول 1 نتایج آمار توصیفی و جدول 2 نتایج آمار استنباطی مربوط به تغییرات متغیر ها را در چهار شرایط مختلف نشان می‌دهند.

  

جدول 1- میانگین و انحراف استاندارد متغیر در چهار شرایط مختلف تمرین

متغیر

میانگین و انحراف استاندارد

تمرین در شرایط طبیعی

15 3/63

تمرین با محرومیت حسی

81/7 1/51

تمرین با گوش دادن به موسیقی

54/10 1/81

تمرین با گوش دادن به صداهای ناهنجار

27/9 88/68

 

 جدول 2- نتایج آماری مربوط به سطح معنی داری بین متغیرها

معناداری

متغیر

*

008/0>003/0

تمرین در شرایط عادی و تمرین با محرومیت حسی

*

010/0>000/0

تمرین با محرومیت حسی و شرایط صداهای ناهنجار

 

0125/0<024/0

شرایط عادی وبا شرایط صداهای ناهنجار

*

016/0>000/0

شرایط محرومیت حسی با موسیقی

*

025/0>020/0

شرایط ناهنجار با موسیقی

*

050/0>000/0

شرایط عادی با موسیقی

* معنادار در سطح 05/0≥α با اصلاحیه Bonfroni

 

بحث و تفسیر

یافته های پژوهش نشان داد که عملکرد اجرای سرویس والیبال در زمانی که بعد از واماندگی برای آزمودنی‌ها موسیقی آرام پخش شود ، افزایش می‌یابد. این افزایش در زمانی که صداهای ناهنجار محیطی فراهم شد معنادار نبود. عملکرد آزمودنی‌ها با ایجاد محرومیت حسی شنوایی به طور معناداری کاهش یافت. پژوهش های صورت گرفته نشان می‌دهد که غده تالاموس به عنوان مهمترین غده در مغز انسان ، محرکهای صوتی را بوسیله سیستم های عصبی دریافت و در کنار حافظه و تخیل به آنها پاسخ می‌دهد(8-2). غده هیپوفیز نیز که از غده تالاموس فرمان دریافت می‌کند به محرکهای صوتی موزون پاسخ می‌دهد و موجب بروز ترشحاتی می‌شود که نتیجه آن آزادسازی ماده آرام بخشی به نام آندروفین خواهد بود(8-2). به هنگام احساس ترس و اضطراب ، غدد فوق کلیوی اقدام به ترشح کاتکول آمین ها می‌کنند که یعنی به عبارتی ترشح آن موجب ایجاد ترس می‌شود. موسیقی باعث می‌شود که ترشح و آزادسازی این ماده اضطراب زا کاهش یافته و در نتیجه میزان ضربان قلب و فشار خون پائین آماده و به حالت عادی برمی‌گردد(8-2). لیم و همکاران(2009) تاثیر گوش دادن به موسیقی را در حین دوچرخه سواری تا حد واماندگی مورد بررسی قرار دادند و هیچ اثر معنی داری بر لاکتات خون مشاهده نکردند(9). همچنین آنها نشان دادند که عملکرد دوچرخه سواری با موسیقی بهتر می‌شود نسبت به زمانی که موسیقی وجود ندارد(9). واترهوس و همکاران(2009) نشاند دادند که سرعت بالای برنامه موسیقی ، مسافت دوچرخه سواری را در یک زمان معین افزایش می‌دهد(10). برای ایجاد یک روحیه شاد و آماده برای رها شدن انرژی در زمان لازم ، می‌باید ورزشکار به آهنگ های شاد اما ملایم گوش کند تا به مقداری که لازم است انرژی خود را نگه داشته و ذخیره نماید. موسیقی ملایم و آرام در گامهای متوسط همراه با یک ارکستراسیون و سازبندی کلاسیک دقیق و منسجم برای ورزشکار جهت آماده شدن برای یک دوره مسابقه سنگین بسیار موثر و کارآمد است. استفاده از سازهای کوبه ای و مضرابی سنگین در ابتدای هر بازی ممکن است انرژی زیادی را به صورت غیرهدفمند از بدن ورزشکار خارج کند و برعکس پخش و شنود این سازها با دسی بل های متوسط ، دقیقا هنگام تمرین در سالن های مختلف برای ایجاد هیجان جهت خروج انرژی و تغذیه مناسب برای دریافت انرژی افزون تر بسیار موثر و عقلانی است(8-2). واترهوس و همکاران(2009) گزارش کردند که افراد سالم نه تنها ورزش زیربیشینه را با موسیقی تند ، شدیدتر کار می‌کنند ، همچنین آنها ترجیح می‌دادند که موسیقی تند اجرا شود زیرا بیشتر لذت می‌بردند(10). اندازه گیری های فیزیولوژیکی نشان داده است که موسیقی تاثیری بر مقدار ضربان قلب و انرژی مصرفی ندارد(11).  شااولوف و همکاران(2009) نشان دادند که به طور معناداری خستگی کاهش می‌یابد وقتی که تمرین همراه با موسیقی باشد(11). ظاهرا ورزشکاران به طور شدید تر کار نمی‌کنند وقتی که موسیقی وجود دارد اما گزارش شده است که آنها کار می‌کنند لذت بخش تر و کمتر خستگی را تجربه می‌کنند در حالی که ورزش همراه با موسیقی باشد(11). ضربان قلب به طور معناداری متفاوت است با شدت تمرین در غیاب موسیقی اما نه در حضور موسیقی(12). تحقیقات در دانشگاه Newcastle نشان می‌دهد که موسیقی می‌تواند تاثیر آرام بخشی قبل از انجام حرکات فیزیکی و مصرف انرژی داشته باشد ، همچنین زمانی که با تصور ذهنی مناسبی همراه شود ، تاثیر تحریک کننده ای بر فعالیت سیستم قلبی عروقی خواهد داشت(8-2). به هر حال شواهد و مدارک محکم محدودی وجود دارد که هنگامی که ورزشکاران قبل از انجام حرکات ورزشی به موسیقی گوش فرا دهند اثرات آرام کننده و بشاش کننده آن موجب ترفیع و افزایش کیفیت نمایش ها و حرکات ظاهری می‌شود(8-2). آخرین قطعه موسیقی که یک ورزشکار گوش می‌دهد بیشتر در ذهن وی می‌ماند ، بنابراین باید در انتخاب آن دقت شود(8-2). پژوهش ها اظهار کرده اند به اینکه چه چیزی احساس می‌شود و هم اینکه از چه طریق احساس می‌شود(18) که هر دوی این عوامل یک نقش مهم بازی می‌کنند(18). گزارش شده است که فعل و انفعال بین موسیقی ، گروه تمرین کرده و نکرده  و شدت تمرین در آزمودنی های تمرین نکرده اثر مثبت بیشتری می‌گذارد در مقایسه با آزمودنی های تمرین کرده در حالیکه گوش می‌دهند به موسیقی تند در طی تمرین کم شدت و شدید(17).

 

نتیجه گیری

نتایج پژوهش حاضر نشان داد گوش دادن به یک موسیقی آرامبخش بعد از واماندگی ، به مقدار زیادی اجرای مهارتی ورزشکار را بهبود می‌بخشد. همچنین صداهای محیطی بلند توسط تماشاچیان تا حدودی این اجرا را بهبود داده اما معنادار نبود. در حالی که ایجاد محرومیت حسی شنوایی باعث کاهش در عملکرد مهارتی در والیبالیست ها بعد از واماندگی می‌شود.

 

منابع

1.کهن پور محمدعلی،آذربایجانی محمدعلی،هاشمی رباب،نیازی رضا. تاثیر گوش دادن به موسیقی دلخواه همراه با دویدن هوازی بر استقامت قلبی تنفسی در دختران جوان ورزشکار. ارسالی به کنگره ملی سنندج.1388.

2. آداب و رسوم زورخانه، انتشارات فدراسیون بین المللی ورزش‌های زورخانه‌ای.

3. مقاله دکتر پل چارتیر از کانادا در اجلاس بین المللی، مبانی علمی، تاریخ و فرهنگ زورخانه.

4. Towards Achieving the Millennium Development Goals Sports for Development and Peace.

5. Five Effect of Up-Beat Music on Endurance Performance, Medicine and Science in Sport and Executive, Vol. 27.

6. Supplement, #853, p.S151, 1995.

7. Coordination and Impact of Music and Imagery on Physical Performance and Arousal: Studies of Endurance.

8. Journal of Sport Behavior, Vol. 15(1) pp.21-23, 1992.

9. Lim HB., Atkinson G., Karageorghis CI., Eubank MR. Effects of differentiated music on cycling time trial, Int J Sports Med., Vol. 30(6), pp.435-442, 2009.

10. Waterhouse J., Hudson P., Edwards B. Effects of Music tempo Upon Sub-maximal Cycling Performance, Scand J Med. Sci., 2009.

11. Shaulov N., Lufi D. Music and Light during Indoor Cycling, Perfect Mot Skills, Vol. 108(2), pp.597-607, 2009.

12. Yamashita S., Iwai K., Akimoto T., Sugawara J., Kono I. Effects of Music during Exercise on RPE, Heart Rate Autonomic Nervous System, J Sports Med Phys Fitness, Vol. 46(3), pp.425-430.

13. Macone D., Baldari C., Zelli A. Gudetti L., Music and Physical Activity in Psychological Well-Being, Perfect Mot Skills, Vol. 103(1), pp. 285-295, 2006.

14. Karageorghis C., Jones L., Stuart DP. Psychological Effects of Music Tempi during Exercise, Int J Sports Med., Vol. 29(7), pp.613-619, 2007.

15. Dylund AK., Winnger SR., The Effects of Music Preference and Exercise Intensity on Psychological Variables, J Music Ther., Vol. 45(2), pp.114-134, 2008.

16. Widdicombe J., Fontana G., Gibson P., Workshop—Cough: Exercise, Speech and Music, Pulm Pharmacol Ther., Vol. 22(2), pp.143-147, 2009.

17. Brownley K.A., McMurray R.G., Hackney A.C. Effect Effects of Music on Physiological Affective responses to Graded Treadmill Exercise in Trained and Untrained Runners, Int. J of Psychophysiology,  Vol.19(3), pp.193-201, 1995.

18. Elliot D., Carr S., Savage D. Effects of Motivational Music on Work Output and Affective Responses during Sub-Maximal Cycling of a Standardized Perceived Intensity, Journal of Sport Behavior, Vol. 27, 2004.

 

 

ارائه بصورت سخنرانی در اولین کنگره ملی تربیت بدنی و علوم ورزشی ارسنجان.

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم مهر 1390ساعت 3:23  توسط گروه نویسندگان  | 

تستوسترون، کورتیزول و نسبت تستوسترون به کورتیزول

تستوسترون:

تستوسترون مهمترین هورمون استروئیدی بدن انسان است. این هورمون مسئول ایجاد صفات ثانویه جنس مذکر می‌باشد. هورمونهای جنسی تحت اثر هورمون آزاد کننده گنادوتروپین از هیپوتالاموس و تحریک ترشح LH و FSH توسط هیپوفیز، از غدد بیضه ترشح می‌شود. همچنین مقادیر کمی از این استروئید نیز توسط قشر فوق کلیه موسوم به گنادوکورتیکوئیدها در هر دو جنس ترشح می‌شود.

 

كورتيزول:

کورتیزول مهمترین هورمون از مجموعه هورمونهای استروئیدی قشر فوق کلیه موسوم به گلوکوکورتیکوئیدها است. هیپوتالاموس با رها کردن آزادکننده‌های خود(CRH) موجب تحریک ترشح  ACTH از هیپوفیز شده و ACTH موجب ترشح کورتیزول از قشر فوق کلیه می‌شود.

 

نسبت تستوسترون به کورتیزول:

تصور می‌شود که نسبت تستوسترون به کورتیزول، نسبت فرایند آنابولیکی و کاتابولیکی در هنگام برگشت به حالت اولیه را تنظیم می‌کند، بنابراین تغییر در این نسبت نشانه مهمی است و شاید علتی برای سندرم بیش‌تمرینی باشد. البته بررسی این نسبت در یک جلسه فعالیت منفرد می‌تواند نشان‌دهنده فراخستگی باشد. چرا که سندرم بیش تمرینی ناشی از چندین فراخستگی متوالی است. نسبت تستوسترون به کورتیزول معمولا بعد از تبدیل واحد مقادیر هر دو هورمون به نانومول بر لیتر محاسبه می شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1390ساعت 5:38  توسط گروه نویسندگان  | 

ششمین همایش ملی دانشجویی

فراخوان ششمین همایش ملی دانشجویی

جهت کسب اطلاعات همایش به وبسایت زیر مراجعه فرمائید

http://www.sstu90.ir

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1390ساعت 4:45  توسط گروه نویسندگان  | 

مرجع سایت های تربیت بدنی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم تیر 1390ساعت 20:12  توسط گروه نویسندگان  | 

آیا نژاد در توان ورزشی یک عامل تعیین کننده است؟

 محققين تا به حال پاسخ قانع کننده ايی پيدا نکرده اند.بحث های زيادی درباره ی برتری و بنيادی برخی از نژادها در زمينه پرداختن به ورزش وجود دارد.برای مثال سياهان در دو وميدانی به خصوص در دوهای کوتاه مدت زمانی سرعت و از سوی ديگر عدم علاقه سياهان به ورزش های آبی باز هم مربوط به ويژگی های فيزيکی و روحی آنان است .افراد می توانند با توجه به مشاهدات و برداشت های خود به يک سری از نتايج و تجزيه تحليل ها برسند.ولی نکته اساسی را که می توان در اين رابطه گفت همگانی شدن ارزش ها و ورزش ها ست. به اين معنی که ديگر نمی توان صحبت از اين موضوع کرد که فلان ورزش به گونه ايی صد درصد در انحصار گروه نژادی خاص است  . نقل و انتقال بازيکنان ديگر اين بحث را کنار گذاشته .برای مثال تيم ورزشی يک باشگاه معروف که کلکسيونی از رنگ ها را به وجود آورده که سياهان و سفيدان در کنار هم يک رشته را بازی می کنند يک هدف دارند.

ملیحه کهن پور

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390ساعت 23:8  توسط گروه نویسندگان  | 

در حال تشکیل تیم علمی

با سلام

در حال تشکیل یک تیم علمی قوی ، فعال و حرفه ای هستیم

از تمام علاقه مندان به فعالیت علمی و وبلاگ نویسی دعوت به همکاری می شود

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390ساعت 15:44  توسط گروه نویسندگان  | 

مکمل غذایی در ورزش

بیشتر متخصصین تغذیه معتقدند که غذا بهترین منبع مواد مغذی است.در صورتی که غذاهای متنوعی از غلات،سبزیجات،میوه جات،لبنیات و گوشت مصرف کنید،به قرص های ویتامین و مواد معدنی نیاز پیدا نمی کنید.با این وجود در صورتی که نوعی بیماری یا نیازهای تغذیه ای خاصی دارید که با منابع معمول غذایی قابل رفع نیست یا اینکه اصولاً از یک نوع مواد غذایی خاص استفاده نمی کنید(مثلاً از شیر تا سایر محصولات لبنی مصرف نمی کنید). ممکن است مکمل برای شما سودمند باشد.

 

شزایط زیر احتمالاً نیاز به مکمل دارد:

 

کمبود لاکتات:افراد مبتلا به کمبود لاکتات قادر به هضم شیر و برخی فرآورده های شیر نیستند در صورتی که این افراد به اندازه کافی از سایر مواد غذایی محتوی کلسیم فراوان (نظیر اسفناج،کلم و باقلا)استفاده نکنند،مصرف یک مکمل کلسیمی مفید خواهد بود.به طور مشابه افرادی که آلرژی به شیر دارند یا از شیر و محصولات آن خوششان نمی آید نیز احتمالاً از مکمل کلسیمی سود خواهند برد.رژیم گیاهخواری،ویتامین B12،آهن،روی و مکمل های کلسیمی ممکن است مورد نیاز باشند.

 

کمبود ویتامین یا مواد معدنی:

 

در صورت تشخیص کمبود ویتامین یا یک ماده معدنی بخصوص،استفاده از مکمل در درمان این کمبود کمک کننده می باشد.

 

اما چگونه میتوانید بفهمید که نیازهای خاص دارید یا اینکه رژیم غذایی شما فاقد مواد مغذی کلیدی است؟

 

به عنوان یک ورزشکار شما از ارزیابی تغذیه ای برای بررسی عادات غذایی اخیرتان،تشخیص مواردی که به طور مناسب رعایت می کنید،برای نشان دادن راههای بهبود و شناسایی نیاز خود به مکمل ها سود خواهید برد.تجربه نشان میدهد ورزشکاران از مکملهایی استفاده میکنند که رژیم غذایی آنها بطور کامل این نیازها را تأمین نموده و در مورد مواد مغذی که کمبود دارند از مکمل مناسب استفاده نمی نمایند یک ارزیابی تغذیه ای میتواند  خلاءهای تغذیه ای شما را پرکند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389ساعت 12:45  توسط گروه نویسندگان  | 

قلب ورزشکار در مقایسه با قلب بیمار

دیدگاه تاریخی :

- قلب ورزشکار نقش مهمی در توانایی انجام کارهای عضلانی بیشینه بازی می‌کند. این نکته اولین بار در اوایل قرن 17 مورد توجه Giovanni Lancisi پدر کاردیولوژی قرار گرفت.

- Osler(1892) اشاره می‌کند قلب بزرگ ورزشکاران ممکن است پیامد استفاده بلند مدت از عضلات آنها باشد ، اما هیچ انسانی دونده یا پارو زن بزرگی نخواهد شد مگر آنکه به طور طبیعی قلب بزرگ یا قابلیت آن را داشته باشد.

- 8 سال بعد Henschen(1899) که روی اسکی بازان استقامتی کار می‌کرد نخستین بار واژه ی "قلب ورزشکار" را به کار برد.

- با این حال از اواخر قرن 19 و تا دهه هایی از قرن 20 بسیاری از پزشکان عقیده داشتند که فعالیت های ورزشی اثرات زیانباری بر قلب دارد. این عقیده برخاسته از کار کاردیولوژیست آلمانی Beneke روی نوجوانان ورزشکار بود که در سال 1879 منتشر شد و برای 50 سال یعنی زمان انتشار یافته های پژوهشی دو پزشک اتریشی پایدار ماند.

- Deutsch & Kauf (1924) دو پزشک اتریشی موسسه قلب وین با مطالعه قلب ورزشکاران مرد و زن در 16 رشته ورزشی به این نتیجه رسیدند که اندازه قلب در مردان شناگر 30 تا 40 درصد و در زنان شناگر 4 تا 12 درصد افزایش می یابد. بیشترین افزایش اندازه قلب به ترتیب مربوط به اسکی بازان استقامت ، پارو زنان ، دوچرخه سواران ، شناگران ، کشتی گیران ، کوهنوردان ، دوندگان ، وزنه برداران و پرتاب گران ، بازیکنان فوتبال ، مشت زنان و شمشیر بازان بود. در پیگیری 6 ماهه ، مشکلات قلبی خاصی در این ورزشکاران مشاهده نشد.

- با این حال این دانشمندان نتوانستند به این سئوال پاسخ دهند که آیا ورزشکاران قهرمان به طور ارثی قلب بزرگتری نسبت به افراد عادی دارند یا این که ورزش موجب این افزایش در اندازه قلب شده است؟

- بر اساس بازنگری Rost (1997) در سال های آخر 1800 و اول 1900 عقیده عمومی این بود که ورزش موجب کوتاه شدن طول عمر ورزشکاران نسبت به افراد عادی می‌شود. همین عقیده موجب شد که در قرن 20 نیز با تشخیص صداهای غیر طبیعی قلب از شرکت ورزشکاران در مسابقات جلوگیری شود ، اتفاقی که در مورد Clarence Demar(1910s) و Wally Hayward(1930s) اتفاد. جالب این که پس از مرگ Demar بر اثر سرطان روده ، کالبد شکافی نشان داد که وی دارای قلب طبیعی بوده و صدای اضافی مربوط به سندرم قلب ورزشکار است. پس از مرگ Demar گزارش شد که اکثریت دوندگان دارای صدای اضافی (صدای سوم و چهارم) قلب هستند(Parker 1978).

 

روش های تشخیص در مطالعات قلبی :

- رادیوگرافی : اوایل 1960 ، دقت کار بسیار پائین بود.

- الکتروکاردیوگرافی : تغییرات در موج های الکتروکاردیوگرام به علت توده عضلانی بالا در ناحیه قفسه سینه ورزشکاران و وجود دامنه گسترده ای از الگوهای غیر طبیعی ECG با تمرینات استقامتی جای اشتباه زیاد بود.

- اکوکاردیوگرافی : اوایل 1970 .

اولین بار این روش توسط Rost et al.(1975) استفاده شد.

- روش MRI

 

با وجود روش های پیشرفته هنوز تشخیص دقیق هیپرتروفی فیزیولوژیک از پاتولوژیک به علت همپوشانی یافته های مورفولوژیک بین قلب ورزشکار و قلب بیمار بسیار دشوار است.

تغییرات مورفولوژیکی :

قلب انسان (بطن چپ) توانایی پاسخ به محرکات مختلف از جمله ورزش را دارد. این پاسخ به طور عمده به شکل تغییر در اندازه ، شکل و ضخامت دیواره به تغییرات در سطوح سلولی و مولکولی مشاهده می شود.

 

اندازه حفره ی بطن چپ :

تغییرات ناشی از ورزش در حجم بطن چپ در کمتر از 3 ماه تمرین استقامتی رخ می دهد(Ehsani et al.1978).

یک هفته تمرین استقامتی موجب افزایش در حجم دیاستولیک بطن چپ می‌شود(Robal et al.1987).

 

Morgenroth et al.(1975) ابعاد بطن چپ را در 56 ورزشکار با روش اکوکاردیوگرافی ارزیابی کردند.

یافته ها : افزایش حجم پایان دیاستولی و افزایش توده ی بطن چپ

نتیجه گیری : در ورزشکاران شرکت کننده در فعالیت هایی که حجم مورد تقاضا از قلب بالاست (ورزش های ایزوتونیک) ، افزایش قطر پایان دیاستولی و به دنبال آن افزایش ضخامت دیواره ی قلب برای طبیعی کردن تنش دیواره قابل پیش بینی است.

در ورزشکاران شرکت کننده در فعالیت هایی که فشار مورد تقاضا از قلب بالاست (ورزش های ایزومتریک) ، افزایش ضخامت دیواره بدون تغییر در قطر پایان دیاستولی قابل پیش بینی است.

Ehsani et al (1978) مطالعه ای طولی را برای ارزیابی تغییرات ابعاد قلب در پاسخ به تمرین و بی تمرینی در شناگران انجام دادند.

یافته ها : پس از 9 هفته تمرین ، افزایش معنی داری در قطر پایان دیاستولی (از 7/48 به 52 میلی متر) و ضخامت دیواره ی بطن چپ (از 4/9 به 1/10 میلی متر) مشاهده شد. پس از 3 هفته بی تمرینی ، بازگشت معنی داری در سازگاری های بوجود آمده مشاهده شد.

 

Pelliccia et al. (1991) ابعاد بطن چپ را در 947 ورزشکار مرد نخبه با روش اکوکاردیوگرافی مطالعه کردند.

یافته ها : ضخامت دیواره بطن چپ از 7 تا 16 میلی متر متغیر بود (16 ورزشکار ضخامت دیواره ی 13 میلی متر و بالاتر داشتند که 15 نفر آنان پاروزن یا کانوییست بودند).

 

Pelliccia (1996) ابعاد بطن چپ را در 600 ورزشکار زن نخبه با روش اکوکاردیوگرافی مطالعه و آن را با 65 زن غیر ورزشکار مقایسه کردند.

یافته ها : در ورزشکاران قطر پایان دیاستولی و ضخامت دیواره ی بطن چپ به ترتیب 6 و 14 درصد بزرگ تر از گروه کنترل بود.

 

Turpeinen et al. (1996) ابعاد قلب 9 دونده ی استقامت و 8 مرد غیر ورزشکار را به روش MRI ارزیابی کردند.

یافته ها : افزایش توده بطن چپ ، افزایش محور طولی حفره ی بطن چپ همبستگی بالایی با VO2max داشت.

 

شکل قلب : مطالعات اندکی در رابطه با شکل قلب ورزشکار انجام شده است. یافته های پژوهشی نشان می‌دهد که گشاد شدن قلب ناشی از ورزش در محور طولی رخ می‌دهد ، در حالیکه در بیماران قلبی ، قلب به صورت افقی گشاد می‌شود. Turpeinen et al.(1996) و Pelliccia & Maron (1997).

 

محرک دقیق هیپرتروفی در قلب ورزشکار نا مشخص است. اما بار کار کل (اضافه بار فشاری و حجمی) محرک اصلی برای هیپرتروفی قلب است.

قرار گرفتن بلندمدت در معرض کاتکول آمین ها نیز ممکن است در هیپرتروفی قلب موثر باشد(Scheuer & Buttrick 1987).

در هر دو مورد هیپرتروفی فیزیولوژیک و پاتولوژیک افزایش ضخامت دیواره ی بطن چپ پاسخی جبرانی برای کاهش فشار دیواره است(Scheuer & Buttrick 1987 ، Maron et al.1995 ، Richey & Brown 1998 ، Opie 1998). با این تفاوت که در هیپرتروفی پاتولوژیک این تغییر قادر به رفع نیاز میوکارد نیست و پیامد آن اختلال در عملکرد قلب در نتیجه ی ایسکمی اجزا انقباضی است.

 

در ورزشکاران  استقامتی ، اضافه بار حجمی مزمن موجب افزایش برون ده قلبی و بازگشت وریدی می‌شود. کاهش بلندمدت ضربان قلب ، کاهش پس بار و افزایش پیش بار در کنار اضافه بار حجمی موجب تغییر در ساختار بطن چپ می‌شود(Opie 1998).

اضافه بار حجمی = افزایش حجم پایان دیاستولی بطن چپ = افزایش ناشی از ورزش در اندازه ی حفره بطن چپ

 

افزایش شعاع قلب از نظر مکانیکی یک محدودیت است ، چون موجب افزایش تنش دیواره ی بطن برای ایجاد فشار خون مشابه می‌شود (در صورتی که ابعاد خطی قلب شامل شعاع و محور طولی دو برابر شود ، تنش دیواره چهار برابر خواهد شد).

برای طبیعی شدن تنش دیواره و به دنبال آن تامین نیاز اکسیژن میوکارد ، به همراه افزایش شعاع ، هیپرتروفی اندک نیز ضروری است. همان اتفاقی که برخلاف حالت پاتولوژیک به هنگام تمرین استقامتی رخ می‌دهد.

سه محرک اصلی هیپرتروفی علاوه بر عوامل همودینامیک و رشد قلب عبارتند از :

- کشش سلول های عضلانی . کشش میوسیت ها پیام تحریکی برای هیپرتروفی و بیان ژنی است(Schwartz et al. 1992).

- آگونیست ها . آنژیوتانسین 2 ، کاتکول آمین ها و اندوتلین (روی PKC عمل می‌کند).

- عوامل رشدی . عامل رشدی شبه انسولین (IGF) و عامل رشدی تبدیلی (TGF)(Opie 1998).

 

عملکرد سیستولیک و دیاستولیک بطن چپ همراه با تغییرات مورفولوژیکی افزایش می‌یابد :

- افزایش قدرت انقباضی قلب

- کاهش ضربان قلب

- پر شدن موثر بطن (کاهش ضربان قلب موجب افزایش زمان پر شدن بطن و در نتیجه پر شدن موثر آن می‌شود).

- تغییر در عملکرد متابولیکی _ با وجود افزایش برداشت گلوکز در کل بدن و عضلات اسکلتی ورزشکاران ، برداشت گلوکز میوکارد کاهش می‌یابد که نشانگر تغییر نیازهای انرژی و نوع سوخت مورد استفاده توسط قلب است(Nuutila et al. 1994). در همین رابطه Turpeinen et al.(1996) نشان دادند که اکسیداسیون اسیدهای چرب سوخت جایگزین نیست.

علاوه بر این همراه با افزایش توده ی عضلانی بطن چپ ، نسبت حجم میتوکندری به تارچه عضلانی حفظ می‌شود(Richey & Brown 1998).

- افزایش شبکه مویرگی قلب

 

Sugishita et al. (1983) تغییرات طبیعی در قلب ورزشکار را در پاسخ به تمرین با تغییرات غیر طبیعی ناشی از شرایط پاتولوژیک مقایسه کردند.

آزمودنی‌ها : ورزشکاران (31 دونده و 17 جودوکار) ، بیماران (15 بیمار مبتلا به بازگشت آئورتی ، 13 بیمار فشار خونی ، 14 بیمار مبتلا به گشادی قلب و 11 بیمار مبتلا به بزرگی قلب) ، گروه کنترل (25 نفر).

یافته ها : نسبت شعاع به ضخامت دیواره ی بطن چپ در دونده ها طبیعی و در بیماران مبتلا به بازگشت وریدی و گشادی قلب بالا بود.

به طور کلی دو نوع هیپرتروفی قلب داریم :

1.    هیپرتروفی پاتولوژیک (قلب بیمار)

2.    هیپرتروفی قیزیولوژیک (قلب ورزشکار)

هیپرتروفی پاتولوژیک از بیماری قلب ناشی می‌شود ، در حالیکه هیپرتروفی فیزیولوژیک از تمرینات طولانی مدت ناشی می‌شود.

علل هیپرتروفی پاتولوژیک :

- اضافه بار فشاری مزمن : فرد همیشه با پس بار مواجه است.

- اضافه بار حجمی : فرد همیشه با پیش بار مواجه است.

 

با هیپرتروفی پاتولوژیک رخ می‌دهد :

- رشد تارهای عضلانی

- تغییر ساختار قلب

- سوخت و ساز قلب به سمت گلوکز

- فیبروز سلولهای عضلانی قلب

- اختلال در عملکرد میوکارد

- مرگ و میر

 

با هیپرتروفی فیزیولوژیک رخ می‌دهد :

- تغییر ساختار قلب

- افزایش بیان ژن

- سوخت و ساز طبیعی

- بهبود در عملکرد میوکارد

 

اشکال مورفولوژیک هیپرتروفی فیزیولوژیک :

- قلب یک فرد تمرین کرده استقامتی ناشی شده است از ورزش با اجزاء دینامیک (هیپرتروفی اکسنتریک)

- قلب یک فرد تمرین کرده قدرتی ناشی شده است عمدتا از تمرین ایزومتریک (هیپرتروفی کانسنتریک)

- در طی تمرین استقامتی اضافه بار حجمی رخ می‌دهد. علت هیپرتروفی اکسنتریک ، افزایش قطر داخلی بطنها ، با یک افزایش ملایم ضخامت دیواره

- ورزشکاران استقامتی همیشه با اضافه بار حجمی مواجه هستند. همیشه پیش بار. بدلیل اینکه حجم خون آنها بیشتر است.

- در طی تمرین قدرتی اضافه بار فشاری رخ می‌دهد. هیپرتروفی کانسنتریک سبب می‌شود با افزایش ضخامت دیواره بطن بدون تغییر در قطر حفره.

- ورزشکاران قدرتی همیشه با اضافه بار فشاری مواجه هستند. همیشه پس بار.

- هیپرتروفی فیزیولوژیک برگشت پذیر است.

- نشان داده شده است که ضخامت دیواره بطن چپ در اوج آمادگی ورزشکاران قایقران نخبه 13 میلی متر بوده است که بعد از 8 هفته بی تمرینی به 10 میلی متر کاهش یافته است.

 

نقش سه دسته عوامل در رشد فیزیولوژیک قلب :

1. عوامل رشدی

2. عوامل مربوط به رونویسی ژن

3. عوامل تنظیمی

 

5 محرک برای تغییرات سازگاری در میوسیت قلب :

1. فاکتورهای هومورال خارجی از قبیل هورمونها ، فاکتورهای رشد پپتیدی و میانجی های عصبی

2. بارهای مکانیکی

3. تغییر در کلسیم داخل سلولی. انقباض مربوط است به فعالیت انقباضی آن

4. هیپوکسی

5. وضعیت ردوکس سلولی

 

هیپرتروفی پاتولوژیک :

اضافه بار فشاری ---> افزایش آنژیوتانسین 2 ---> تحریک رسپتور پروتئین G ---> فسفوریلاسیون Ip3 ---> فعالیت Calcineurin ---> NFAT ---> پاسخ ژنی هیپرتروفی

 

هیپرتروفی با اضافه بار حجمی :

فعالیت استقامتی ---> افزایش فعالیت عصبی سمپاتیک ---> کاهش جریان خون کلیه ---> ترشح رنین ---> افزایش آنژیوتانسین و آلدوسترون در طی و بلافاصله بعد از تمرین

این تاثیر در بی تمرینی بیشتر باقی می‌ماند.

 

IGF-1 و GH

IGF-1 شروع می‌کند فسفوریلاسیون خود به خودی IRS-1 و PI3k

 

سایتوکاین ها و هیپرتروفی قلب :

- اینترلوکین1 ، LIF ، α TNF و CT-1 شاید مدوله کنند رشد در میوست قلب

- اما این تاثیر به صورت معنادار ثابت نشده است

- CT-1 احتمالا تنها سایتوکاینی است که در هیپرتروفی قلب تاثیر دارد

- CT-1 باعث می‌شود یک هیپرتروفی قلب با بزرگ کردن طولی میوسیت قلب با حداقل تغییر در پهنای سلول

 

فشارهای مکانیکی :

- در اضافه بار فشاری بوسیله تنگی آئورت ، میوسیت قلبی منقبض می‌شود در برابر مقاومت افزایش یافته و هیپرتروفی قلبی عمدتا رخ می‌دهد بوسیله افزایش CSA آنها.

- در اضافه بار حجمی ، هیپرتروفی قلبی عمدتا رخ می‌دهد بوسیله کشیده شدن میوسیت قلبی

 

گیرنده های مکانیکی :

- از طریق راه سیگنالینگ یک هم خانواده گیرنده های رویه سلولی به نام اینتگرین

- فعال شدن تیروزین کیناز غیر رسپتور بوسیله کشش ناشی از تغییرات تطبیقی

- فعالیت کششی کانالهای یونی ایجاد می‌کند افزایش کلسیم

 

مسیر Calcineurin/NFAT مکانیسم ضروری هیپرتروفی پاتولوژیک ، واماندگی قلبی و مرگ ناگهانی. اگرچه هیپرتروفی فیزیولوژیک که در پاسخ به تمرین رخ می‌دهد ، به نظر نمی‌رسد در این مسیر درگیر باشد.

 

مسیر AKT/mTOR

مسیر اصلی است که در ورزش باعث هیپرتروفی می‌شود.

- تمرین باعث رشد قلبی می‌شود که تنظیم می‌شود بوسیله راه سیگنالینگ محوری GH/IGF از طریق PI3k/AKT یا AKT/mTOR

 

- فعالیت پروتئین AKT فسفوریله می‌کند سوبستراهای متفاوت درون سلولی را در تنظیم رشد ، متابولیسم و ابقاء

- بیان زیاد گیرنده IGF-1 ---> فعالیت AKT ---> هیپرتروفی فیزیولوژیکی بوسیله افزایش جریان کلسیم از طریق کانال کلسیم L-type و SERCA

 

- رشد فیزیولوژیکی و سازگاریهای همودینامیکی کند می‌شود زمانی که AKT-1 سرکوب شود

- گلیکوژن سنتتاز کیناز-3 ، تنظیم کننده مهم منفی سنتز پروتئین است که جلوگیری می‌شود بوسیله AKT

 

- میتوژن فعال کننده پروتئین کیناز (MAPK) ، پروتئین سیگنالی موجود در همه جا است که درگیر است در کنترل رشد ، کارکرد و سازگاری سلول

- مکانیسم کشش باعث فعالیت سیگنالی MAPK می‌شود. در نتیجه آن بیان ژنی c-fos ، c-jun و c-myc شروع می‌شود و متعاقبا این افزایش بیان ژنی مرتبط با هدف ملکولی آن در هیپرتروفی میوسیت در بیرون از محیط بدن

 

- هیپرتروفی بطن چپ به طور کمیابی می‌دهد مقدار آزمودنی با ضخامت دیواره بیشتر از 12 میلی متر.

- در کمتر از 10 درصد ورزشکاران دارای ضخامت دیواره بیشتر از 12 میلی متر بوده اند که خارج از دامنه نرمال پذیرفته شده به طور مرسوم می‌باشد.

 

کارکرد سیستولی بطن چپ و الگوی پر شدن دیاستولیک معمولا نرمال است.

- هیپرتروفی بطن چپ تنها اتفاق نمی‌افتد در ورزشکاران نخبه المپیکی

- نشان داده شده است توده بطن چپ بعد از 10 هفته تمرین موازی به میزان 18 درصد افزایش می‌یابد

- آشکار شده است که افزایش در توده بطن چپ دارای یک مولفه ژنتیکی قدرت است که شاید توضیح دهد چرا تنها برخی از ورزشکاران توسعه می‌دهند هیپرتروفی بطن چپ را.

- افزایش در توده بطن چپ منعکس می‌شود بوسیله یک افزایش در پپتید تغذیه ای مغز

- به چند دلیل که یکی پراکندگی QT می‌باشد ما ناخوشایندیم که هیپرتروفی بطن چپ ورزشکار را صرفا یک سازگاری فیزیولوژیکی بدانیم

- هیپرتروفی بطن چپ ورزشکار در عموم مردم معمول نیست.

 

برای اطمینان از عدم قلب بیمار به جای قلب ورزشکار باید اندازه گیری شود:

1. توده بطن چپ/شاخص توده

2. پپتید تغذیه ای مغز

3. پراکندگی QT

4. ژنوتایپ ACE

 

- تمرین جلوگیری می‌کند از هیپرتروفی پاتولوژیک

- ACE ، اندوتلین1 ، پپتید تغذیه ای مغز ، زنجیره سنگین بتامیوزین ، Caveolin-3 و سنتز نیتریک اکساید اندوتلیال مشارکت می‌کنند در هیپرتروفی پاتولوژیک

- حد بالای هیپرتروفی فیزیولوژیکی دیواره بطن و قطر داخلی آن به ترتیب 16 و 66 میلی متر می باشد.

- ضخامت دیواره بیش از 13 میلی متر معمول نیست.

 

- هیپرتروفی گزارش شده است ناشی می‌شود بوسیله افزایش اکسیدانت ، سطوح در گردش کاتکول آمین ها ، بار همودینامیک و هیپوکسی

- راههای سیگنالی عمده و تغییرات معمول در بیان ژن که پیدا شده است در ناشی شدن هیپرتروفی شامل آنژیوتانسین ، اندوتلین1 ، کاتکول آمین ها ، فعالیت Gپروتئین ، سیگنالینگ کلسیم ، فسفواینوزیتید3کیناز ، خانواده غشاء کراتینی پروتئین کیناز و میتوزین فعال پروتئین کیناز سه شاخه.

 

- کینازهای تنظیم کننده سیگنال خارج سلولی P38 ، c-jun ، N-terminal kinases مهم هستند برای توسعه هیپرتروفی در عضله قلبی

- تغییر ویژگی های بیان ژن در هیپرتروفی شامل افزایش رونویسی فاکتور تغذیه ای سرخرگی ، بتامیوزین با زنجیره سنگین ، اکتین آلفا اسکلتی ، اینتگرین و شاید ژنهای توبولی

اکسیدانت باعث می‌شود عضله قلبی بزرگ شود در خارج از محیط بدن

 

محمدعلی کهن پور

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم بهمن 1388ساعت 23:46  توسط گروه نویسندگان  | 

تصاویر متحرک از ورزش های مناسب صبح گاهی برای جلوگیری از کمر درد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع: www.bia2net.ir

 

فرهادی

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم دی 1388ساعت 12:45  توسط گروه نویسندگان  | 

پیشگیری و درمان کم وزنی

برای شروع درمان کم وزنی قبل از هر چیز باید با یک پزشک در مورد بررسی وضعیت هورمونی فرد ، امکان وجود افسردگی یا وجود بیماریهای دیگری که موجب کم وزنی می شود مشاوره کرد.

در درمان کم وزنی روش های زیر توصیه می شود :

۱. مصرف مواد غذایی سرشار از کالری و موادمغذی ، از جمله غذاهای پرچربی به ویژه روغن های گیاهی به تدریج افزوده شود. تعدادی از غذاهای پرانرژی عبارتنداز : پنیر ، میوه های خشک ، موز ، مغزها و غیره

۲. از مصرف نوشابه های گازدار و سایر مواد مشابه که می توانند جانشین غذاهای پرانرژی شوند ، خودداری شود

۳. سعی کنید کمی فعالیت جسمانی خود را کاهش دهید. چنانچه خیلی لاغر هستید یک برنامه تمرین با وزنه توصیه می شود(برای تقویت عضلات)

۴. از مصرف مایعات همراه با غذا خودداری کنید تا از سیری زودرس جلوگیری شود

۵. از مصرف بیش از حد فیبر خوراکی خودداری کنید زیرا این کار باعث سیری زودرس می شود

۶. روی کاغذ نوع و مقدار غذای مصرفی خود را بصورت روزانه به مدت یک هفته بنویسید. سپس بررسی کنید و ببینید چه غذاهای پر کالری مصرف کرده اید و چه تغییراتی می توانید در برنامه غذایی خود بدهید

محمد جواد کشاورز

عضو دفتر تحقیقات کاربردی پلیس

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آذر 1388ساعت 0:49  توسط گروه نویسندگان  | 

پیشگیری و درمان چاقی

داشتن وزن مناسب برای تامین سلامت ضروری است. بنابراین افراد دارای اضافه وزن یا چاق ، باید سعی در کاهش وزن خود نمایند. لیکن قبل از این مساله باید تاکید بیشتری بر پیشگیری از چاقی نمود. چون معمولا ۵ درصد افرادی که وزن خود را با رژیم غذایی کم می کنند قادر به حفظ وزن مطلوب هستند.

 یک برنامه کاهش وزن زمانی موفق است که فرد بتواند حداقل ۳ تا ۵ سال در وزن بدست آمده باقی بماند. در یک برنامه کاهش وزن علمی و موفق باید نکات زیر در نظر گرفته شود :

۱. برنامه رژیم غذایی باید طوری تنظیم شود که هر ۵ گروه غذایی را در حد مورد نیاز تامین نماید و لیکن از مواد غذایی بدون چربی استفاده شود.

۲. کاهش وزن آرام و یکنواخت باشد ، بطوریکه فرد حدود ۵/۰ تا ۱ کیلوگرم وزن را در هفته از دست بدهد.

۳. برنامه باید طوری تنظیم شود که تا حد امکان فرد احساس گرسنگی و بی حالی نکند. ممکن است یک مکمل ویتامین و املاح مورد نیاز باشد.

۴. در برنامه غذاهایی گنجانده شود که به راحتی در دسترس باشد. هیچ غذایی اثر جادویی بر کاهش وزن ندارد ، اگر رژیمی چنین غذایی را مصرفی کند باید با متخصص مشورت شود.

۵. در برنامه غذایی ، تصحیح عادات غذایی به گونه ای باشد که فرد در آینده بتواند آن را ادامه دهد.

۶. فعالیت هایی که تندرستی فرد را بهبود بخشد باید تشویق شود ، از جمله فعالیت های جسمانی منظم ، استراحت کافی ، روش های کاهش استرس و شیوه زندگی سالم توصیه می شود. در ضمن حتما در طول برنامه از مشاور ، پزشک یا کارشناس تغذیه استفاده شود.

۷. برای کاهش وزن ، مصرف هیچ دارویی توصیه نمی شود.

 

محمد جواد کشاورز

عضو دفتر تحقیقات کاربردی پلیس

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 8:25  توسط گروه نویسندگان  | 

گردشگری ورزشی

گردشگري ورزشي

گردشگري ورزشي فعاليت‌هاي مرتبط با ورزش است و از آنجا كه اين بخش تنها دربرگيرنده پيگيري حوادث و رويدادهاي ورزشي نيست، به گردشگري ورزشي نه فقط به‌عنوان تماشاي يك حادثه ورزشي، بلكه به‌عنوان عامل سفر نيز توجه مي‌شود گردشگري ورزشي طيف گسترده اي از گردشگري ماجراجويانه تا گردشگري تفريحي را در بر مي گيرد.

از آنجا كه گردشگري پسامدرن گونه اي حق گذران اوقات فراغت را در عصر فرا ـ پسامدرن شكل مي دهد(پاپلي يزدي وسقايي، 32،1382)گردشگري ورزشي نيز گونه اي از گردشگري پسامدرن محسوب مي شود.از اين رو دو مقوله گردشگري و ورزش از ارتباط متقابل، تنگاتنگ و تاثيرگذاري سود مي‌جويند، به‌گونه‌اي كه ورزش حجم قابل توجهي از افراد را به سفر وا مي‌دارد و رويدادهاي بزرگ ورزشي، به خودي خود از مهمترين جاذبه‌هاي دوره‌اي كشورها به حساب آمده و تاثير بسزايي در وجهه گردشگري كشورهاي ميزبان دارد. Ritchie,2002,4 ).

  گردشگري ورزشي

سفري است كه به دلايل غير تجاري به صورت رسمي يا غير رسمي و بر پايه تفريح يا تماشاي ورزش ، به صورت كوتاه مدت يا تعريف شده در داخل يا خارج از كشور صورت مي گيرد.  توريسم ورزشي يا همان گردشگري ورزشي در اساس بخشي از گردشگري است که در حوزه ورزش و با بهره مندي از آن به عنوان يک پديده مثبت و فراملي، عمل مي کند. در اين حوزه، سه شاخه وجود دارد: گردشگران داخلي، گردشگران ورودي و گردشگران خروجي توريسم ورزشي.گردشگران داخلي و ملي به کساني گفته مي شود که براي شرکت در مسابقات داخلي، حضور در مسابقات تيم هاي مختلف ورزشي و يا بازديد و تماشاي مسابقات ورزشي در سطح ملي فعاليت مي کنندتوريسم ورزشي، به دليل اين که به زبان يا فرهنگي خاص محدود نيست، همه فرهنگ ها را دربرمي گيرد و اين براي کشورهايي که به دلايل خاص اعتقادي و ديني در جذب گردشگر ناموفق بوده اند، بستري مناسب را فراهم مي سازد.

 گردشگران ورزشي

كساني كه براي مدت(حداقل 24 ساعت و حداكثر 6 ماه) به محيط هاي خارج از محل زندگي دائمي خود سفر مي كنند و انگيزه و هدف  اصلي آنان مشاركت فعال يا غير فعال در ورزش هاي رقابتي يا تفريحي يا حتي حضور در رويدادهاي ورزشي به منظور لذت بردن و تشويق نمودن ورزشكاران است.

فرصت هاي گردشگري ورزشي در ايران

ايران به دليل بر خورداري از شرايط ويژه جغرافيايي و اقليمي ، توانايي پذيرايي از خيل عظيمي از ورزشكاران (كوهنوردان ، دوچرخه سواران ، بيابان گردان ، قايق رانان و علاقه مندان به ورزش مفرح اسكي و همچنين مسابقات رالي خصوصا رالي در كوير ) را دارا است.ورزش هايي همچون چوگان ، كشتي و ورزش هاي زور خانه اي  و باستاني از جمله نام آشناترين ورزش هاي بومي و سنتي كشور به شمار مي روند. اين ورزش ها به لحاظ جنبه هاي تاريخي ، فرهنگي و هنري اهميت ويژه اي در جذب گردشگران و جهانگردان داخلي و خارجي دارند

علاوه بر آن فوايد اقتصادي گردشگري ورزشي نيز يكي از دلايل توجه به گردشگري ورزشي مي باشد. به گونه اي كه گردشگري ورزشي يك تجارت چند ميليون دلاري است كه داراي سريعترين رشد، يعني حدود 5/4 تريليون دلار در سطح دنيا است و تا سال 2011 ميلادي انتظار مي‌رود كه حدود 10 درصد اقتصاد بومي را در برگيرد. رويدادهاي ورزشي كه در كشورهاي مختلف برگزار مي شود خود مي تواند به عنوان جاذبه اصلي گردشگري ورزشي، ضمن جذب گردشگران ، سبب شكل گيري فوايد اقتصادي بسياري گردد. به عنوان مثال مي توانيد از مطالعات كي لي در زمينه فوايد اقتصادي حاصل از گردشگري ورزشي  جام جهاني فوتبال 2002در كره و ژاپن اشاره كرد.

گردشگري ورزشي در چارچوب ژئو پلتيك گردشگري(پاپلي يزدي و سقايي،1385) مي‌تواند ده‌ها ميليون تماشاگر (گردشگر) را به سمت رقابت‌هاي المپيك و جام جهاني جذب كنند. به‌عنوان مثال استراليا براي المپيك 2000 سيدني، 7/1 بيليون دلار هزينه كرد و پيش‌بيني مي‌شود در طول 10 سال 5/4 بيليون دلار درآمد از اين راه كسب كند فوايد كوتاه مدت و مستقيم حضور گردشگران ورزشي در كشور ميزبان پول و ثروت و ايجاد فرصت‌هاي شغلي و فوايد بلند مدت و غيرمستقيم آن، رشد و توسعه زيرساخت‌هاي صنعتي و اقتصادي كشورها است كه اين امر از طريق حضور متمادي و مستمر گردشگران در مناطق مختلف حاصل مي شود. بر اين مبنا مي توان گردشگري ورزشي را براساس يك نگرش پسا ساختاري مورد مورد بررسي قرار داد و بيان نمود كه گردشگري ورزشي در عصر پسامدرن يكي از اهرم هاي ژئوپليتيك گردشگري براي كشورها در جذب سرمايه و درآمد است. 

منبع :اینترنت 

گرداوری کننده: محمد فرهمندنیا

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 19:8  توسط گروه نویسندگان  | 

مصرف شیر با تمرین

عنوان : اثر خوردن شیر بر ظرفیت تمرین طولانی مدت مردان تندرست جوان

 

هدف :  اثر مصرف مایع بر تمرینات طولانی مدت به طور ممتد مورد مطالعه قرار گرفته است ، اما اطلاعات کمی موجود است در مورد اثر مصرف شیر در پاسخ به تمرینات طولانی مدت. بدین سان هدف این مطالعه بررسی اثر شیر بر ظرفیت تمرین بود.

روش : 8 مرد تندرست (با سن 24 بعلاوه و منهای 4 سال ، بلندای قامت 1 متر و 76 سانتیمتر بعلاوه و منهای 4 سانتیمتر ، جرم 9/68 بعلاوه و منهای 5/9 کیلوگرم ، چربی بدن 5/12 بعلاوه منهای 4/2% ، اوج اکسیژن مصرفی 3/4 بعلاوه و منهای 6/0 لیتر در دقیقه) تمرین کردند تا مرز خستگی با 70% اوج اکسیژن مصرفی در 4 وهله. اشخاص خوردند  5/1 میلی لیتر به ازای هر کیلوگرم وزن بدن آب ساده ، یک محلول کربوهیدراتی-الکترولیتی ، شیر کم چربی (با چربی 1/0%) و شیر کم چربی (با چربی 1/0%) که به آن گلوکز اضافه شده بود قبل از تمرین و هر 10 دقیقه در طی تمرین. اثر نوشیدنی بر ظرفیت تمرین ، و پاسخ قلبی عروقی ، متابولیسم و تنظیم دما به تمرین طولانی مدت اندازه گیری شد.

نتیجه : زمان تمرین تا رسیدن به خستگی به طور معناداری تحت تاثیر خوردن نوشیدنی قرار نگرفت (P=19)، اما آنها تمایل داشتند به تمرین طولانی تر زمانی که نوشیدنی کربوهیدرات-الکترولیت (6/110 با دامنه 82 تا 7/222 دقیقه) ، شیر (3/103 با دامنه 7/85 تا 5/228 دقیقه) و شیر با گلوکز (8/102 با دامنه 3/74 تا 1/167 دقیقه) مصرف شد در مقایسه با آب (3/93 با دامنه 4/82 تا 3/192 دقیقه). محلول مصرف شده تحت تاثیر قرار نداد پاسخ قلبی عروقی ، متابولیسم و تنظیم دما را به تمرین.

نتیجه گیری : نتیجه این تحقیق پیشنهاد می کند اگرچه مایع پایه شیر کم چربی ظرفیت تمرین را بالا نمی برد بیش از آنچه دیده شد با خوردن آب ساده ، اثر آن قابل قیاس بود با آنچه مشاهده شد با نوشیدنی کربوهیدراتی-الکترولیتی.

 

ترجمه : محمدعلی کهن پور

-------------------------------

عنوان : بهبود ظرفیت استقامتی بدنبال مصرف شیرکاکائو در مقایسه با دو نوشیدنی تجاری در دسترس

 

این تحقیق آزمایش می کند اثر 3 نوشیدنی ریکاوری بر اجرای استقامتی بدنبال تخلیه گلیکوژن در تمرین. 9 مرد دوچرخه سوار تمرین کرده اجرا کردند 3 کوشش آزمایشی در یک ترتیب تصادفی که هر کدام شامل یک کوشش با تخلیه گلیکوژن ، 4 ساعت دوره ریکاوری و یک دوچرخه سواری تا حد خستگی در 70% حداکثر اکسیژن مصرفی. در 0 و 2 ساعت درون دوره ریکاوری شرکت کنندگان مصرف کردند  شیرکاکائو ، یک نوشیدنی جانشین کننده کربوهیدرات و یک نوشیدنی جانشین کننده مایعات. شرکت کنندگان دوچرخه سواری کردند 51% و 43% بیشتر بعد از مصرف شیر کاکائو (32 بعلاوه و منهای 11 دقیقه) نسبت به نوشیدنی جانشین کننده کربوهیدرات (21 بعلاوه و منهای 8دقیقه) و نوشیدنی جانشین کننده مایعات (23 بعلاوه و منهای 8 دقیقه). شیر کاکائو کمک می کند به ریکاوری موثر بعد از تمرین استقامتی طولانی مدت برای تمرین بعدی در شدت ملایم.

 

ترجمه : محمدعلی کهن پور

 -------------------------------

عنوان : شیرکاکائو کمک می کند به ریکاوری بعد از تمرین

 

9 مرد دوچرخه سوار تمرین کرده استقامتی اجرا کردند یک کار اینتروال و بدنبال آن 4 ساعت ریکاوری و سپس یک کوشش استقامتی تا حد خستگی در 70% حداکثر اکسیژن مصرفی ، در سه روز جداگانه. بلافاصله بدنبال یک دور تمرین روز اول و 2 ساعت ریکاوری آزمودنی ها نوشیدند مقداری شیر کاکائو ، نوشیدنی جانشینسازی مایع و نوشیدنی جانشین سازی کربوهیدرات ایزووولومیک (هر سه ایزووولومیک) در یک طرح واحد و تصادفی. محتوی کربوهیدرات برابر بود با شیر کاکائو و نوشیدنی جانشین سازی کربوهیدرات. زمان رسیدن به خستگی ، ضربان قلب متوسط ، درجه درک فشار ، و کل کار برای تمرین استقامتی مقایسه شد بین کوششها. زمان رسیدن به خستگی و کل کار تمرین به طور معناداری بیشتر بود برای شیرکاکائو و نوشیدنی جانشینسازی مایع در مقایسه با نوشیدنی جانشینسازی کربوهیدرات. نتیجه این تحقیق پیشنهاد می کند شیرکاکائو کمک می کند به یک ریکاوری موثر بین دو کوشش تمرینی خسته کننده.

 

ترجمه : محمدعلی کهن پور

 -------------------------------

عنوان : کودکانی که اجتناب می کنند از مصرف شیر گاو در آنها خطر شکستگی استخوان قبل از بلوغ افزایش می یابد.

 

پیشینه تمام شکستگی های 50 کودک (30دختر و 20 پسر با دامنه سنی 3 تا 13 سال) که اجتناب کرده بودند از خوردن شیر گاو برای دوره طولانی آنهایی که در تولد نسبت به آنها بیشتر مصرف کرده بودند ، 1000 کودک از همان شهر. کودکانی که اجتناب کردند از مصرف شبر ، استفاده نکردند از کلسیم زیاد ذخیره غذا بطور مناسب و رژیم غذایی کم کلسیمی مصرف کردند و مقدار دانسیته مواد معدنی استخوان آنها کاهش یافت. وزن خیلی زیادی بود(22 از 50). بطور معناداری بیشتر کودکانی که اجتناب کردند از مصرف شیر در آنها شکستگی گزارش شد(16 observed vs 6 expected, chi(2)=31.0, P<.001, df=5). آنها همچنین تجربه کردند شکستگی بیشتری نسبت به گروهی که از تولد شیر بیشتری مصرف کرده بودند(22 observed vs 8 expected, chi(2)=33.6, P<.001, df=5). تمام شکستگی ها رخ داد قبل از بلوغ و اکثر شکستگی ها (18 از 22) وابسته بود به تنها یک آسیب ناچیز. بخصوص شکستگی ساعد مشترک بود(12 شکستگی). ما نتیجه گرفتیم کودکان جوان که اجتناب می کنند از مصرف شیر مستعد شکستگی هستند.

 

ترجمه : محمدعلی کهن پور

-------------------------------

عنوان : مصرف شیر خامه گرفته شده افزایش می دهد رشد پروتئین عضله را بعد از تمرین مقاومتی نسبت به مصرف نوشیدنی سبوس پروتئین ایزو انرژتیک و ایزونیتروژنیک

 

زمینه : تمرین مقاومتی منجر می شود به رشد خالص پروتئین عضله از طریق همکاری متقابل تمرین و تغذیه. پروتئین از منابع مختلف شاید متفاوت باشد در توانایی آنها در حمایت رشد پروتئین عضله.

هدف : ما آزمایش کردیم اثر مصرف ایزونیتروژنیک ، ایزوانرژتیک و ماکرومغذی ها همتا با نوشیدنی سبوس و شیر( 18 گرم پروتئین ، 750 کیلوژول) بر پروتئین کیناز و تعادل پروتئین عضله خالص بعد از تمرین مقاومتی در مردان تندرست جوان. فرضیه ما این بود که مصرف سبوس اثری بزرگتر اما گذرا hyperaminoacidemia در مقایسه با شیر دارد و شیر افزایش بزرگتر تعادل خالص پروتئین را دارد زیرا پائین می آورد اما در دوره طولانیتر hyperaminoacidemiaرا.

طرح : تعادل آمینو اسید خون سرخ رگی-سیاهرگی و میزان سنتز کسری عضله اندازه گیری شد در مردان جوانی که مصرف کرده بودند شیر مایع یا نوشیدنی سبوس پروتئین در یک طرح همزمان بعد از یک دور تمرین مقاومتی.

نتیجه : مصرف هم سبوس و هم شیر نتیجه داشت در تعدل مثبت پروتئین. تجزیه و تحلیل فضای زیر خط منحنی تعادل خالص نشان داد یک تعادل خالص بزرگ سراسری بعد از مصرف شیر(P<0.05). میزان کسری سنتز در عضله نیز بیشتر بود بعد از مصرف شیر نسبت به بعد از مصرف سبوس.

نتیجه گیری : پروتئین پایه شیر افزایش می دهد رشد پروتئین عضله را به وسعت بیشتری نسبت به پروتئین پایه سبوس زمانی که مصرف شود بعد از تمرین مقاومتی. مصرف هم پروتئین شیر و هم پروتئین سبوس با تمرین مقاومتی افزایش می دهد نگهداری توده عضله را و مفید است ، اما مصرف مزمن پروتئین شیر بعد از تمرین مقاومتی احتمالا حمایت سریعتری می کند از افزایش توده عضله.

 

ترجمه : محمدعلی کهن پور

-------------------------------

عنوان : مصرف شیر مایع بدون چربی بعد از تمرین مقاومتی افزایش می دهد توده بدن را نسبت به زمانی که مصرف شود سبوس یا کربوهیدرات در جوانان ، مبتدیان و مردان وزنه بردار

 

زمینه : مصرف حاد شیر بدون چربی مایع بعد از تمرین مقاومتی افزایش می دهد تعادل مثبت پروتئین را نسبت به سبوس پروتئین.

هدف : ما ارزیابی می کنیم مصرف بلند مدت شیر ، سبوس پروتئین و مصرف انرژی برابر بر افزایش توده بدن ناشی از تمرین.

طرح : ما 56 نوآموز تندرست مرد جوان را که تمرین کردند 5 روز در هفته برای 12 هفته با یک برنامه تمرین مقاومتی چرخشی اجزای مختلف بدن را در 3گروه موازی طولی طرح کردیم. آزمودنی ها به طور تصادفی تعیین شدند در مصرف نوشیدنی بلافاصله و دوباره 1 ساعت بعد از تمرین. شیر بدون چربی 18 نفر ، سبوس پروتئین بدون چربی 19 نفر ، و آنها که ایزوانرژتیک ، ایزونیتروژنیک و درشت مغذی هایشان به نسبت مطابق شیر بود و مالتودکسترین آنها ایزوتنرژتیک بود با شیر و سبوس (گروه کنترل 19 نفر)

نتیجه : اندازه تار عضلانی ، قدرت بیشینه و ترکیب بدن بوسیله اشعه ایکس absorptiometry (DXA) اندازه گیری شد قبل و بعد از تمرین. بین گرهها تفوتی مشاهده نشد در قدرت. سطح مقطع تارهای عضلانی نوع دوم افزایش یافت در تمام گروهها با تمرین اما افزایش بیشتری داشت در گروه شیر نسبت به دو گروه سبوس و کنترل(P < 0.05). سطح مقطع تارهای نوع اول افزایش یافت بعد از تمرین فقط در گروه شیر و گروه سبوس ، با افزایش بیشتر در گروه شیر نسبت به گروه کنترل(P<0.05). توده چربی و استخوان آزاد اندازه گیری شده بوسیله DXA افزایش یافت در تمام گروهها با یک افزایش بیشتر در گروه شیر نسبت به دو گروه سبوس و کنترل(P<0.05).

نتیجه گیری : ما نتیجه می گیریم مصرف مزمن شیر بعد از تمرین افزایش می دهد هیپرتروفی بیشتری در طی مرحله اولیه تمرین مقاومتی در وزنه برداران تازه کار زمانی که مقایسه می شود با مصرف ایزوانرژتیک سبوس و کربوهیدرات.

 

ترجمه : محمدعلی کهن پور

-------------------------------

عنوان : مقایسه تاثیر نوشیدن شیر و نوشیدنی کربوهیدرات-الکترولیت بر ترمیم تعادل مایعات و ظرفیت تمرین در یک محیط گرم مرطوب

 

بدنبال از دست دادن توده بدن به میزان 2 +/- 0.1% بوسیله تمرینات متناوب در گرما ، 7 مرد داوطلب هم محلول کربوهیدرات-الکترولیت و هم شیر خامه گرفته شده در حجمی برابر با 150% توده بدن از دست داده شده نوشیدند. در پایان 3 ساعت دوره ریکاوری تعادل مایعات مثبت بود در نوبتی که شیر را آزمایش کرده بودند (191 +/- 162 میلی لیتر) و euhydrated در نوبتی که محلول کربوهیدرات-الکترولیت را آزمایش کرده بودند (-132 +/- 392 میلی لیتر). با اینکه تعادل سدیم در هر دو بار منفی بود تعادل پتاسیم در نوبتی که محلول کربوهیدرات-الکترولیت را مصرف کرده بودند پائین بود. این اختلاف 326 +/- 354 میلی لیتر یا 0.4% نزدیک به معنادار است (p= 0.051). افراد 137 +/- 15 و 113 +/- 12 گرم کربوهیدرات خوردند در طی به ترتیب نوبت محلول کربوهیدرات-الکترولیت و شیر ، و همچنین 75 +/- 8 گرم پروتئین در طی آزمایش شیر مصرف کردند. در پایان 3 ساعت دوره ریکاوری یک تست ظرفیت تمرین گرفته شد در 61% vo2peak در شرایط گرم (35.3 +/- 0.5 درجه سانتی گراد) و مرطوب (63 +/-. 2%).

HR (p=0.020) و rectal temperature (p=0.045) بالاتر بودند در نوبتی که شیر مصرف شد اما در مورد زمان بروز خستگی در تمرین تفاوتی بین دو حالت مشاهده نشد (39.6 +/- 7.3 دقیقه در برابر 39.7 +/- 8.1 دقیقه به ترتیب در نوبت کربوهیدرات-الکترولیت و گروه شیر)

نتیجه ارائه این مطالعه اظهار می کند نوشیدن شیر می تواند موثر باشد در بارگیری مجدد آب قبل از تمرین ، با باقیماندن تعادل مثبت مایعات در سرتاسر دوره ریکاوری. با وجود این اثر آن بر حفظ آب و ظرفیت تمرین متفاوت نبود بین نوبتی که شیر خوردند و نوبتی که نوشیدنی کربوهیدرات-الکترولیت تجاری در دسترس خوردند 4 ساعت بعد از تمرین در هوای گرم که باعث از دست رفتن توده بدن می شود.

 

ترجمه : محمدعلی کهن پور

 ------------------------------

عنوان : مکمل های حاد شیر پایه  پروتئین-کربوهیدرات آسیب های عضلانی ناشی از تمرین را تقلیل می دهد.

 

آسیب عضلانی ناشی از تمرین (EIMD) منجر می شود به تخریب ساختار پروتئین درون عضله. این ممکن است متعاقبا منجر شود به کاهش در اجرای عضله و افزایش در آنزیم های درون عضلانی و کوفتگی عضلانی تاخیری (DOMS). شیر که فراهم می کند پروتئین و کربوهیدرات (CHO) شاید منجر شود به تخریب پروتئین و یک افزایش در سنتز پروتئین که آن تمایل دارد محدود کند نتیجه اثر آسیب عضلانی ناشی از تمرین (EIMD) را. این تحقیق آزمایش می کند اثر حاد شیر و مکمل شیر پایه پروتئین-کربوهیدرات را بر تقلیل آسیب عضلانی ناشی از تمرین. 4 گروه مستقل 6 مرد تندرست مصرف کردند آب ، نوشیدنی ورزشی کربوهیدرات ، شیر پایه پروتئین- کربوهیدرات و شیر ، قبل از آسیب عضلانی ناشی از تمرین. کوفتگی عضلانی تاخیری ، اجرای ایزوکنتیک عضله ، کراتین کیناز ، میوگلوبین اندازه گیری شد بلافاصله بعد ، 24 ساعت بعد و 48 ساعت بعد از آسیب عضلانی ناشی از تمرین. کوفتگی عضلانی تاخیری تفاوت معنا داری نداشت(P > 0.05 )  بین گروهها و در هر نقطه از زمان. نقطه مهم معناداری (P <0.05) 48 ساعت بعد از آسیب برای کربوهیدرات_پروتئین در مقایسه با کربوهیدرات و مصرف آب ، و شیر در مقایسه با کربوهیدرات بود. کل کار ست به طور معناداری زیاد بود(P < 0.05) 48 ساعت بعد از مصرف کربوهیدرات_پروتئین در مقایسه با کربوهیدرات و مصرف آب. کراتین کیناز به طور معناداری کم بود(P < 0.05) 48 ساعت بعد از کربوهیدرات-پروتئین در مقایسه با کربوهیدرات. میوگلوبین به طور معناداری کم بود(P < 0.05) 48 ساعت بعد از کربوهیدرات-پروتئین در مقایسه با کربوهیدرات. در 48 ساعت بعد از آسیب عضلانی ناشی از تمرین ، نتیجه شیر و مکمل شیرپایه کربوهیدرات-پروتئین تقلیل کاهش در اجرای انقباض ایزوکنتیک عضله و افزایش کراتین کینیز و میوگلوبین بود.

 

ترجمه : محمدعلی کهن پور

-------------------------------

+ نوشته شده در  جمعه دوم مرداد 1388ساعت 14:45  توسط گروه نویسندگان  | 

پاسخ های اجزاء سیستم ایمنی به تمرین با تاکید بر تمرینات مقاومتی

عنوان : تمرین و رسپتور toll-like

Michael Gleeson و همکاران

 

رسپتور toll-like به طور زیادی پروتئین های انتقالی غشاء را از آسیب محفوظ میدارد و نقش مهمی بازی می کند در یافت و شناخت پاتوژن های میکروبی. کلید تولید سیگنالینگ رسپتور toll-like در ارائه آنتی ژن سلول تولید پروتئین ها و سایتوکاین های التهابی می باشد.

راه رسپتور toll-like نقش مهمی بازی می کند میانجی گری التهابی در سراسر بدن ، که دلالت دارد در توسعه بیماریهای مزمن. یک ذخیره التهابی مزمن و با درجه پائین مشترک است در افرادی که زندگی می کنند با سبک زندگی بی تحرک. به هر صورت مکانیسم زیربنایی این ارتباط هنوز به طور کامل درک نشده است.

این مدارگ نشان می دهد رسپتور toll-like شاید درگیر باشد در ارتباط بین سبک زندگی بی تحرک ، التهاب و بیماری.

مطالعات جدید نشان می دهد نتیجه هم تمرینات هوازی حاد و هم تمرینات مقاومتی مزمن کاهش بیان رسپتور toll-like سطح رویه سلولی مونوسیت ها می باشد.

بعلاوه ، یک دوره تمرین مزمن کاهش می دهد تولید سایتوکاین های التهابی و هم بیان رسپتور toll-like رویه سطح سلولی مونوسیت ها را. این اثر شاید همکاری کند در immunodepression قبل از تمرین و آمادگی گزارش شده بیشتر به عفونت در ورزشکاران.

به هر صورت دوره طولانی تر ، یک کاهش در رسپتور toll-like شاید نمایان سازد یک تاثیر مفید زیرا این کاهش ظرفیت التهابی  لکوسیت ها ، بدینسان تغییر التهاب مزمن سراسر بدن میانجی گری یک بیماری ناشی از تمرین تحریک فیزیولوژیکی مختصری در بیان رسپتور toll-like در رویه سطح سلولی هنوز شناخته نشده است.

به هرصورت تعداد سیگنالهایی که ممکن است دلالت داشته باشند شامل سایتوکاین های التهابی ، هورمونهای استرسی و پروتئینهای شوک گرمایی می باشند.

 

ترجمه : محمدعلی کهن پور

 

-------------------------------------------------------------------------

عنوان : مکمل آلفا لینولنیک و تمرینات مقاومتی در سالمندان بالغ

Stephen M. Cornish and Philip D. Chilibeck

 

افزایش التهاب با سالمندی ارتباط دارد با sarcopenia. هدف این تحقیق ارزیابی تاثیر مکمل سازی سالمندان بالغ با اسید لینولنیک در طی برنامه تمرین مقاومتی ، بر اساس این فرضیه که اسید لینولنیک کاهش می دهد غلظت سایتوکاین های التهابی فاکتور نکروز تومور و اینترلوکین 6 پلاسما را که به نوبت بهبود می دهند قدرت و اندازه عضله را.

51 سالمند بالغ با 65.4 بعلاوه و منهای 0.8 سال به طور تصادفی دریافت کردند اسید لینولنیک در کتان چربی(~14 g·day–1) و دارونما برای 12 هفته درحالیکه کامل می کردند یک برنامه تمرین مقاومتی را برای 3 روز در هفته.

افراد مورد ارزیابی قرار گرفتند در پایان و بعد از 12 هفته برای ضخامت عضلات فلکسور و اکستنسور زانو و آرنج(B-mode ultrasound) ، قدرت عضله(یک تکرار بیشینه) ، ترکیب بدن(dual energy X-ray absorptiometry) و غلظت فاکتور نکروز تومور و اینترلوکین 6.

مکمل سازی مردان با اسید لینولنیک کاهش داد غلظت اینترلوکین 6 را بعد از 12 هفته به میزان 62 بعلاوه و منهای 36 درصد(P = 0.003) ، بدون تغییر دیگری در سایتوکاین های التهابی.

فشار قدرت قفسه سینه و پا ، توده اندک بافت ، ضخامت عضله ، دانسیته و محتوی مواد معدنی استخوان ران و کل محتوی مواد معدنی استخوان به طور معناداری افزایش یافت، و درصد چربی و کل توده بدن کاهش یافت با تمرین(P < 0.05). تنها سود اسید لینولنیک یک افزایش بیشتر معنادار در ضخامت عضلات فلکسور زانو در مردان بود(P < 0.05).

دانسیته موادمعدنی کل استخوانهای بدن بهبود یافت در گروه دارونما ، بدون تغییر در گروه اسید لینولنیک (P = 0.05).

مکمل اسید لینولنیک پائین آورد غلظت اینترلوکین 6 را در مردان سالمند اما نه در زنان ، اما اثر کمی داشت بر قدرت و توده عضله در طی تمرین مقاومتی.

 

ترجمه : محمدعلی کهن پور

 

 -------------------------------------------------------------------------

عنوان : اثر تمرین بر آدیپونکتین : یک ریویو سیستماتیک

Simpson KA, Singh MA

 

غلظت ترشح یافته از بافت سفید چربی و در گردش آدیپونکتین ، کاهش یافته است در حضور مواد متابولیک و بیماری های قلبی عروقی از قبیل چاقی و نوع دوم دیابت.

هدف این ریویو سیستماتیک سنجش شواهد بحرانی بدن برای اثر تمرین بر سطح آدیپونکتین می باشد. تحقیقات نوشتجات که استفاده کرده اند از Medline ، CINAHL ، Cochrane کوشش های کنترل شده ثبت شده ، EMBASE ، و SportDiscus بازیابی شدند که انجام شده بودند از سال 1966 تا سپتامبر 2006 ، استفاده شد از keywords مربوط به آدیپونکتین و تمرین.

معیارهای 33 کوشش در هم قرار گرفت. طرح مطالعه شامل 5 تحقیق مقطعی ، 7 کوشش تمرین حاد ، 11 کوشش کنترل نشده ، 2 کوشش کنترل شده غیرتصادفی ، و 8 کوشش کنترل شده تصادفی. تمرین تجویز شده متفاوت نشان داد افزایش به میزان 38% در آدیپونکتین سرم در کوشش کنترل شده تصادفی و تاثیر کم تا متوسط اندازه.

یک تحقیق گزارش کرده بود یک پاسخ به تاثیر تمرین مقاومتی شدید و افزایش آدیپونکتین. حمایت متناقض در نوشتجات بود برای افزایش سطح آدیپونکتین برای نمایش کوتاه مدت نسبت به تمرین مقاومتی و هوازی بلندمدت با شدت متوسط تا زیاد.

بخصوص توجه شود مستقیم به خطر بالا ، در کسانیکه زیاد است آدیپونکتین سایتوکاین های التهابی شاید فرض شود اهمیت یک وضعیت بحرانی.

 

ترجمه : محمدعلی کهن پور

  -------------------------------------------------------------------------

عنوان : بیان اینترلوکین 15 در عضله اسکلتی بدن انسان – تاثیر تمرین و ترکیب نوع تار

Anders Rinnov Nielsen و همکاران

 

اینترلوکین 15 سایتوکاینی است که نشان داده شده است دارای تاثیر آنابولیک در سیستم رشدی سلول است. فرضیه تحقیق ما این است که اینترلوکین 15 بیان می شود بوسیله تارهای عضلانی نوع دوم و تمرین مقاومتی تنظیم می کند بیان اینترلوکین 15 را در عضله.

عضله سه سر بازویی ، عضله جانبی وستاس چهار سر رانی و عضله سلیوس biopsies که داشتند فعالیت جسمانی طبیعی در مردان جوان تندرست داوطلب به تعداد 14 نفر انتخاب شدند. برای اینکه این عضلات دارای ویژگی هایی متفاوت از ترکیب تارعضلانی بودند. بعلاوه 8 مرد تندرست که دارای فعالیت جسمانی طبیعی بودند و انجام نداده بودند هیچ گونه تمرین مقاومتی ، متحمل تمرین مقاومتی سنگین شدند و پروتوکل به گونه ای بود که مورد تحریک قرار گرفت عضله جانبی وستاس و biopsies که بدست داده بود قبل از تمرین ، 6 ، 24 و 48 ساعت بعد از تمرین.

سطح mRNA اینترلوکین 15 دو برابر بالاتر بود در عضله سه سر بازویی (در تارهای نوع2) در مقایسه با عضله سلیوس (در تارهای نوع1)، اما western blotting و immunohistochemistry آشکار کرد محتوی پروتئین اینترلوکین 15 متفاوت نبود بین عضله سه سر بازویی ، عضله چهارسررانی و عضله سلیوس.

بدنبال تمرین مقاومتی ، سطح mRNA اینترلوکین 15 دوبرابر تنظیم بیشتری یافت در 24 ساعت ریکاوری ، بدون هرگونه تغییر در محتوی پروتئین اینترلوکین 15 یا اینترلوکین پلاسما در هر نقطه زمانی که بررسی شد.

نتیجه گیری شد سطح mRNA اینترلوکین 15 افزایش می یابد در عضله اسکلتی بوسیله تارهای نوع دوم و تمرین مقاومتی ناشی از افزایش سطح mRNA اینترلوکین 15 عضلانی.

سطح mRNA اینترلوکین 15 در عضله اسکلتی نبود مساوی بوسیله تغییر همسان در بیان پروتئین اینترلوکین 15 ، که اظهار می کند اینترلوکین 15 شاید باشد در یک منبع ترجمه ای غیرفعال.

 

ترجمه : محمدعلی کهن پور

 

   -------------------------------------------------------------------------

عنوان : ترکیب تمرین استقامتی و مقاومتی کاهش می دهد سطح رسپتور TNF آلفا پلاسما را در بیماران با واماندگی قلبی مزمن و بیماری شریان کرونری

Conraads VM, Beckers P, Bosmans J, De Clerck LS, Stevens WJ, Vrints CJ, Brutsaert DL

 

هدف : تجدید مجدد آمادگی بیماران با واماندگی قلبی مزمن ، بهبود می دهد ظرفیت تمرین و به حال اول برگرداندن کارکرد اندوتلیال و تغییر عضله اسکلتی.

تاثیر 4 ماه ترکیب تمرین استقامتی و مقاومتی بر سایتوکاین ها و رسپتورهای سایتوکاین ها در بیماران با واماندگی قلبی مزمن مورد مطالعه قرار گرفت. بعلاوه تغییر در اجرای تمرین بیشینه و زیربیشینه مورد نشانه قرار گرفت.

روش و نتیجه : 23 بیمار شامل 12 نفر با واماندگی قلبی مزمن پایدار ناشی از بیماری شریان کرونری و 11 نفر با کاردیومیوپتی متسع شده ناشناخته ، تمرین کردند برای 4 ماه. نمونه خون گرفته شد برای اندازه گیری غلظت اینترلوکین6 ، فاکتور نکروز تومور آلفا ، رسپتور 1 و رسپتور 2 فاکتور نکروز تومور حل پذیر ، و همچنین تست تمرین قلبی ریوی اجرا شد در پایان و بعد از 4 ماه.

تمرین باعث یک کاهش معنادار در غلظت رسپتور 1 فاکتور نکروز تومور(P = 0.02) برای کل جمعیت ، و یک کاهش معنادار برای هم غلظت رسپتور 1 فاکتور نکروز تومور(P = 0.01) و هم غلظت رسپتور 2 فاکتور نکروز تومور(P = 0.02) برای فقط گروه بیماران با واماندگی قلبی مزمن ناشی از بیماری شریان کرونری شد.

سطح اینترلوکین6 و فاکتورنکروز تومور آلفا تغییری نکرد. غلظت سایتوکاین ها بدون تغییر باقی ماند در یک گروه کنترل تمرین نکرده با سن و جنس یکسان.

طبقه کاربردی NYHA ، کار زیربیشینه و بیشینه به طور معناداری بهبود یافت در هر دو گروه بیماران. اکسیژن مصرفی در آستانه بی هوازی(P = 0.002) و در اوج تمرین افزایش یافت در فقط گروه بیماران با واماندگی قلبی مزمن ناشی از بیماری شریان کرونری شد(P = 0.008).

نتیجه گیری : گذشته از سراسر تاثیر سودمند بر ظرفیت تمرین ، ترکیب تمرین استقامتی و مقاومتی دارای تاثیر ضد التهابی در بیماران با واماندگی قلبی مزمن ناشی از بیماری شریان کرونری و کاردیومیوپتی متسع شده ناشناخته می باشد.

 

ترجمه : محمدعلی کهن پور

   -------------------------------------------------------------------------

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم مرداد 1388ساعت 14:38  توسط گروه نویسندگان  | 

تاثیر فعالیت ورزشی بر روی لنفوسیت ها و سایتوکین ها

بازنگری تغیرات ناشی از فعالیت ورزشی شدید و ملایم بر روی سیستم ایمنی بدن

 

بعد از تمرینات طولانی مدت و شدید خصوصیاتی در سیستم ایمنی پدیدار می شود که توام با تخریب ایمنی سلولی و افزایش التهاب می باشد .بنابر این غلظت لنفوسیت ها پائین میاید و ایمنی ذاتی ,تکثیر یاخته ای لنفوسیت ها ؛سطوح ترشحی( ایمونو گلوبولیت نوع آ)بزاقی متوقف می شود. همچنین معلوم شده که همزمان با رخداد های فوق سطوح گردش خونی سایتوکین های پیش التهابی و ضد التهابی افزایش می یابد. اساس ساز و کار این رویداد ها چند عاملی می باشد.و به عوامل متابولیکی ؛عصبی و هورمونی مربوط می شود پیامد های کلینیکی تغئیرات ایمنی ناشی از فعالیت ورزشی و تمرین هنوز به طور کامل شناخته نشده اند اما تاثیر تمرین بر روی پویایی لنفوسیت ها و عملکرد ایمنی میتواند به تاثیر تمرین بر روی مقاومت در برابر عفونت ها و غدد بد خیم مربوط شود و پاسخ سایتوکین به تمرین نیز می تواند مربوط به آسیب عضلانی یا رشد سلول عضلانی باشد.

 

 

 

بحث و نتیجه گیری

 

به نظر می رسد انجام فعالیت ورزشی ملایم در سراسر دوران عمر باعث افزایش مقاومت در برابر عفونت های دستگاه تنفسی فوقانی می شود. ولی بر عکس انجام مکرر فعالیت ورزشی سنگین باعث تخریب عملکرد ایمنی میشود . روی هم رفته در نظر گرفتن راهبر های تغذیه ای در مرحله بر گشت به حالت اولیه (ریکاوری)برای اصلاح سرکوب ایمنی ناشی از تمرین به ورزشکاران توصیه می شود.

 

فرهادی

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 19:30  توسط گروه نویسندگان  | 

" گرفتگي عضلات و علل آن"

                                        

                           " گرفتگي عضلات و علل آن"  

يكي از عواملي كه در تمرين تيم‌هاي ورزشي در سطح قهرماني و همچنين در تمرين ورزشكاران مبتدي و گاهي هم در زمان مسابقه، موجب ناراحتي و درد، و در نتيجه فقدان كارايي مطلوب ورزشكار در انجام مهارت مي‌شود، گرفتگي عضلات متفاوت بدن است. اغلب همواره مي‌پرسند: 

علل گرفتگي چيست؟
راه‌هاي مبارزه با آن كدامند؟
آيا مي‌توان از اين درد نامطلوب پيشگيري كرد؟
 

گرفتگي عضلات چند دليل دارد. از مهم‌ترين دلايل آن، كمبود آب، كمبود پتاسيم و كلسيم موجود در خون، و خستگي ناشي از تمرين‌هاي بيش از حد توان است. براي پي بردن به علت اصلي گرفتگي عضله پيشنهاد مي‌شود، خود را از جنبه‌هاي گوناگون امتحان كنيد.

بيش از 2/3 وزن بدن آب است. انسان با از دست دادن 20 درصد از آن، در معرض خطر مرگ قرار مي‌گيرد. ورزشكاران، بر اثر تمرين‌هاي زياد و گاهي سخت و تعريق بيش از حد از طريق پوست، به خاطر ايجاد تعادل درجه‌ي حرارت دروني بدن كه در نتيجه باعث از دست رفتن مقدار زيادي آب و املاح آن مي‌شود، در معرض خطر كمبود آب قرار مي‌گيرند. اين، يكي از عمده‌ترين مشكلات تغذيه‌اي ورزشكاران است كه در اغلب آنان نيز ديده مي‌شود.

در اين زمينه، شناگران آسيب پذيرترين قشر ورزشكاران هستند، زيرا تمرين‌هاي آنان در آب انجام مي‌شود و مقدار آبي كه از طريق پوست تبخير مي‌شود، مانند ساير رشته‌هاي ورزشي، آشكارا مشخص نمي‌شود. بنابراين، شناگران متوجه نمي‌شوند كه آب بدنشان در حال خارج شدن است و معمولاً به خاطر دماي آب و محيط اطرافش، احساس تشنگي هم نمي‌كنند. پس آب از دست رفته را نيز جبران نمي‌كنند و در نتيجه، دچار صدمات بعدي خواهند شد.
در تحقيقات كاملي كه دكتر كاستيل و هيگدان، از دانشگاه ايالتي بال آمريكا انجام داده‌اند، ثابت شده است، انسان داراي غريزه‌ي طبيعي رفع كامل خستگي نيست. در نتيجه، شناگر در تمرين‌هاي ورزشي، دو تا سه ليتر از آب بدنش را از دست مي‌دهد، اما بعد از خوردن دو ليوان متوسط آب، فكر مي‌كند كه آب از دست رفته جايگزين شده است. بايد توجه داشت كه دو ليوان آب، فقط500 گرم آب از دست رفته‌ي بدن را تأمين مي‌كند كه آن هم بسيار كم است.

در تحقيقات مشابهي براي تعيين غريزه‌ي طبيعي حيوانات، اسبي را مدت زيادي دواندند، طوري كه حدود 20 ليتر از آب بدنش را از دست داد. اما در مدت پنج تا شش ساعت، به تدريج و با تناوب، كل اين مقدار از دست رفته را دوباره نوشيد و جايگرين كرد. يكي از راه‌هاي كنترل كمبود آب، تعيين وزن بدن، قبل از شروع تمرين و بعد از آن است. براي هر 500 گرم كم شدن وزن، حتماً دو ليوان پر از مايعات بنوشيد. اين عمل را به مرور و به صورت هر 15 دقيقه يك ليوان، انجام دهيد. روده‌ي انسان مي‌تواند، در عرض يك ساعت، چهار ليوان 250 گرمي آب را جذب كند و به جريان خون بدن برساند. پس هيچ‌گاه آب را يكباره، به مقدار زياد و خيلي سرد ميل نكنيد؛ چون اضافي آن در روده به انتظار جذب مي‌ماند و باعث نفخ و دردهاي شكمي مي‌شود.
راه ديگر تشخيص كم‌آبي، كنترل رنگ و بوي ادرار بعد از مسابقه و تمرين است. انسان در حالت طبيعي و سلامت كامل بايد داراي ادراري با رنگ زرد كمرنگ (به رنگ آبليمو) و بدون بوي خيلي تند و زننده باشد. معمولاً اگر دقت كنيد، پس از هر تمرين يا مسابقه، رنگ ادراري پررنگ‌تر و بوي آن تند مي‌شود. اين نشانه‌ي كمبود آب است و بايد به تدريج بر حجم مايعات بدن افزود.
نوشيدن 8 تا 12 ليوان آب در روز، به‌ويژه در فصل تابستان و بعد از هر تمرين ورزشي، واجب و ضروري است . رنگ ادرار در بعضي موارد خاص نمي‌تواند ملاك خوبي باشد؛ مانند زماني كه شخص از بعضي از ويتانين‌ها استفاده مي‌كند. در اين صورت، ادرار بدرنگ و بسيار تند مي‌شود و حتي به رنگ قهوه‌اي و يا قرمز در مي‌آيد. اما اين حالت‌ها ارتباطي به كمبود آب بدن ندارند.

راه ديگر تشخيص كم‌آبي، كنترل رنگ و بوي ادرار بعد از مسابقه و تمرين است. انسان در حالت طبيعي و سلامت كامل بايد داراي ادراري با رنگ زرد كمرنگ (به رنگ آبليمو) و بدون بوي خيلي تند و زننده باشد. معمولاً اگر دقت كنيد، پس از هر تمرين يا مسابقه، رنگ ادراري پررنگ‌تر و بوي آن تند مي‌شود. اين نشانه‌ي كمبود آب است و بايد به تدريج بر حجم مايعات بدن افزود.
نوشيدن 8 تا 12 ليوان آب در روز، به‌ويژه در فصل تابستان و بعد از هر تمرين ورزشي، واجب و ضروري است . رنگ ادرار در بعضي موارد خاص نمي‌تواند ملاك خوبي باشد؛ مانند زماني كه شخص از بعضي از ويتانين‌ها استفاده مي‌كند. در اين صورت، ادرار بدرنگ و بسيار تند مي‌شود و حتي به رنگ قهوه‌اي و يا قرمز در مي‌آيد. اما اين حالت‌ها ارتباطي به كمبود آب بدن ندارند.
پس از انجام دو مرحله وزن كردن بدن و بررسي رنگ ادرار، اگر باز در عضلات خود، به ويژه در قسمت ساق پا و ران، احساس انقباض و گرفتگي كرديد، حتماً با مراجعه به پزشك و گرفتن آزمايش خون، بدن خود را از نظر مقدار لازم كلسيم و پتاسيم آزمايش كنيد. مقدار مصرف لازم و كافي پتاسيم به منظور سالم نگه داشتن اعمال حياتي بدن، از 1/875 تا 5/625 ميلي گرم در روز است. پتاسيم در اغلب غذاها مانند شير، گوشت، بعضي از سبزي‌ها و ميوه‌ها يافت مي‌شود. بنابراين، خوردن انواع گوناگون و كافي از اين موارد، مقدار كافي پتاسيم مورد احتياج بدن را تأمين مي‌كند. در فهرست زير با مقدار كلسيم و پتاسيم موجود در بعضي از غذاها و ميوه‌ها آشنا مي‌شويد:
«لبنيات كم چربي- آلوخشك- لوبيا- هويج- پرتقال- تخمه آفتابگردان- طالبي» كمبود كلسيم نيز باعث گرفتگي عضلاني مي‌شود. مقدار لازم آن در 11 تا 18 سالگي، 1200 ميلي گرم و در بزرگسالان 1200 تا1500 ميلي گرم است. با خوردن لبنيات، بستني، اسفناج، هويج، سيب زميني، گوجه‌فرنگي و زردآلو، ديگر هيچ كمبود مواد معدني و ويتاميني در بدن شخص ايجاد نمي‌شود. پس مربيان و ورزشكاران بايد روي رژيم غذايي خود دقت كافي داشته باشند و در صورت داشتن گرفتگي عضلاني، با متخصص تغذيه مشورت كنند تا با بررسي كيفيت و ارزش خوراكي رژيم غذايي خود، تغذيه‌ي صحيح و مناسبي را پيش گيرند.


منبع:هاكوپر، دكتر ليندا. مجله‌ي ورزشي دنياي شنا. 1998

 گرداوری کننده: محمد فرهمندنیا

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 19:55  توسط گروه نویسندگان  | 

"ايجاد انگيزه براي ورزش كردن"

"ايجاد انگيزه براي ورزش كردن" 

نكاتي كه در اين نوشتار عنوان مي‌شود، به شما كمــك مي‌كند با داشتن يك برنامه تمريني خوب، فعال و شاداب بمانيد.
همه آدم ها با انگيزه كافي براي ورزش بـه دنـيـا نمي آيند. اگر شما هم يكي از آن آدم ها هستيد كـه هر كـاري را بـه دويدن روي تردميل ترجيح مي دهند، يا ترجـيح مي دهند هـر جـايي باشند؛ ولي در باشگاه نباشند، نكات زير مي تواند كمي بـه شـما انـگيـزه بـدهد و ذهــن شما را در مورد ورزش تغيير دهد. 

تغيير ايجاد كنيد:
اگر از اينكه مجبور باشيد هر روز همان كارهاي تكراري را انجام بدهيد، خسته شده ايد، كمي در برنامه تان تغيير ايجاد كنيد.
هيچ كس نگفته كه مجبوريد هر روز در همان مسير هميشگي پياده روي كنيد. به كمي تنوع فعاليت نياز داريد. با كار روي گروه هاي عضلاني مختلف، بدنتان هم شاداب تر خواهد بود. 

ورزش را به نوعي ارتباط اجتماعي تبديل كنيد: 
دوستاني پيدا كنيد كه علايقي شبيه به شما داشته باشند.
ورزش كردن با دوستان انگيزه بسيار زيادي به شما مي دهد. اين كار باعث مي شود همديگر را به ادامه راه تشويق كنيد و تمايل كمتري به دست كشيدن از تمرينات داشته باشيد. 

با فرزندانتان به ورزش بپردازيد:
اگر پياده روي و دويدن ورزش مورد علاقه شماست، مي توانيد اين كار را به همراه بچه تان انجان دهديد. اگر به اين كار علاقه مند باشند، انگيزه بسيار زيادي در شما ايجاد خواهد شد. 

واقع بین باشید:
اهدافي براي خود تعيين كنيد كه مي دانيد كه از عهده آن برمي آييد.
فعاليت هايي را انتخاب كنيد كه مي دانيد مي توانيد به خوبي انجام دهيد. اگر فكر مي كنيد كه مداوم از تمريناتتان خسته مي شويد، شايد موقع آن رسيده كه كمي تغيير در برنامه تان ايجاد كنيد. 

فعاليت هايي را پيدا كنيد كه تمرين نباشند:
فعال بودن است كه اهميت دارد؛ حتي اگر يك تمرين ورزشي درست و حسابي هم نباشد.
مي توانيد به جاي آسانسور، از پله ها استفاده كنيد. در وقت ناهارتان به پياده روي برويد. با اين كار از فعال بودنتان احساس خوبي پيدا مي كنيد و كمي هم در برنامه هميشگي تان تنوع ايجاد مي كنيد. 

يادداشت كنيد:
داشتن يك دفتر يادداشت براي ثبت پيشرفت هايي كه در زمينه ورزش مي كنيد، به شما كمك مي كند ببينيد كه روند پيشرفتتان چگونه است و اهداف جديد براي خود تعيين كنيد.
اگر فكر مي كنيد كه ساليان سال است همان فعاليت هاي تكراري را انجام مي دهيد، يك تغيير عمده در برنامه تان پياده كنيد و روند پيشرفتتان را ثبت كنيد


پاداش:
اگر ورزش در نظرتان شكنجه و عذاب است، چيزي به خودتان بدهيد كه به شما انگيزه بدهد بتوانيد تمريناتتان را كامل انجام دهيد.
اگر 4 روز در هفته تمرين مي كنيد، اگر از عملكرد خود راضي بوديد به خودتان جايزه بدهيد. اين جايزه مي تواند يك روز باشگاه نرفتن، خريدن يك شلوار نو، و ... باشد. خودتان را خوشحال كنيد چون لياقتش را داريد. 

رشته هاي مختلف هم به حساب مي آيند:
اگر از اينكه مجبور باشيد براي ورزش بيرون برويد، متنفريد، مي توانيد در تيم واليبال شركت يا دانشگاه عضو شويد.
تنيس ياد بگيريد يا هر رشته ديگري كه به نظرتان جالب مي آيد. با اين كار هم از فعاليتتان لذت مي بريد و هم ورزش كرده ايد.

 
لباس هاي خوب بپوشيد:
اگر در لباس هاي ورزشي تان احساس خوبي پيدا مي كنيد، اين احتمال وجود دارد كه بخواهيد با آنها پز بدهيد.
پس يك لباس ورزشي خوب بخريد كه وقتي تنتان مي كنيد از خودتان خوشتان بيايد.

 
حواستان را به چيز ديگري منحرف كنيد:
اگر مي خواهيد از دوچرخه ثابت يا تردميل استفاده كنيد، مي توانيد جلوي تلويزيون اين كار را بكنيد.
چيزي پيدا كنيد كه موقع ورزش روي آن تمركز كنيد، مطمئن باشيد خيلي كمكتان مي كند.


اگر در اول كار موفق نشديد ...
شانس اين كه دوباره ورزش را از نو آغاز كنيد نامحدود است.
اگر ورزش را ول كرده ايد و هفته ها از انجام آن شانه خالي مي كنيد، دوباره تلاش كنيد. وقتي تمرين روزانه تان را به پايان رسانديد، مطمئناً از اينكه دوباره ورزش را شروع كرده ايد، خوشحال و راضي خواهيد بود.

 

گرداوری کننده: محمد فرهمندنیا                                                                 منبع: اینترنت

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 12:45  توسط گروه نویسندگان  | 

پاسخ سایتوکاین ها و سیستم ایمنی به تمرینات مقاومتی

Association of interleukin-15 protein and interleukin-15 receptor genetic variation with resistance exercise training responses.

Riechman SE, Balasekaran G, Roth SM, Ferrell RE.

Department of Human Genetics, Graduate School of Public Health, University of Pittsburgh, PA 15260, USA. riechman@helix.hgen.pitt.edu

Interleukin-15 (IL-15) is an anabolic cytokine that is produced in skeletal muscle and directly affects muscle anabolism in animal and in vitro models. The contribution of IL-15 variability in muscle responses to 10 wk of resistance exercise training in young men and women was examined by measuring acute and chronic changes in IL-15 protein in plasma and characterizing genetic variation in the IL-15 receptor-alpha gene (IL15RA). Participants trained 3 days a week at 75% of one repetition maximum, performing three sets (6-10 repetitions) of 13 resistance exercises. Plasma IL-15 protein was significantly increased (P < 0.05) immediately after acute resistance exercise but did not change with training and was not associated with variability in muscle responses with training. A single nucleotide polymorphism in exon 7 of IL15RA was strongly associated with muscle hypertrophy and accounted for 7.1% of the variation in regression modeling. A polymorphism in exon 4 was also independently associated with muscle hypertrophy and accounted for an additional 3.5% of the variation in hypertrophy. These results suggest that IL-15 is an important mediator of muscle mass response to resistance exercise training in humans and that genetic variation in IL15RA accounts for a significant proportion of the variability in this response.

 

عنوان : وابستگی اینترلوکین 15 و تفاوت ژنتیک رسپتور اینترلوکین 15 در پاسخ به تمرینات مقاومتی

 

اینترلوکین 15 یک سایتوکاین آنابولیک می باشد که در عضله اسکلتی تولید می شود و مستقیما تاثیر می گذارد بر آنابولیسم عضله در حیوانات و در مدل vitro. اینترلوکین 15 به طور متفاومتی مشارکت می کند در پاسخ عضله به 10 هفته تمرین مقاومتی در زنان و مردان جوان که آزمایش شده است بوسیله اندازه گیری تغییر حاد و مزمن در پروتئین اینترلوکین 15 در پلاسما و ویژگی های ژنتیکی متفاوت در ژن رسپتور آلفا اینترلوکین 15 (IL15RA). شرکت کنندگان تمرین کردند 3 روز در هفته با 75% یک تکرار بیشینه ، اجرا کردند سه ست با 6 تا 10 تکرار 13 حرکت مقاومتی. پروتئین اینترلوکین 15 پلاسما به طور معناداری افزایش یافت(P<0.05) بلافاصله بعد از تمرین مقاومتی حاد. اما تغییر نبود با تمرین و وابسته نبود با گوناگونی در پاسخ عضله به تمرین. یک نوکلئوتید واحد چند ریختی در آکسون 7 رسپتور آلفا اینترلوکین 15 شدیدا وابسته بود با هیپرتروفی عضله و شمارش شد برای 7.1% تفاوت در مدل رگرسیون. یک چند ریختی در آکسون 4 نیز به طور مستقل وابسته بود با هیپرتروفی عضله و شمارش شد برای 3.5% تفاوت اضافی در هیپرتروفی . این نتیجه اظهار می دارد اینترلوکین 15 یک واسطه مهم پاسخ توده عضله به تمرینات مقاومتی در انسانها می باشد و ژنتیک متفاوت در رسپتور آلفا اینترلوکین 15 حساب شد برای یک قسمت متفاوت به طور متفاوتی در این پاسخ.

خواندن و ترجمه : محمدعلی کهن پور

-----------------------------------------

Changes in inflammatory biomarkers following one-year of moderate resistance training in overweight women.

Olson TP, Dengel DR, Leon AS, Schmitz KH.

Mayo Clinic, Division of Cardiovascular Diseases, University of Minnesota, and Minneapolis Veterans Affairs Medical Center, MN, USA. olson.thomas2@mayo.edu

BACKGROUND: Overweight individuals commonly demonstrate elevated levels of inflammatory and cell adhesion molecules. Elevated levels of inflammation and adhesion have been implicated in the pathogenesis of cardiovascular disease. Aerobic exercise has been shown to be effective in altering specific biomarkers of inflammation and cell adhesion; however, little is known regarding the effects of resistance training (RT) on these biomarkers. This study examined the effects of 1 year of moderate-intensity RT on biomarkers of inflammation and adhesion in healthy, overweight women. METHODS AND RESULTS: Participants included 28 (12 control, 16 RT) overweight (body mass index>or=25 kg/m2) women, aged 25-44 years, studied before and after 1 year of RT. C-reactive protein (CRP), interleukin-6 (IL-6), adiponectin, intracellular adhesion molecule-1, vascular cell adhesion molecule-1 and E-selectin were measured by standard enzyme-linked immunosorbent assays. Body composition, blood pressure, fasting blood lipids, glucose and insulin also were assessed. There were no significant changes in blood pressure, fasting blood lipids, glucose or insulin levels in either group after 1 year. There was also no change in body mass or fat mass in either group; however, there was a significant increase in lean body mass (P<0.05) in the RT group. Both CRP (P<0.01) and adiponectin (P<0.01) demonstrated significant improvements in the RT group, with no change in IL-6. Conversely, there were no associated changes in the biomarkers of cell adhesion in either group. CONCLUSIONS: This study demonstrates that moderate-intensity RT significantly results in modest improvements of inflammatory markers without affecting cell adhesion molecules in overweight women.

 

عنوان : تغییر در نشانگرهای زیستی التهابی در پی یک سال تمرین مقاومتی ملایم در زنان چاق

 

زمینه : سطح بالای التهابی و به هم ریختگی غیرطبیعی مولکولهای سلولی اشخاص چاق به طور مشترک نشان داده شده است. سطح بالای التهابی و به هم ریختگی غیرطبیعی دلالت دارد بر پیدایش بیماریهای قلبی عروقی. تمرینات هوازی نشان داده اند موثر هستند در اصلاح کردن نشانگرهای زیستی التهابی و به هم ریختگی غیرطبیعی سلولی. به هر صورت بسیارکم شناخته شده است در خصوص اثر تمرینات مقاومتی بر این نشانگرهای زیستی. این مطالعه آزمایش می کند اثر یک سال تمرین مقاومتی با شدت ملایم بر نشانگرهای زیستی التهابی و به هم ریختگی غیرطبیعی تندرستی زنان چاق.

روش و نتیجه : شرکت کنندگان شامل 28 نفر (12 نفر گروه کنترل و 16 نفر تمرین مقاومتی) زن چاق (شاخص توده بدن بزرگتر یا مساوی 25 کیلوگرم بر m2) با دامنه سنی 25 تا 45 سال ، مورد مطالعه قرار گرفتند قبل و بعد از یک سال تمرین مقاومتی. C-reactive protein  (CRP)  ، اینترلوکین 6 ، ادیپونکتین ، بهم ریختگی غیرطبیعی مولکول-1 سلول عروقی و E-selectin اندازه گیری شد بوسیله سنجش پیوند آنزیمی استاندارد ماده جذب کننده التهاب. ترکیب بدن ، فشارخون ، چربی و گلوکز خون و انسولین نیز ارزیابی شدند. تغییر معنادار نبود در فشارخون ، چربی و گلوکز خون و سطح انسولین در هر دو گروه بعد از یک سال. همچنین تغییر در توده بدن یا چربی بدن در هر دو گروه معنادار نبود. به هر صورت افزایش در توده بدن معنا دار بود(P<0.05) در گروه تمرین مقاومتی کرده. هم CRP (p<0.01) و هم آدیپونکتین (P<0.01) نشان دادند بهبود معناداری در گروه تمرین مقاومتی کرده ، بدون تغییر در اینترلوکین6.

به طور معکوس تغییرات در نشانگرهای زیستی به هم ریختگی غیرطبیعی سلولی در هر دو گروه وابسته به هم نبودند.

نتیجه گیری : این تحقیق نشان داد تمرین مقاومتی با شدت ملایم به طور معناداری بهبود نسبتا کمی می دهد نشانگرهای التهابی را بدون اثر به هم ریختگی غیرطبیعی مولکولهای سلول در زنان چاق.

 

خواندن و ترجمه : محمدعلی کهن پور

----------------------------------------

Effect of resistance training on immunological parameters of healthy elderly women.

Raso V, Benard G, DA Silva Duarte AJ, Natale VM.

Department of Experimental Physiopathology, University of Sao Paulo, Sao Paulo, Brazil.

PURPOSE: To determine the effect of a 12-month moderate resistance training program on phenotypic and functional immunological parameters of previously sedentary, clinically healthy, elderly women. METHODS: A total of 42 clinically healthy, sedentary females (aged 60-77 yr old) were randomly assigned to either a moderate-intensity resistance training program or a control group during a 12-month longitudinal, randomized, controlled, intervention study. Resistance training program consisted of three sets of 12 repetitions at 54.9 +/- 2.4% 1RM for five different exercises performed three times per week during 12 months. Natural killer cell cytotoxic activity (NKCA), lymphoproliferative response to the mitogen phytohemaglutinin (PHA), and quantification of the lymphocytes (CD3, CD3CD19, CD56) and subpopulations (CD4, CD8, CD56, CD56) as well as cellular expression molecules (CD25, CD28, CD45RA, CD45RO, CD69, CD95, HLA-DR) were determined by immunological assays. RESULTS: The experimental group increased muscle strength in 44% and 48% after 6 and 12 months, respectively (P < 0.05). There were no statistically significant differences between the groups or according to the time for quantitative (CD3, CD3CD19, CD56, CD4, CD8, CD45RA, CD45RO, CD56, CD56, CD95, CD28, CD25, CD69, HLA-DR) and functional immunological parameters (natural killer cell cytotoxic activity and lymphoproliferative response). CONCLUSION: A 12-month moderate resistance training program increases muscle strength, but it does not change immune phenotypic and functional parameters of previously sedentary, clinically healthy, elderly women.

 

عنوان : تاثیر تمرینات مقاومتی بر پارامترهای ایمونولوژیکی زنان سالخورده تندرست

 

هدف : تعیین اثر 12 ماه برنامه تمرینی مقاومتی ملایم بر پارامترهای ایمونولوژیکی phenotypic و کاربردی زنان سالخورده تندرست کلینیکی که قبلا بی تحرک بوده اند.

روش : 42 زن بی تحرک با دامنه سنی 60 تا 77 سال را از کل کلینیک تندرستی به طور تصادفی انتخاب کردند و تعیین شدند در دو گروه برنامه تمرین مقاومتی با شدت ملایم و گروه کنترل در طی 12 ماه تحقیق طولی ، تصادفی و کنترل شده. برنامه تمرین مقاومتی عبارت بود از 3 ست با 12 تکرار با 54.9% با + یا – 2.4% یک تکرار بیشینه برای 5 تمرین متفاوت که اجرا شد 3 روز در هفته به مدت 12 ماه. فعالیت طبیعی cytotoxic سلولی کشنده (NKCA) ، پاسخ lymphoproliferative در mitogen phytohemaglutinin (PHA) و تعیین کمیت لمفوسیت ها (CD3, CD3CD19,CD56) و subpopulations (CD4,CD8,CD56,CD56) ، بیان مولکولهای داخل سلولی (CD25,CD28,CD45RA,CD45RO,CD69,CD95,HLA-DR) تعیین شدند بوسیله سنجش ایمونولوژیکی.

نتیجه : قدرت عضله گروه تمرین کرده افزایش یافت در 44% و 48% به ترتیب بعد از 6 و 12 ماه تمرین (p<0.05). به طور آماری تفاوت معناداری بین گروهها نبود برای کمیت و کارکرد پارامترهای ایمونولوژیکی.

نتیجه گیری : یک برنامه 12 ماهه تمرین مقاومتی ملایم قدرت عضله را افزایش می دهد اما تغییری در پارامترهای کارکردی و phenotypic سیستم ایمنی ندارد در زنان سالخورده کلینیک تندرستی که قبلا بی تحرک بوده اند.

 

خواندن و ترجمه : محمدعلی کهن پور

----------------------------------------

Effects of resistance training on selected indexes of immune function in elderly women.

Flynn MG, Fahlman M, Braun WA, Lambert CP, Bouillon LE, Brolinson PG, Armstrong CW.

Wastl Human Performance Laboratory, Purdue University, West Lafayette, Indiana 47907, USA.

Women aged 67-84 yr were randomly assigned to either resistance exercise (RE, n = 15) or control group (C, n = 14). RE group completed 10 wk of resistance training, whereas C group maintained normal activity. Blood samples were obtained from the RE group (at the same time points as for resting C) at rest, immediately after resistance exercise, and 2 h after exercise before (week 0) and after (week 10) training. Mononuclear cell (CD3+, CD3+CD4+, CD3+CD8+, CD19+, and CD3-CD16+CD56+) number, lymphocyte proliferative (LP) response to mitogen, natural cell-mediated cytotoxicity (NCMC), and serum cortisol levels were determined. Strength increased significantly in RE subjects (%change 8-repetition maximum = 148%). No significant group, exercise time, or training effects were found for CD3+, CD3+CD4+, or CD3+CD8+ cells, but there was a significant exercise time effect for CD3-CD16+CD56+ cells. LP response was not different between groups, across exercise time, or after training. NCMC was increased immediately after exercise for RE subjects at week 0 and for RE and C groups at week 10. The week 0 and week 10 NCMC values were above baseline for both RE and C groups 2 h after exercise. In conclusion, acute resistance exercise did not result in postexercise suppression of NCMC or LP, and 10 wk of resistance training did not influence resting immune measures in women aged 67-84 yr.

 

عنوان : تاثیر تمرینات مقاومتی بر شاخص های برگزیده شده کارکرد سیستم ایمنی در زنان سالخورده

 

زنان با دامنه سنی 67 تا 84 سال به طور تصادفی انتخاب شدند در دو گروه تمرین مقاومتی (RE,n=15) و گروه کنترل (C,n=14). گروه تمرین مقاومتی کامل کردند 10 هفته تمرین مقاومتی را ، با در نظر گرفتن اینکه گروه کنترل فعالیت طبیعی خود را حفظ کردند. نمونه گیری خون گرفته شد از گروه تمرین مقاومتی در 2 ساعت بعد از تمرین و قبل و بعد از 10 هفته تمرین. تعداد سلول تک هسته ای (CD3+CD4+,CD3+CD8+,CD19+,CD3-CD16+CD56+) ، پاسخ لمفوسیت proliferative (LP) به mitogen ، natural cell-mediated cytotoxicity (NCMC) و سطح کورتیزول سرم تعیین شدند.

قدرت به طور معناداری در گروه تمرین مقاومتی افزایش یافت (درصد تغییر 8 درصد تکرار بیشینه = 148%). گروه ، زمان تمرین و اثر تمرین معنادار نبود برای CD3-CD16+CD56+ سلول. پاسخ LP بین گروهها متفاوت نبود در سرتاسر تمرین یا بعداز تمرین. NCMC افزایش یافت بلافاصله بعد از تمرین برای گروه تمرین مقاومتی در هفته اول (صفر) و برای گروه تمرین مقاومتی و گروه کنترل در هفته دهم. مقدار NCMC هفته صفر و هفته دهم تا انتها بالا رفت برای هم گروه تمرین مقاومتی و هم گروه کنترل در 2 ساعت بعد از تمرین.

نتیجه گیری : تمرین مقاومتی حاد نتیجه ندارد در حذف بعد از تمرین NCMC و LP و 10 هفته تمرین مقاومتی تاثیر ندارد در شاخص های سیستم ایمنی استراحت در زنان با دامنه سنی 67 تا 84 سال.

 

خواندن و ترجمه : محمدعلی کهن پور

----------------------------------------

Endocrine and immune responses to resistance training in prostate cancer patients.

Galvão DA, Nosaka K, Taaffe DR, Peake J, Spry N, Suzuki K, Yamaya K, McGuigan MR, Kristjanson LJ, Newton RU.

Vario Health Institute, Edith Cowan University, Joondalup, Western Australia, Australia. d.galvao@ecu.edu.au

This study examined the effect of 20 weeks resistance training on a range of serum hormones and inflammatory markers at rest, and following acute bouts of exercise in prostate cancer patients undergoing androgen deprivation. Ten patients exercised twice weekly at high intensity for several upper and lower-body muscle groups. Neither testosterone nor prostate-specific antigen changed at rest or following an acute bout of exercise. However, serum growth hormone (GH), dehydroepiandrosterone (DHEA), interleukin-6, tumor necrosis factor-alpha and differential blood leukocyte counts increased (P < 0.05) following acute exercise. Resistance exercise does not appear to compromise testosterone suppression, and acute elevations in serum GH and DHEA may partly underlie improvements observed in physical function.

 

عنوان : پاسخ هورمونی و سیستم ایمنی به تمرینات مقاومتی در بیماران مبتلا به سرطان پروستات

 

این مطالعه آزمایش می کند تاثیر 20 هفته تمرین مقاومتی بر دامنه هورمونها و نشانگرهای التهابی را در استراحت و بدنبال یک دور تمرین حاد در بیماران مبتلا به سرطان پروستات که از آندروژن محرومیت دارند.

10 بیمار تمرین کردند 2 بار در هفته با شدت بالا برای گروههای عضلانی بالاتنه و پائین تنه. هم تستوسترون و هم آنتی ژن ویژه پروستات هیچکدام تغییر نکردند در استراحت و بدنبال یک دور تمرین حاد. به هر صورت هورمون رشد سرم  (GH) ، dehydroepiandrosterone  (DHEA) ، اینترلوکین 6 ، tumor necrosis factor-alpha و به طور متفاوتی شمار گویچه های سفید خون افزایش یافت بدنبال تمرین حاد(P<0.05). عمل تمرین مقاومتی آشکار نیست در مقایسه عمل خنثی بر تستوسترون و افزایش حاد در GH و DHEA سرم که مشخصا مشاهده شده است که بهبود می یابد در عملکرد جسمانی.

 

خواندن و ترجمه : محمدعلی کهن پور

----------------------------------------

Strength, workload, anaerobic intensity and the immune response to resistance exercise in women.

Miles MP, Kraemer WJ, Nindl BC, Grove DS, Leach SK, Dohi K, Marx JO, Volek JS, Mastro AM.

Department of Biochemistry and Molecular Biology, The Pennsylvania State University, PA, USA. mmiles@montana.edu

AIM: The mechanism linking exercise intensity to the magnitude of the immune response is not completely understood. The purpose of this investigation was to determine whether the immune response to resistance exercise was associated with (1) changes in workload or (2) anaerobic exercise intensity. METHODS: Previously untrained women underwent 6 months of resistance training for lower and upper body (TOTAL, n = 34) or for upper body alone (UPPER, n = 30). Lymphocyte subsets [T (CD3+), CD4+, CD8+, NK and B], functional markers (CD45RA+ and CD45RO+), and mitogen (phytohemagglutinin-M, concanavalin A and pokeweed mitogen) and superantigen (staphylococcus a. cowans)-stimulated proliferation were measured from blood samples collected pre- and post-exercise for a squat resistance exercise consisting of six sets of 10 repetitions at 75% of one repetition maximum. This protocol was performed before (T0) and after 3 (T3) and 6 months (T6) of training. RESULTS: Lymphocyte recruitment to the circulation and proliferation following resistance exercise did not differ between training groups at any time, although the TOTAL group performed at a higher workload as training progressed. With respect to anaerobic intensity, exercise-induced increases in NK, CD4+, CD8+ and B lymphocyte concentrations were 42 (P = 0.07), 76 (P < 0.05), 72 (P < 0.05) and 242% (P < 0.01) greater in women in the highest compared with the lowest post-exercise lactate quartiles. Lymphocyte proliferation did not differ between lactate quartiles. CONCLUSIONS: Anaerobic intensity, rather than increased strength and workload, is associated with the number of lymphocytes recruited to the circulation, but not T and B cell proliferation responses.

 

عنوان : قدرت ، بارکار ، شدت بی هوازی و پاسخ سیستم ایمنی به تمرینات مقاومتی

 

مکانیسم لینک شدن شدت تمرین به مقدار پاسخ سیستم ایمنی به طور کامل درک نشده است. هدف این تحقیق تعیین این است که آیا پاسخ سیستم ایمنی به تمرینات مقاومتی وابسته است به (1) تغییر در بار کار یا (2) شدت بی هوازی تمرین

روش :  زنانی که سابقا تمرین نداشته اند 6 ماه متحمل تمرین مقاومتی شدند برای عضلات بالاتنه و پائین تنه (TOTAL  N=34) و برای فقط عضلات بالاتنه (APPER  N=30).

Lymphocyte subsets (T , CD4+, CD8+,NK and B) ، نشانگرهای کاربردی (CD45RA+ and CD45RO+) و mitogen (phytohemagglutinin-M , concanavalin A and pokeweed mitogen) , superantigen (staphylococcus a.cowans)-stimulated proliferation  اندازه گیری شدند از نمونه گیری خون که گرفته شد قبل و بعد از تمرین برای یک تمرین مقاومتی اسکات که عبارت بود از 6 ست ، 10 تکرار با 75% یک تکرار بیشینه. این پروتوکل اجرا شد قبل از تمرین ، بعد از 3 ماه و 6 ماه بعد از تمرین.

نتیجه : به کارگیری لمفوسیت ها در جریان خون و تکثیر آنها بدنبال تمرین مقاومتی در بین دو گروه تمرینی متفاوت نبود در هر زمانی. اگرچه گروهی که اجرا می کردند با کل بدن در یک بارکار بالاتر در تمرین پیشرفت داشتند. در رابطه با شدت بی هوازی ، تمرین باعث افزایش در NK , CD4+ , CD8+  و غلظت لمفوسیت B شد.

نتیجه گیری : شدت بی هوازی نسبت به قدرت و بارکار سریعتر افزایش می یابد که وابسته است به تعداد لمفوسیت های به کار گرفته شده در گردش خون اما نه واکنش تکثیر سلولهای B  و T.

 

خواندن و ترجمه : محمدعلی کهن پور

-----------------------------------------

The acute immune response to exhaustive resistance exercise.

Nieman DC, Henson DA, Sampson CS, Herring JL, Suttles J, Conley M, Stone MH, Butterworth DE, Davis JM.

Department of Health, Leisure, and Exercise Science Appalachian State University, Boone, North Carolina 28608, USA.

Ten young male adults (mean age 46.9 +/- 1.2 yrs) with 9.2 +/- 1.4 years of weight training experience and the ability to parallel squat at least 1.5 times their body mass were selected as subjects. The exercise session consisted of sets of 10 repetitions at 65% 1-RM of the parallel leg squat, with a cadence of one rep every 6 sec and 3 min rest between sets, to muscular failure. The average subject lifted a total of 9711 +/- 1576 kg during 98 +/- 14 reps for a total work output of 72.5 +/- 10.5 kJ before muscular failure occurred. Mean oxygen consumption during exercise was 1.58 +/- 0.06 l/min at 42.5 +/- 2.0% peak VO2. A strong leukocytosis, lymphocytosis, and lymphocytopenia, similar to what has been reported following high-intensity cardiorespiratory exercise, were measured following leg squat exercise. Con A-stimulated lymphocyte proliferation (unadjusted) rose 50% above preexercise levels (p = 0.07), but when these data were adjusted on a per T cell (CD3+) basis, no change from rest was observed. Natural killer cell cytotoxic activity (NKCA), when adjusted on a per NK cell (CD56+) basis, was decreased about 40% below preexercise levels for at least 2 h post-exercise. No significant increase in cortisol was seen after exercise, although norepinephrine and epinephrine increased moderately (465% and 133%, respectively), immediately following exercise. The data demonstrate that leg squat exercise to muscular failure results in a very similar immune response to that associated with intense endurance exercise, despite a lower mean oxygen consumption and only a moderate hormonal response.

 

عنوان : پاسخ حاد سیستم ایمنی به تمرین مقاومتی جامع

 

10 مرد جوان بالغ (میانگین سنی 46.9 +/- 1.2 سال) با 9.2 +/- 1.4 سال تجربه تمرینات با وزنه و توانایی در انجام حرکات پارالل و اسکات در زمانی کمتر از 1.5 توده بدنی خودشان انتخاب شدند. جلسه تمرین شامل ست هایی با 10 تکرار در 65% یک تکرار بیشینه پارالل و اسکات پا ، با یک آهنگ که 6 ست و 3 دقیقه استراحت بین ست ها تا رسیدن به واماندگی عضلانی بود. میانگین کل وزنه بلند شده 9711 +/- 1576 کیلوگرم در طی 98 +/- 14 تکرار برای کل برون داد کار 72.5 +/- 10.5 کیلوژول قبل از رخ دادن واماندگی عضلانی بود. میانگین اکسیژن مصرفی در طی تمرین 1.58 +/- 0.06 لیتر در دقیقه با 42.5 +/- 2% vo2peak بود.

یک میزان شدید لکوسیت ، لمفوسیت و lymphocytopenia مشابه آنچه گزارش شده است در پی تمرین قلبی تنفسی شدید ، اندازه گیری شد بدنبال تمرین اسکات پا. با اطمینان محرک A لمفوسیت تکثیر یافت (غیر تنظیم شده) 50% بالاتر از سطح قبل از تمرین(P<0.07) ، اما زمانی که این اطلاعات تنظیم شده برای هر سلول T پایه ، تغییری نسبت به حالت استراحت مشاهده نشد.

Natural killer cell cytotoxic activity (NKCA) زمانی که تنظیم شد برای هر NK سلول پایه ، کاهش یافت در حدود 40% پائین تر از سطح قبل از تمرین در 2 ساعت بعد از تمرین.

افزایش معناداری دیده نشد در کورتیزول بعد از تمرین ، اگرچه نوراپی نفرین و اپی نفرین افزایش داشتند (به ترتیب 465% و 133%) بلافاصله بعد از تمرین.

این اطلاعات نشان می دهد نتیجه تمرین اسکات پا تا رسیدن به واماندگی عضلانی در بسیاری از پاسخ های سیستم ایمنی مشابه است با نتیجه آن در تمرینات استقامتی شدید ، باوجود اینکه میانگین اکسیژن مصرفی پائین است و تنها یک پاسخ هورمونی بیشتر دارد.

 

خواندن و ترجمه : محمدعلی کهن پور

----------------------------------------

The influence of exercise training on inflammatory cytokines and C-reactive protein.

Stewart LK, Flynn MG, Campbell WW, Craig BA, Robinson JP, Timmerman KL, McFarlin BK, Coen PM, Talbert E.

Department of Kinesiology, Louisiana State University, Baton Rouge, LA 70803-2401, USA. Stewart6@lsu.edu

PURPOSE: The purpose of this study was to examine the influence of a 12-wk exercise training program on inflammatory cytokine and C-reactive protein (CRP) concentrations. A secondary purpose was to determine whether training-induced changes in cytokines and CRP were influenced by age. METHODS: Twenty-nine younger (18-35 yr) and 31 older (65-85 yr) subjects were assigned to young physically active (YPA, N = 15; 25 +/- 5 yr), young physically inactive (YPI, N= 14; 25 +/- 4.7 yr), old physically active (OPA, N = 14; 71 +/- 4 yr), or old physically inactive (OPI, N = 17; 71 +/- 4 yr) groups. The inactive groups completed 12 wk (3 d.wk) of aerobic and resistance exercises, and the physically active control groups continued their normal exercise programs. Blood samples were collected before and after the 12-wk period, and the concentrations of serum CRP, plasma interleukin-6 (IL-6), tumor necrosis factor-alpha (TNF-alpha), and interleukin-1 beta (IL-1beta) were determined using separate ELISA. RESULTS: Control (YPA and OPA) estimated VO2max was unchanged. Exercise training increased estimated VO2max an average of 10.4% and increased strength by an average of 38.1% in both PI groups. Serum CRP decreased with training (YPI and OPI) groups and was not different from the YPA and OPA groups after training. Plasma IL-6 and IL-1beta did not change, whereas TNF-alpha was higher than YPI and YPA at baseline and after the intervention period. CONCLUSION: These results support the use of combined aerobic/resistance training as a modality to reduce the risk of cardiovascular disease development as defined by a decrease in serum CRP concentration in healthy humans.

 

عنوان : تاثیر تمرین بر سایتوکاین های التهابی و پروتئین C-reactive

 

هدف : هدف این مطالعه آزمودن تاثیر 12 هفته برنامه تمرینی بر غلظت سایتوکاین های التهابی و پروتئین C-reactive (CRP) می باشد. هدف بعدی تعیین این است که آیا تغییری که بوسیله تمرین در سایتوکاین و CRP بوجود می آید بوسیله سن تحت تاثیر قرار می گیرد؟

روش : 29 جوان (18 تا 39 سال) و 31 سالمند (65 تا 85 سال) قرار گرفتند در گروههای فعال جسمانی جوان (N=15 و 25 +/- 5 سال) ، غیرفعال جسمانی جوان (N=14 و 25 +/-4.7 سال) ، فعال جسمانی سالمند (N=14 و 71 +/- 4 سال) و غیرفعال جسمانی سالمند (N=17 و 71 +/- 4سال). گروههای غیرفعال کامل کردند 12 هفته تمرین هوازی و مقاومتی و گروه کنترل فعال جسمانی ادامه دادند برنامه تمرینی طبیعی خودشان را. نمونه گیری خون از آنها گرفته شد قبل و بعد از دوره 12 هفته ای و غلظت CRP سرم ، اینترلوکین 6 پلاسما ، tumor necrosis factor-alpha (TNF-alpha)  و اینترلوکین 1 بتا تعیین شدند با استفاده جداگانه ELISA .

نتیجه : حداکثراکسیژن مصرفی گروه کنترل (فعال جسمانی جوان و فعال جسمانی سالمند) تغییری نکرد. تمرین افزایش داد حداکثراکسیژن مصرفی را به طور متوسط به میزان 10.4% و قدرت را به طور متوسط به میزان 38.1% در هر دو گروه غیرفعال از نظر جسمانی که در این 12 هفته از برنامه تمرینی پیروی می کردند. CRP سرم با تمرین کاهش یافت در هردو گروه غیرفعال از نظر جسمانی و از این نظر تفاوتی بین دو گروه فعال از نظر جسمانی بعد از تمرین نبود. اینترلوکین 6 پلاسما و اینترلوکین 1 بتا تغییری نکردند ، اگرچه TNF-alpha بالاتر بود در گروه غیرفعال از نظر جسمانی جوان و فعال از نظر جسمانی جوان در انتها و بعد از مداخله دوره تمرین.

نتیجه گیری : این نتایج حمایت می کند که استفاده از ترکیب تمرین هوازی و مقاومتی چگونه کاهش می دهد خطر توسعه بیماریهای قلبی عروقی را و مشخص شده است بوسیله کاهش در غلظت CRP سرم در انسانهای تندرست.

 

خواندن و ترجمه : محمدعلی کهن پور

----------------------------------------

The role of IL-6 in mediating the anti-inflammatory effects of exercise.

Petersen AM, Pedersen BK.

The Centre of Inflammation and Metabolism, Department of Infectious Diseases and CMRC, Copenhagen University Hospital, Rigshospitalet, University of Copenhagen, Faculty of Health Sciences, Denmark.

Regular exercise offers protection against all cause mortality and there is evidence from randomised intervention studies that physical training is effective as a treatment in patients with chronic heart diseases, type 2 diabetes and symptoms related to the metabolic syndrome. Chronic diseases such as cardiovascular disease, type 2 diabetes and cancer are associated with chronic low-grade systemic inflammation. It has been demonstrated that regular exercise induces anti-inflammatory effects with elevated levels of anti-inflammatory cytokines and suppression of TNF-alpha production. Thereby, exercise offers protection against TNF-alpha-induced insulin resistance. Otherwise, the exercise-induced production and release of IL-6 from myofibers may contribute to abrogate an atherogenic lipid profile, which is often associated with chronic diseases. This review focuses on the anti-inflammatory effects of exercise and how this may contribute to mediate the beneficial health effects of exercise training in patients with chronic diseases associated with chronic low-grade inflammation.

 

عنوان : نقش اینترلوکین 6 در میانجی گری ضدالتهابی و اثر تمرین

 

تمرین منظم بدست می دهد محافظت در برابر همه دلایلی که باعث مرگ و میر می شود و مدارکی که از مطالعات تصادفی مرتبط جمع آوری شده نشان می دهد که تمرین جسمانی موثر است به عنوان یک رفتار درمانی در بیماران با بیماریهای قلبی مزمن ، دیابت نوع 2 و نشانه های مرتبط به سندرم متابولیکی. بیماریهای مزمن از قبیل بیماریهای قلبی عروقی ، دیابت نوع 2 و سرطان وابسته به التهاب سیستمی درجه پائین مزمن می باشد. نشان داده شده است که تمرین منظم سبب اثر ضدالتهابی با سطوح بالای سایتوکاین های ضدالتهابی و جلوگیری از تولید TNF-alpha می شود. در نتیجه تمرین بدست می دهد محافظت در برابر TNF-alpha که باعث مقاومت انسولین می شود. به طور دیگر تمرین سبب تولید و آزادسازی اینترلوکین 6 از تارچه های عضلانی می شود که امکان دارد مشارکت کند در از میان بردن atherogenic lipid profile که خیلی اوقات وابسته است با بیماریهای مزمن. این ریویو یا بازنگری مورد توجه قرار داده است تاثیر ضدالتهابی تمرین و چگونگی این امکان مشارکت در اثر مفید تندرستی تمرین در بیماران با بیماریهای مزمن وابسته به التهاب با درجه پائین مزمن.

 

خواندن و ترجمه : محمدعلی کهن پور

-----------------------------------------

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 12:59  توسط گروه نویسندگان  | 

پاسخ سایتوکاین ها

عنوان : پاسخ سایتوکاین به فعالیت جسمانی و تمرین

Moldoveanu AI, Shephard RJ, Shek PN

کانادا ، اونتاریو ، دانشگاه تورنتو ، حوزه فارغ التحصیلان انجمن تندرستی ، برنامه در علم تمرین

 

سایتوکاین ها گلیکوپروتئینهای حل پذیر هستند که بوسیله ارتباط واسطه ای در داخل و بین سلولهای ایمنی و غیرایمنی در سرتاسر سیستمها و اندامهای بدن تولید شده اند. تشکیل و واسطه شدن به نفع و ضد التهاب سایتوکاین ها که بوسیله تحریک ویروس ها مدوله می شود ، شامل فعالیت جسمانی ، زخم و عفونت می باشد. تاثیر موضعی فعالیت جسمانی و تولید سیستمیک سایتوکاین در سطوح مختلف بارها به طور قابل توجه نشان داده شده است که مشابهت دارد به پاسخ سایتوکاین ها به زخم و عفونت. ارائه این بازنگری آزمودن پاسخ سایتوکاین به فشار تمرینات کوتاه مدت با تاکید بر پارامترهای ایمنی ویژه از طریق تنظیم سایتوکاین می باشد. اثر تمرینات درازمدت بر پاسخ سایتوکاین و امکان فشار بر ویروس های کوچک سیستم ایمنی نیز بحث شده است. با مراجعه به هم تحقیقات مقطعی و هم تحقیقات طولانی.

سرانجام اعتبار استفاده از تمرین بعنوان یک مدل برای زخم و مسمومیت عفونی حاصل از اثر جذب باکتری ها و مواد فاسد وارد شده به خون و رای جمعی دانشمندان در مورد تغییرات سبک فیزیولوژیکی ، آفت شناسی و نتیجه گیری محدود به مدل با نشانه میباشد. دیگر مطالعات ، اثر تمرین ، زخم و عفونت بر سایتوکاین ها را آزموده اند و روشن ساخته اند تنظیم سایتوکاین به طور معناداری بوسیله فعالیت جسمانی و به طور بیشتر مهمی بوسیله فعالیتهای جسمانی بلندمدت و کوتاه مدت که دلالت بر تندرستی دارد انجام می شود و رابطه دارد با کارکرد سراسر سیستم ایمنی و مقاومت در عفونت.

 

The cytokine response to physical activity and training.

Moldoveanu AI, Shephard RJ, Shek PN.

Program in Exercise Sciences, Graduate Department of Community Health, University of Toronto, Ontario, Canada.

Cytokines are soluble glycoproteins that are produced by and mediate communication between and within immune and nonimmune cells, organs and organ systems throughout the body. Pro- and anti-inflammatory mediators constitute the inflammatory cytokines, which are modulated by various stimuli, including physical activity, trauma and infection. Physical activity affects local and systemic cytokine production at different levels, often exhibiting striking similarity to the cytokine response to trauma and infection. The present review examines the cytokine response to short term exercise stress, with an emphasis on the balance between pro- and anti-inflammatory mechanisms and modulation of both innate and specific immune parameters through cytokine regulation. The effects of long term exercise on cytokine responses and the possible impact on various facets of the immune system are also discussed, with reference to both cross-sectional and longitudinal studies of exercise training. Finally, the validity of using exercise as a model for trauma and sepsis is scruti- nised in the light of physiological changes, symptomatology and outcome, and limitations of the model are addressed. Further studies, examining the effect of exercise, trauma and infection on novel cytokines and cytokine systems are needed to elucidate the significance of cytokine regulation by physical activity and, more importantly, to clarify the health implications of short and long term physical activity with respect to overall immune function and resistance to infection.

خواندن و ترجمه : محمدعلی کهن پور

----------------------------------------------------------------------------

کارکرد ایمنی در تمرین و ورزش

مایکل گلیسون

ایالت کینگدوم ، لافبروو ، دانشگاه لافبروو ، مدرسه علم ورزش و تمرین

 

ورزش ملایم منظم وابسته است با کاهش میزان بروز بیماری عفونی در مقایسه با وضعیت کاملا بی تحرک. به هر صورت یک مسابقه طولانی یا تمرین شدید باعث پریشانی آنی در جنبه های مختلف کارکرد ایمنی میشود (به عنوان مثال تنفس نوتروفیل لمفوسیت را تکثیر میکند و آنتی ژن مونوسیت را عرضه میکند). این پریشانی در جنبه های مختلف کارکرد ایمنی معمولا 3 تا 24 ساعت بعد از تمرین طول میکشد که بستگی دارد به هم شدت تمرین و هم مدت تمرین.

کارکرد یا عدم کارکرد سیستم ایمنی بعد از ورزش بیش از همه مشخص میشود زمانی که تداوم تمرین کمتر از یک و نیم ساعت طول میکشد و شدت تمرین بالا باشد (55 تا 75 درصد حداکثراکسیژن مصرفی) و اجرا شود بدون غذای مصرفی. دوره تشدید کردن تمرین(زود رسیدن) یک هفته یا بیشتر طول میکشد که بیشتر شاید نتیجه این باشد که عدم کارکرد سیستم ایمنی طولانی طول میکشد. اگرچه ورزشکاران نخبه(الیت) دارای نقص بالینی سیستم ایمنی نیستند. این ممکن است اثر ترکیب تغییرات کوچک در چندین پارامتر سیستم ایمنی برای برطرف کردن بیماریهای کوچک عمومی باشد. از قبیل عفونت بالای تنفسی. به هر صورت این شاید ارزش کمی در پرداختن به عنوان ضد التهابی داشته باشد. اثر تمرین وساطت میکند از طریق سایتوکاین ها و یا تنظیم کم رسپتور toll-like ......

 

خواندن و ترجمه : محمدعلی کهن پور

----------------------------------------------------------------------------

TLR4 در زنان سالخورده تمرین مقاومتی کرده پائین است و مربوط است به سایتوکاین های التهابی

Mcfarlin BK, Flynn MG, Campbell WW, Stewart LK, Timmerman KL

آزمایشگاه جامع فیزیولوژی حوزه تندرستی و اجرای انسان دانشگاه هیوستون امریکا

 

مقدمه/هدف : تمرین منظم با وزنه متعادل مرتبط با سن شاید افزایش دهد سایتوکاین های التهابی را و کاهش دهد خطر توسعه بیماری با سبب التهابی را بوسیله اعمال کردن تاثیر ضد التهابی آن. علامت دهی گیرنده Toll-like4 یا TLR4 تولید سایتوکاین ها را تحریک میکند و شاید اثر ضد التهابی منسوب به تمرین منظم آن را روشن سازد. بنابراین هدف ارائه تحقیق مقایسه تاثیر حاد(3ست ، 9حرکت تمرینی ، 10تکرار در 80% یک تکرار بیشینه) و مزمن تمرینات مقاومتی بر TLR4  و سایتوکاین ها می باشد.

روش : نمونه خون سیاهرگی از 10 زن تمرین کرده و 10 زن تمرین نکرده سالخورده با دامنه سنی 65 تا 80 سال بعد از یائسگی در قبل ، بلافاصله بعد ، 2 ساعت بعد ، 6 ساعت بعد و 24 ساعت بعد از تمرین گرفته شد.

رویه سطح سلولی TLR4 ، LPS ، محرک تولید سایتوکاین ، سایتوکاین پلاسما و mRNA of TLR4 و سایتوکاین(RT-PCR) برای هر نمونه تعیین شدند.

نتیجه : تمرین کرده ها 124% رویه سطح سلولی TLR4 کمتری نسبت به تمرین نکرده ها داشتند (P<0.05). یک تاثیر زمان معنادار دیده شد برای تحریک کننده LPS ، اینترلوکین6 ، اینترلوکین1 بتا و TNF آلفا که 6 ساعت به طور معناداری بیشتر بود نسبت به همه نمونه های دیگر. اثر معناداری برای پلاسما (اینترلوکین6 ، TNF آلفا) یا mRNA (اینترلوکین6 ، TNF آلفا و اینترلوکین1) سایتوکاین های التهابی دیده نشد.

سطح رویه سلولی TLR4 (HI و LO) ، تحریک کننده LPS ، TNF آلفا به میزان 32% ، اینترلوکین1 بتا به میزان 209% و اینترلوکین6 به میزان 167% تولید بیشتری برای HI نسبت به LO داشتند (P<0.05).

نتیجه گیری : تمرین منظم مقاومتی زنان سالخورده سطح رویه سلول TLR4 را کم میکند اما سطوح پلاسما را پائین نمی آورد و کمتر تولید میکند تحریک کننده LPS سایتوکاین های التهابی در استراحت و در پاسخ به یک جلسه تمرین مقاومتی. تغییر TLR4 شاید توضیح دهد تاثیر ضد التهابی را که به تازگی بوده است منسوب به تمرینات مقاومتی مزمن (بعد از 24 ماه).

TLR4 is lower in resistance-trained older women and related to inflammatory cytokines.

McFarlin BK, Flynn MG, Campbell WW, Stewart LK, Timmerman KL.

Laboratory of Integrated Physiology, Department of Health and Human Performance [corrected] University of Houston, Houston, TX, USA. bkmcfarlin@att.net

INTRODUCTION/PURPOSE: Regular exercise may offset age-associated increases in inflammatory cytokines and reduce the risk of developing diseases with an inflammatory etiology by exerting "anti-inflammatory" effects. Toll-like receptor 4 (TLR4) signaling stimulates inflammatory cytokine production, and may explain the "anti-inflammatory" effect attributed to regular exercise. Therefore, the purpose of the present study was to compare the effect of acute (3 sets, 9 exercises, 10 repetitions at 80% of the 1-repetition maximum) and chronic resistance exercise on TLR4 and inflammatory cytokines. METHODS: Venous blood samples were collected from trained (TR, N = 10) and untrained (UT, N = 10) older (65-80 yr) postmenopausal women: before (PRE), immediately post (POST), and 2 h (2H), 6 h (6H), and 24 h (24H) after completion of exercise. Cell-surface expression of TLR4 (two-color immunofluorescent cytometry), LPS (25 microg x mL(-1))-stimulated cytokine production (ELISA), plasma cytokines (ELISA), and mRNA expression of TLR4 and cytokines (RT-PCR) were determined for each sample. RESULTS: TR had 124% less cell-surface TLR4 expression than UT (P < 0.05). A significant time effect was found for LPS-stimulated IL-6, IL-1beta, and TNF-alpha, where 6H was significantly greater than all other samples. No significant effects were found for plasma (IL-6 and TNF-alpha) or mRNA expression (IL-6, TNF-alpha, and IL-1beta) of inflammatory cytokines. When subjects were grouped according to cell-surface TLR4 expression (HI and LO), LPS-stimulated TNF-alpha (302%), IL-1beta (209%), and IL-6 (167%) production was greater for HI than LO (P < 0.05). CONCLUSION: Regularly exercising older women expressed less cell-surface TLR4 but did not have lower plasma levels or produce less LPS-stimulated inflammatory cytokines at rest or in response to a single bout of resistance exercise. TLR4 changes may explain the "anti-inflammatory" effect that has recently been attributed to chronic (2x wk for previous 24 months) resistance exercise training

خواندن و ترجمه : محمدعلی کهن پور

----------------------------------------------------------------------------

عنوان : تاثیر تمرینات مقاومتی پیشرونده بر پاسخهای سیستم ایمنی در سالمندان و التهاب مزمن

Rall LC, Roubenoff R, Cannon JG, Abad LW, Dinarello CA, Meydani SN

مرکز تحقیق تغذیه انسان بر سالمندان/دانشگاه توفتز بوستون امریکا

 

تاثیرات 12 هفته ای تمرین قدرتی با مقاومت پیشرونده بر in vivo و in vitro پارامترهای ایمنی ارزیابی شدند در تحقیق کنترل شده ای بر 8 شخص با التهاب روماتیسمی (RA) ، 8 جوان تندرست با دامنه سنی 22 تا 30 سال و 8 فرد مسن تندرست با دامنه سنی 65 تا 80 سال و همچنین 7 فرد مسن تمرین نکرده با دامنه سنی 65 تا 80 سال گروه کنترل و تاثیرات فصلی و روانی اجتماعی آنها محاسبه شد.

تمرین انجام می شد با 80% یک تکرار بیشینه آنها و اجرا می شد با 8 تکرار در هر ست ، سه ست در جلسه و دو مرتبه در هفته. سلولهای تک هسته ای پیرامونی خون(PBMC) ، تولید سایتوکاین و پروستوگلاندین (PG) تغییری ناشی از تمرین در PBMC ، اینترلوکین1 بتا ، تومور نکروسیز فاکتورآلفا (TNF) ، اینترلوکین 6 ، اینترلوکین 2 یا تولید PG E2 ، --- لمفوسیت ، یا پاسخ DTH در هر گروه تمرینی در مقایسه با گروه کنترل دیده نشد.

این اطلاعات اظهار میکند 12 هفته تمرین قدرتی شدید با مقاومت پیشرونده تاثیری بر کارکرد سیستم ایمنیاشخاص جوان یا مسن تندرست یا در افراد با التهاب مفصلی روماتیسمی ندارد.

Effects of progressive resistance training on immune response in aging and chronic inflammation.

Rall LC, Roubenoff R, Cannon JG, Abad LW, Dinarello CA, Meydani SN.

Jean Mayer USDA Human Nutrition Research Center on Aging, Tufts University, Boston, MA 02111, USA.

The effects of 12 wk of progressive resistance strength training on in vivo and in vitro immune parameters were evaluated in a controlled study of eight subjects with rheumatoid arthritis (RA), eight healthy young (22-30 yr), and eight healthy elderly (65-80 yr) individuals. Six healthy elderly (65-80 yr) nontraining control subjects were also evaluated to account for seasonal and psychosocial effects. Training subjects exercised at 80% of their one-repetition maximum and performed eight repetitions per set, three sets per session on a twice weekly basis. Peripheral blood mononuclear cell (PBMC) subpopulations, cytokine and prostaglandin (PG) E2 production, proliferative response, and delayed type hypersensitivity (DTH) skin response were measured before and after 12 wk of training. Training did not induce changes in PBMC subsets, interleukin (IL)-1 beta, tumor necrosis factor-alpha (TNF), IL-6, IL-2, or PGE2 production, lymphocyte proliferation, or DTH response in any of the training groups, compared with control subjects. These data suggest that 12 wk of high-intensity progressive resistance strength training does not affect immune function in young or elderly healthy individuals or subjects with RA.

 خواندن و ترجمه : محمدعلی کهن پور

----------------------------------------------------------------------------

عنوان : تاثیر مداخله تمرین بر پارامترهای سیستم ایمنی در سالخوردگان نحیف ساکن در خانه سالمندان

Kapasi ZF, Ouslander JG, Schnelle JF, Kutner M, Fahey JL

امریکا ، آتلانتا ، مدرسه پزشکی دانشگاه اموری ، حوزه توانبخشی پزشکی و مرکز تندرستی در سالمندان ، بخش جسمانی درمانی

 

سالمندی مربوط است با کاهش هم میانجی سلولی و هم هومورال ایمنی و احتمالا مشارکت در افزایش میزان بروز بیماری ها و شدت عفونت ها در سالمندان سست. تاثیر معنا دار تمرین بر سیستم ایمنی به شدت تمرین بستگی دارد. ما هدایت کردیم یک تمرین 32 هفته ای کلینیکی انتخابی کنترل شده را ، به طور کارکردی گرویده به برنامه تمرین در سالمندان سست که زندگی میکنند در خانه سالمندان و تعیین شده است خواه مداخله تمرین مربوط به تغییر در پارامترهای ایمنی در جمعیت سالمندان سست خانه سالمندان.

روش : به طور تصادفی 94 نفر انتخاب شدند از آنهایی که در خانه سالمندان ساکن هستند. و 94 نفر هم بعنوان گروه کنترل انتخاب شدند. مداخله شامل تمرینات مقاومتی و استقامتی که انجام می شد هر 2 ساعت از ساعت 8 صبح تا 4 بعدازظهر برای 5 روز در هفته و برای 8 ماه.

---- لمفوسیت ، شامل فعال شدن نشانگرها (CD28 ، CD25 ،  HLA-DR ) in vitro  ----- و تولید فعالیت سایتوکاین ها (neopterin و STNF-RII) در سرم اندازه گیری شده است بوسیله نمونه گیری خون در انتها و بعد از 8 هفته و 32 هفته مداخله تمرین.

نتیجه : تمرینات تغییری در ---- لمفوسیت ، فعال شدن نشانگرها ، in vitro  ----- و تولید فعالیت سایتوکاین در سرم نشان ندادند.

نتیجه گیری : 32 هفته مداخله تمرین موجب تاثیر سودآور یا زیان آور بر پارامترهای ایمنی در سالمندان سست خانه سالمندان نمی شود و شاید توضیح دهد چرا مداخله مربوط نیست با تغییر در میزان بروز بیماری  عفونی در گروه تمرین کرده در مقایسه با گروه کنترل.

Effects of an exercise intervention on immunologic parameters in frail elderly nursing home residents.

Kapasi ZF, Ouslander JG, Schnelle JF, Kutner M, Fahey JL.

Division of Physical Therapy, Department of Rehabilitation Medicine and Center for Health in Aging, Emory University School of Medicine, Atlanta, Georgia 30322, USA. zkapasi@emory.edu

BACKGROUND: Aging is associated with decline in both cell-mediated and humoral immunity and may contribute to increased incidence and severity of infections in frail elderly. Exercise, depending on intensity, has significant effects on the immune system. We conducted a randomized, controlled clinical trial of a 32-week functionally oriented exercise program in frail elderly living in nursing homes and determined whether the exercise intervention was associated with a change in immune parameters in this frail elderly nursing home population. METHODS: Nursing home residents were randomly assigned to an intervention (n = 94) and control group (n = 96). The intervention consisted of a functionally oriented endurance and resistance exercise training that was provided every 2 hours from 8:00 AM to 4:00 PM for 5 days a week for 8 months. Lymphocyte subpopulations, including activation markers (CD28, CD25, HLA-DR), in vitro proliferation, and soluble products of cytokine activity (neopterin and sTNF-RII) in serum were measured by taking blood samples at baseline and after 8 weeks and 32 weeks of the intervention. RESULTS: Exercise training did not induce changes in lymphocyte subpopulations, activation markers (CD28, CD25, HLA-DR), in vitro proliferation, and soluble products of cytokine activity (neopterin and sTNF-RII) in serum. CONCLUSIONS: A 32-week exercise intervention did not bring about beneficial or detrimental effects on immune parameters in the frail elderly nursing home population and may explain why the intervention was not associated with a change in the incidence of infections in the intervention group compared with the control group.

 خواندن و ترجمه : محمدعلی کهن پور

----------------------------------------------------------------------------

عنوان : تاثیر 4 هفته برنامه تمرین جسمانی بر غلظت نشانگرهای التهابی پلاسما در بیماران با تحمل گلوکز غیرعادی

Oberbach A, Tonjes A, Kloting N, Fasshauer M, Kratzsch J, Busse MW, paschke R, Stumvoll M, Bluher M

آلمان ، دانشگاه لایپزیگ ، هیئت علمی پزشکی ، IZKF لایپزیگ ، گروه تحقیق No3 جونیور

 

مقدمه : التهاب مزمن که در معاینات بالینی غیرقابل تشخیص است می تواند در ارتباط نزدیک با فاکتور نوع 2 دیابت (T2D) و تصلب شریان باشد. اثر سودمند فعالیت جسمانی بر کاهش خطر بیماری کرونری قلب میتواند قسمتی ناشی شود بوسیله بهبود نشانگرهای التهابی.

طرح تحقیق و روش : قصد این تحقیق تعیین اثر 4 هفته تمرین جسمانی بر غلظت اینترلوکین 6 ، c-reactive protein (CRP) ، آدیپونکتین و اینترلوکین 10 پلاسما در 60 فرد با تحمل گلوکز طبیعی ، تحمل گلوکز معیوب یا زیان آور (IGT) و T2D میباشد.

نتیجه : در بیماران IGT و T2D بهبود معناداری در چربی بدن ، سطح آمادگی ، متابولیسم گلوکز و حساسیت انسولین بعد از 4 هفته تمرین جسمانی مربوط بود با افزایش معناداری در غلظت آدیپونکتین و CRP پلاسما. اما نه دراینترلوکین6. تحلیل رگرسیون خطی تنها برای پارامترهای ضد التهابی آدیپونکتین و اینترلوکین 10 یک وابستگی معناداری با کاهش گلوکز پلاسما در گرسنگی نشان داد ، در حالیکه تغییر در اینترلوکین 6 و CRP معنادار نبودند مربوط به تغییر در گلوکز پلاسما در گرسنگی ، چربی بدن ، حداکثر اکسیژن مصرفی و حساسیت انسولین بود. در یک تحلیل رگرسیون خطی چند متغیری تنها تغییر در چرخش آدیپونکتین ، گلوکز پلاسما در گرسنگی و درصد چربی بدن تعیین کننده تغییر حساسیت انسولین بود.

نتیجه گبری : تمرین جسمانی وابسته است با یک آدیپونکتین نزدیک به نرمال و غلظت CRP پلاسما در افراد و وابسته است به IGT و T2D.

افزایش حساسیت انسولین بعد از تمرین شدیدا مربوط است به تغییر در غلظت آدیپونکتین پلاسما ، گلوکزپلاسما در گرسنگی و درصد چربی بدن ، در حالیکه تغییر در غلظت اینترلوکین6 ، اینترلوکین 10 و CRP پلاسما به طور معناداری در افزایش حساسیت انسولین مشارکت ندارد.

Effect of a 4 week physical training program on plasma concentrations of inflammatory markers in patients with abnormal glucose tolerance.

Oberbach A, Tönjes A, Klöting N, Fasshauer M, Kratzsch J, Busse MW, Paschke R, Stumvoll M, Blüher M.

Junior Research Group N03, IZKF Leipzig, Faculty of Medicine, University of Leipzig, Germany.

OBJECTIVE: Subclinical chronic inflammation could be a unifying factor linking type 2 diabetes (T2D) and atherosclerosis. The beneficial effects of physical activity on a reduced risk of coronary heart disease could at least in part be mediated by improved markers of inflammation. RESEARCH DESIGN AND METHODS: The aim of this study was to determine the effect of 4 weeks of physical training on plasma concentrations of interleukin (IL)-6, C-reactive protein (CRP), adiponectin and IL-10 in 60 individuals with normal glucose tolerance, impaired glucose tolerance (IGT) or T2D. RESULTS: In patients with IGT and T2D, significant improvement in body fat, fitness level, glucose metabolism and insulin sensitivity after 4 weeks of physical training was associated with significantly improved plasma concentrations of adiponectin and CRP, but not IL-6. Regression analysis demonstrated only for the anti-inflammatory parameters adiponectin and IL-10 a significant relationship with the decrease in fasting plasma glucose, whereas changes in IL-6 and CRP were not significantly related to changes in fasting plasma glucose, body fat, maximal oxygen uptake, or insulin sensitivity. In a multivariate linear regression analysis, only changes in circulating adiponectin, fasting plasma glucose and percentage body fat were determinants of changes in insulin sensitivity. CONCLUSIONS: Physical training was associated with a near normalization of adiponectin and CRP plasma concentrations in subjects with IGT and T2D. Increased insulin sensitivity after training was most strongly related to changes in adiponectin plasma concentrations, in fasting plasma glucose and percentage body fat, whereas changes in IL-6, IL-10 and CRP plasma concentrations did not significantly contribute to improved insulin sensitivity.

 خواندن و ترجمه : محمدعلی کهن پور

+ نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت 3:30  توسط گروه نویسندگان  | 

تاثیر 4 هفته برنامه تمرین جسمانی بر غلظت نشانگرهای التهابی پلاسما در بیماران با تحمل گلوکز غیرعادی

 

Effect of a 4 week physical training program on plasma concentrations of inflammatory markers in patients with abnormal glucose tolerance.

Junior Research Group N03, IZKF Leipzig, Faculty of Medicine, University of Leipzig, Germany.

OBJECTIVE: Subclinical chronic inflammation could be a unifying factor linking type 2 diabetes (T2D) and atherosclerosis. The beneficial effects of physical activity on a reduced risk of coronary heart disease could at least in part be mediated by improved markers of inflammation. RESEARCH DESIGN AND METHODS: The aim of this study was to determine the effect of 4 weeks of physical training on plasma concentrations of interleukin (IL)-6, C-reactive protein (CRP), adiponectin and IL-10 in 60 individuals with normal glucose tolerance, impaired glucose tolerance (IGT) or T2D. RESULTS: In patients with IGT and T2D, significant improvement in body fat, fitness level, glucose metabolism and insulin sensitivity after 4 weeks of physical training was associated with significantly improved plasma concentrations of adiponectin and CRP, but not IL-6. Regression analysis demonstrated only for the anti-inflammatory parameters adiponectin and IL-10 a significant relationship with the decrease in fasting plasma glucose, whereas changes in IL-6 and CRP were not significantly related to changes in fasting plasma glucose, body fat, maximal oxygen uptake, or insulin sensitivity. In a multivariate linear regression analysis, only changes in circulating adiponectin, fasting plasma glucose and percentage body fat were determinants of changes in insulin sensitivity. CONCLUSIONS: Physical training was associated with a near normalization of adiponectin and CRP plasma concentrations in subjects with IGT and T2D. Increased insulin sensitivity after training was most strongly related to changes in adiponectin plasma concentrations, in fasting plasma glucose and percentage body fat, whereas changes in IL-6, IL-10 and CRP plasma concentrations did not significantly contribute to improved insulin sensitivity.

Mohammad Ali Kohanpur

.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 16:2  توسط گروه نویسندگان  | 

تعادل مایعات

تعادل مایعات :

 

یک ورزشکار حتی در زمستان هم باید آب و نوشیدنی ، زیاد مصرف کند تا نیاز بدنش به مایعات برآورده شود. چرا؟ زیرا بدن ما 60 تا 70 درصد از آب تشکیل شده است. بافت عضلانی میزان زیادی آب دارد از اینرو هرچه درصد عضلات بدن به دلیل ورزش بیشتر شود طبیعتا درصد آب مورد نیاز بدن بالاتر می رود. با انجام فعالیتهای ورزشی ، حرارت بدن بالا می رود. عضلات حرکت می کنند و این حرکت مداوم گرما تولید می کند. این حرارت باید از طریق تعریق بدن خارج شود. خروج آب از بدن حرارت بدن را تعدیل می کند. کافی نبودن آب اثرات مخربی بر خون ، مغز و عضلات دارد. اگر آب بدن در اثر تعریق زیاد کم شود ، حجم خون کاهش یافته و فعالیت قلب به مخاطره می افتد.

 

چه میزان آب باید مصرف شود؟

 

میزان آب مورد نیاز ، به میزان کالری مصرفی بستگی دارد. به ازاء هر کیلوکالری مصرفی ، 1 تا 1.5 میلی لیتر آب لازم است. مثلا یک ورزشکار که روزانه 3500 کالری انرژی نیاز دارد بین 3.5 تا 5 لیتر آب نیاز دارد. دریافت آب کافی مانع از بروز خستگی زودرس شده و ورزشکار فعالیتهایش را به خوبی انجام خواهد داد.

 

مصرف مایعات قبل از ورزش :

 

نوشیدن 2 لیوان مایعات ، 2 ساعت پیش از ورزش مفید است.

 

مصرف مایعات در طول ورزش :

 

با شروع ورزش ، به فواصل مایعات مصرف شود. مثلا زمانی که در زمستان کوهنوردی شدید می کنید ، حتی اگر هوا سرد است و احساس تشنگی نمی کنید هر نیم ساعت ، 1 لیوان مایعات بنوشید و اگر زمان ورزش ، بیش از یک ساعت است ، از ساعت دوم ورزش هر نیم ساعت 30 تا 60 گرم کربوهیدرات هم مصرف کنید. (مثل یک لیوان چای کمرنگ و یک عدد بیسکویت شیرین)

 

مصرف مایعات پس از ورزش :

 

پس از ورزش اگر کاهش وزن داشتید به ازاء هر 450 گرم ، نیم لیتر آب بنوشید. در اسکی کردن طولانی نیز به همین ترتیب آب و کربوهیدرات میل کنید.

 

غذاهایی که برای این ورزشکاران مناسب است :

 

با وجود توضیحات گفته شده یک ورزشکار نیاز دارد منابع کربوهیدرات زیادی میل کند.

غذای قبل از ورزش : (صبحانه) بهتر است نان و پنیر ، عدسی ، 1 یا 2 عدد تخم مرغ ، نان و حلیم کم روغن باشد.

در حین ورزش : نان و مربا و چای ، آب میوه و کیک ، قهوه (1 تا 2 فنجان مجاز است) ، بیسکویت و ... باشد.

پس از ورزش : به عنوان نهار بهتر است پلو کم چربی ، کباب (با گوشت کم چربی) ، ماکارونی با گوشت کم چربی یا با سویا ، نان و لوبیای پخته و یا کنسرو ماهی تن روغن گرفته و نان مناسب است.

در همه این غذاها منابع کربوهیدراتی باید چند برابر گوشت یا منابع پروتئینی باشد و خیلی کم چربی تهیه شود.

بدین ترتیب قوای خود را به سرعت به دست می آورید و برای ورزش بعدی ذخائر غنی تری دارید.

در عین حال غذا سریع هضم شده و به دلیل کم چربی بودن ، زیاد در معده نمی ماند.

 

خطر نوشیدن زیاد آب به هنگام ورزشهای شدید :

 

بسیاری از مردم به علائم مسمومیت با آب به خصوص در هنگام ورزش های شدید مبتلا می شوند. به گزارش خبرگزاری رویترز هلث ، نوشیدن زیاد آب باعث مسمومیت می شود.

بنابراین مردم باید از علائم و ضررهای ناشی از پرنوشی آب مطلع باشند. در ماههای گذشته محققان گزارش دادند 13 درصد از دوندگان دو ماراتون در بوستون در سال 2002 به دلیل نوشیدن زیاد آب در طول مسابقه به کاهش سدیم خون مبتلا شدند.

کاهش سدیم خون می تواند زندگی انسان را به مخاطره اندازد. پرنوشی آب می تواند با کاهش سدیم خون باعث ورم کردن مغز شود. علائم کاهش سدیم خون شامل بی قراری ، خستگی ، بی حالی ، گیجی ، آشفتگی و تشنج است. این علائم می تواند گاهی با علائم کم آبی هم پوشانی کرده و شخص را به نوشیدن آب بیشتر تشویق کند. به نظر می رسد نوشیدن نوشابه های حاوی سدیم ، پتاسیم و منیزیوم بر نوشیدن آب خالص به خصوص هنگام ورزش ارجحیت داشته باشد. این عناصر اولیه برای عملکرد درست عصب و عضله ضروری هستند. امروزه به دوندگان دو ماراتون توصیه می شود فقط هنگام تشنگی آب بنوشند. پرنوشی آب با ایجاد مسمومیت ناشی از آب باعث مرگ می شود. همانطور که زنی 28 ساله دونده دو ماراتون در ماراتون بوستون 2002 به دلیل نوشیدن زیاد آب درگذشت.

 

این گزارش در نشریه جورنال پزشکی انگلستان به چاپ رسیده است.

 

محمدجواد کشاورز  و  محمدعلی کهن پور

+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 3:17  توسط گروه نویسندگان  | 

تاثیر ورزش بر افسردگی

 اختلال رواني داراي نشانه هايي از طولاني مدت است . و براساس آن شخص از انجام فعاليت هاي روزانه يا برخورداري از احساساتي خوب و دلپذيرمحروم مي شود ودوره هاي پريشان خاطري قابل توجهي را در برخي از برهه هاي زندگي طي ميكند.
يك نوع ديگر افسردگي در واقع يك اختلال روحي شيدا گونه است كه نام بيماري افسردگي دو قطبي را گرفته است. اين نوع از ابتلا به افسردگي و پريشان خاطري، در بيشتر مواقع،تفكر؛قدرت تشخيص وحتي رفتارهاي اجتماعي را تحت تاثير قرار ميدهد،كه به بروز مشكلات جدي براي شخص و اطرافيان منجر مي شود.
علائم افسردگی:
خلق فرد افسرده مي‌شود، يعني غمگيني طولاني مدت دارد.
علاقه مندي وي نسبت به علايق گذشته‌اش از دست مي‌رود و غالبا بي‌حوصله است.
كم اشتهايي او را مي‌آزارد و غذا نمي‌خورد ، البته در برخي انواع آن پرخوري شيوع دارد.
خواب فرد مبتلا غالبا دچار مشكل مي‌شود معمولا نيمه شب بيدار مي‌شود و تا صبح نمي‌تواند بخوابد و كسل است در جوانان مبتلا، پر خوابي شيوع دارد .
افسردگی معمولاً با اضطراب همراه و بی خوابی و بی قراری در فرد شیوع دارد
غلبه بر افسردگی و افزایش نگرش مثبت :
ازعلت افسردگي خود آگاه بوده و سعي كنيد نسبت به آينده خوش بين باشيد‍، افكار منفي خود را شناخته و آنها را با افكار مثبت تعويض كنيد. بر تجارب مثبت تمركز كنيد.
فهرستي از تكاليف مثبت هفتگي تهيه كنيد.
از نظر اجتماعي فعال باشيد.
جدولي از فعاليت هاي روزمره هفتگي تهيه كنيد و افزودن فعاليت هاي اجتماعي را فراموش نكنيد.
تفريحاتي براي خود پيدا كنيد.
هرگاه احساس تنش مي كنيد، از روشهاي خود آرام بخشي استفاده كنيد. به عنوان مثال، براي چندين دقيقه و تا زمان ايجاد آرامش در كل بدنتان بطور آرام و آهسته نفس بكشيد.
اهداف واقع گرايانه اي انتخاب كنيد.
براي فعال نگهداشتن خود، كاري داوطلبانه انجام دهيد.
بپذيريد كه هركسي توانايي هاي متفاوت خود را دارد و شما بر ويژگي ها و اعمال مثبت خودتان تمركز كنيد.
به هنگام بيان مطالب ، جرأتمند باشيد.
سعي كنيد نقاط قوت خود را شناخته و توسعه دهيد.
روزانه ورزش كنيد و فعالیت بدنی مستمر داشته باشید .
ورزش راهی برای درمان :
زمينه ايجاد بيماريهاي رواني، بحث پيرامون انتقال دهنده هاي عصبي و عدم كاركرد صحيح آن (كاهش يا افزايش دوپامين و سروتونين و...) در بروز بيماريهاي رواني انكارناپذير است و يكي ديگر از تأثيرات مثبت ورزش تنظيم در ميزان انتقال دهنده هاي عصبي در سلول عصبي و در نتيجه تعادل و توازن در كاركرد عصبي شخص و كاهش حالت نابهنجاري هاي رواني است
در مطالعه دکتر وايلس 1150 مرد انگليسي ميانسال طي 10 سال مورد بررسي قرار گرفتند و نتيجه تحقيق حاكي از آن بود مرداني که ورزش منظم دارند يک چهارم کمتر از سايرين به حالت افسردگي يا بيماري هاي اضطراري دچار مي شوند.
مدت ها است كه فعاليت بدني به عنوان راهي براي كسب تناسب اندام و رفع فشار خون بالا، ديابت، چاقي و ديگر بيماري ها هواداران خود را دارد. تحقيقات در حال گسترش نشان مي دهد كه فعاليت جسمي مي تواند سبب تخفيف نشانه هاي برخي اختلالات رواني مثل اضطراب و افسردگي و مانع عود بعد از درمان شود.
ورزش منظم سلامت جسمی و روحی راحفظ می کند به این صورت که با کاهش خطر ابتلا به بیماری های مزمن امید به زندگی را افزایش می دهد و باعث ایجاد شور و نشاط (رفع افسردگی ) جهت انجام فعالیت های روزانه می گردد . ورزش صحیح به بدن کمک می کند تا در کنترل سیستم عصبی به دست آوردن اعتماد به نفس ، کارکردن و تصمیم گیری صحیح در شرایط بحرانی موفق تر عمل کند . افسردگی و فشار روحی به غیر از آن که با شرایط روحی و اعتماد به نفس شخص در ارتباط می باشد با شرایط جسمانی نیز مرتبط است .
انجام تمرینات ورزشی باعث می شود بدن فشار خون خود را تنظیم کند و سیستم های عصبی در مواقع خاصی عکس العمل بهتر نشان دهند . به این ترتیب بدن می تواند کنترل بهتری در شرایط بحرانی و فشارهای روحی داشته باشد . از سویی قدرتمند شدن عضلات باعث می شود شخص از نظر تیپ بدنی بتواند اعتماد به نفس بیشتری داشته باشد . انجام هر نوع ورزشی به طور مستمر و از روی برنامه قابلیت غلبه بر افسردگی را افزایش می دهد اما می توان گفت هرچه ورزش دارای حالت استقامتی باشد نقش بیشتری د رکاهش افسردگی ایفا می کند .
ورزش مستمر به طوريكه بدن شروع به تعرق كند و،به طور كلي ورزش توام با تعريق و افزايش ضربان قلب ،كاهش اضطراب و افسردگي را سبب مي شود همچنين باعث افزايش ترشح آنزيم هاي اندورفين، دانپورفين و انكفالين شده كه اثر تسكين دهنده و آرامش بخش دارند.

فرهادی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 1:33  توسط گروه نویسندگان  | 

سال نو مبارك

 

سال ۱۳۸۸ به همراه تشکیل گروه علمی ورزشی پارسيان آغاز شد . این گروه سالی پر از نشاط برای همه شما آرزو میکند

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 21:19  توسط گروه نویسندگان  | 

تاثیر موزیک بر عملکرد ورزش

موسیقی در ورزشموسیقی در ارتقای قدرتمندی ماهیچه ها و افزایش حرکات ورزشی موثر است و در زمان ورزش با موزیک نسبت به ورزش بدون موزیک تحریک پذیری بیش تری دارند.

 

مربیان بایستی زمینه های موسیقیایی را برای ورزشکاران فراهم کنند.موزیک های آرام سبب کاهش گرفتگی عضلات شده،بسیاری افراد این فضای آرام را ترجیح می دهند.

 

کار متخصصین در خصوص تاثیرات ورزش حین گوش دادن به موزیک و عملکرد آن بر روی اعصاب و درد مفاصل نتایج متعددی در پی داشته ،که توانائی های حرکتی مانند ورزش دو و میدانی ،ورزش های ریتمیک،پیاده روی را شامل میشود.

 

موزیک روابط خاصی ایجاد میکند که بر بسیاری از عواطف داخلی و احساسات تاثیر کذار است.

 

 

کاربرد موزیک با تمرین ورزشی باعث افزایش قدرت مغز میشود.

تحقیقات جدید پیشنهاد میکنند که تمرین ورزشی به همراه موزیک باعث تقویت شناختی ورزشکاران میگردد.

گوش کردن به موزیک به هنگام تمرین ورزشی کمک میکند که بیماران قلبی توانبخشی نمرات بیشتری در تست فصاحت کلامی دریافت نماید.به گفته (چارلز امری )این اولین مطالعه ایست که به تاثیرات ترکیبی موزیک و تمرین ورزشی کوتاه مدت بر عملکرد ذهن مینگرد.

(امری )اظهار نمود ،تمرین ورزشی عملکرد شناختی افراد دارای بیماری عروق قلبی را بهبود و به نظر میرسد گوش کردن به موسیقی قدرت مغز را افزایش میدهد . در این تحقیق 33 مرد و زن که در هفته های آخر برنامه توانبخشی بودند،شرکت داشتند.اکثر سرکت کنندگان عمل جراحی بای پس ، انژیوپلاستی و یا سوند قلبی انجام داده بودند.

 

بیماری عروق قلبی ممکن است به توانائی شناختی اسیب وارد نماید . امری و همکارانش بیماری توانبخشی قلبی را برای این مطالعه انتخاب کردند .شرکت کنندگان اعلام کردند بعد از انجام ورزش ،صرف نظر از اینکه به موسیقی گوش فرا دادند یا نه حالت عاطفی و روحی بیشتری داشتند اما پیشرفت در عملکرد مربوط به فصاحت کلامی پس از گوش دادن به موزیک بیش از دو برابر زمانی بود که موزیک گوش نکرده بودند.

 

ورزش باعث تغییرات مثبت در سیستم عصبی می شود و این تغییرات تاثیر مستقیمی بر توانائی شناختی دارند.گوش دادن به موسیقی از طریق راه های مختلف در مغز بر عملکرد شناختی تاثیر می نهد و ترکیب موزیک و ورزش با کمک به سازماندهی نتایج شناختی ،برانگیختگی شناختی را افزایش میدهد.

فرهادی

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 20:56  توسط گروه نویسندگان  | 

معرفی کتاب

معرفی کتاب :

عنوان

سنجش و اندازه گیری در تربیت بدنی

برای داوطلبان کنکور کارشناسی ارشد

گردآوری و تالیف :

محمدعلی کهن پور

فصل اول : مباحث کلی

فصل دوم : مفاهیم اندازه گیری و طبقه بندی داده ها

فصل سوم : شاخص های گرایش به مرکز

فصل چهارم : شاخص های پراکندگی

فصل پنجم : نمرات استاندارد و اندازه گیری موقعیت نسبی

فصل ششم : اندازه گیری روابط (ضریب همبستگی)

فصل هفتم : آزمونها

فصل هشتم : سئوالات مفاهیمی و کنکوری

فصل نهم : تست های کنکوری

مرحله انجام کار :

به تازگی تمام شده / در حال مذاکره با ناشر

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 20:14  توسط گروه نویسندگان  | 

آسم ورزشی

اگر حدود 2_3 دقیقه پس ار آغاز فعالیت فعالیت ورزشی دچار مشکل تنفسی میشوید ،ممکن است مبتلا به آسم ناشی از ورزش باشید .

علائم این بیماری شامل خس خس سینه ، سنگینی قفسه سینه ، سرفه و درد ناحیه سینه است . حتی فعالیت مختصر میتواند باعث دشواری در تنفس برخی افراد مبتلا گردد. گاهی اوقات نیز علائم پس از فعالیت ورزش رخ میدهند. چرا ورزش باعث ظهور حمله آسم میشود؟

 در افراد مبتلا ،راههای هوایی نسبت به تغییرات ناگهانی درجه حرارت و رطوبت هوا و بویژه در مقابل آب و هوای سرد و خشک حساس هستند. هوا از بینی عبور میکند که باعث افزایش رطوبت و حرارت هوا میشود. در هنگام فعالیت سنگین ، افراد بیشتر از طریق دهان نفس میکشند و در نتیجه هوای خشک به راههای هوایی تحتانی میرسد. حدود 90 تا 80% رطوبت داد، حال آنکه هوایی که مستقیما از طریق دهان به ریه ها میرسد تنها دارای رطوبت نسبی 70% _60% است. به علاوه بینی با حذف مواد الوده کننده نظیر گرد  گیاهان و گرد و غبار در پیشگیری از حمله آسم موثر است . گرم کردن مناسب و نوشیدن مایعات فراوان ؛در بسیاری از موارد ما این توصیه ها را میشنویم و اغلب به آنها بی اعتنایی میکنیم . عمل به توصیه های فوق مخصوصا در افراد مبتلا به آسم ناشی از ورزش اهمیت داد.

مطالعات جدید نشان داده اند گرم کردن مناسب متشکل از حرکات کششی و فعالیت سبک قبل از ورزش میتواند علائم ناشی از ورزش را تقلیل دهد. مرحله سرد کردن نیز از تغییر سریع حرارت هوا در راههای هوایی ممانعت نموده و از بروز علائم آسم بعد از ورش پیشگیری مینماید.

همچنین کم آبی بدن آسم را تشدید میکند.

 آسم ناشی از ورزش بسیار شایع است

 بر اساس یک مطالعه ،حداقل یک ششم ورزشکاران آمریکایی شرکت کننده در المپیک 1996 آتلانتا سابقه اسم یا دریافت دارو های ضد آسم را داشته اند. بنابر این با مراقبت و درمان مناسب آسم لزومی به منع افراد از شرکت در ورزش ها یا فعالیت فیزیکی نیست.

 فراد مبتلا میتوانند به موفقیت در ورزش دست یابند . ورزشکارانی نظیر  Jakie joyner در دو و میدانی و  Amyvan Dukenدر رشته شنا که به مدال طلای المپیک دست یافتند،نمونه هایی از ورزشکاران مبتلا به آسم هستند.

احتیاط لازم

 در هنگاه بروز عفونت ویروسی ،آلودگی شدید هوا یا آب و هوای خیلی سرد ،فعالیت خود را محدود نمائید و اگر علیرغم عمل به این توصیه ها به حمله آسم دچار شدید، از دارو های سریعالاثر استنشاقی ضد آسم نظیر سالبوتامول استفاده نموده و ورزش را متوقف سازید .در صورتی که علائم ظرف 30 _15 دقیقه بهتر نشد و یا حتی وخیم گردید . بلافاصله از پزشک کمک بخواهید.

منبع:مجله ورزشی دانشگاه انقلاب

فرهادی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 12:50  توسط گروه نویسندگان  | 

اسیدهای آمینه ، ورزش و تبلیغات کاذب

اسيدهاي آمينه، ورزش و تبليغات كاذب
گفتگو با دكتر كاوه خبيري
دکتر کاوه خبیری متخصص فیزیولوژی ورزشی و مدرس بین المللی تغذیه ورزشکاران در خصوص اثرات و نقش اسید های آمینه، طی گفتگوی اختصاصی با سیماب ورزشی می گوید:هركدام از اسيدهاي آمينه ، ويژگيهاي متابوليكي مخصوص به خود را دارند و بسياري از آنها بنظر مي رسد ، مي توانند در بهبود عملكرد ورزشي مؤثر باشند. آگاهي از اين موارد مي‌تواند به ورزشكاران و خانواده آنها كمك نمايد تا علاوه بر آشنايي با تاثير واقعي مكمل‌هاي غذايي ، فريب تبليغات كاذب را نخورند. دکتر خبیری، رئیس کمیته کودکان و نوجوانان IFSAF معتقد است: اظلاع رسانی باید بی طرف و بر مبنای تحقیقات علمی صورت گیرد، بنابراین قضاوت نهایی باید به عهده خوانندگان باشد.

آرژينين ، اورني تين ، سيترولين و فرآورده هاي آنها
اين سه اسيد آمينه بنا به دلايل زير حائز اهميت است :
1-سنتز پروتئين
2-ترشح ، سوماتوتروپين ، انسولين و پرولاكتين
3-حمل آمونياك خون
4-سنتز كراتين
5-سنتز پلي آمينها
6-سنتز نيتريك اكسيد
. آرژينين پيرو گلوتامات مخلوط با ليزين هيدرو كلرايد مقدار سوماتوتروپين را به 2 تا 8 برابر افزايش مي دهد ، مضافا مقدار انسولين نيز دو برابر شده و سوماتومدين A نيز مي‌تواند تا سه برابر افزايش يابد.
مصرف مخلوط آرژينين ، اورني تين و ليزين ، به ميزان 2 گرم در روز به مدت 4 روز در 11 نفر وزنه بردار ، هيچ اثري بر افزايش ، سوماتوتروپين آنها نداشته است، مصرف 4/2 گرم مخلوط آرژينين و ليزين در 5 نفر از 7 وزنه برداران مورد بررسي قرارگرفت و مشخص شد، باعث افزايش سطح سوماتوتروپين مي‌شود ، اما مقدار افزايش اين هورمون از نظر آماري معني دار نبوده است.مصرف مقدار 123 ميلي گرم مخلوط آرژينين و ليزين بازاء هر كيلوگرم وزن بدن در روز ، در دانشجويان مذكر و ورزشكار به مدت 10 هفته تاثيري بر ميزان تحمل به گلوكز و فاكتور رشد مشابه انسولين ندارد . مصرف آرژينين اسپارتات و آرژينين گلوتامات مقدار آمونياك پلاسما را پس از ورزش استقامتي كاهش مي‌دهد و مصرف آرژينين ، به تنهايي و مخلوط آن با اورني‌تين اسپارتات و سيترولين به موشهاي آزمايشگاهي باعث افزايش ميزان استقامت آنها می شود، مخلوط آرژينين و اورني تين ( يك گرم در روز ) به افراد ميانسال كه براي 5 هفته تمرينات با وزنه انجام دادند باعث افزايش قدرت ، توده عضلاني و كاهش توده چربي و كاهش دفع هيدروكسي پرولين ادرار می شود.
دکتر کاوه خبیری، عضو بورد تخصصی تغذیه ورزشکاران آکادمی ملی المپیک آسپارتات را یکی دیگر از اسیدهای آمینه معرفی و فواید متابولیکی را بر اساس تحقیقات برای آن متصور می شود که عبارتند از:
1-حمل مواد معدني به سايتهاي درون سلولي
2-يكي از مواد مهم مرتبط با جرخه كربس و اگزالو استات كه در تامين انرژي نقش فراواني دارند .
3- بخشي از چرخه اوره ( عامل برداشت آمونيك ).
4-بازسازي ATP پس از تخليه آن از طريق چرخه ء نوكلئوتيدهاي پورين ) .
5-يكي از عوامل ضد بروز فرايند خستگي در مغز ( تحريك كنندگي نوروترانسميترها ) .
برخي تحقيقات مصرف نمك آسپارتات را در تعويق خستگي ، طي ورزشهاي استقامتي مؤثر مي دانند و زمان تعويق خستگي را از 15 تا 50 درصد زمان كل، نیز بيشتر اعلام کرده اند.
در افراد غير ورزشكار مصرف دوزهاي كمتر به نسبت دوزهاي بيشتر در مقايسه با ورزشكاران اثرات مشابهي داشته است ،نمك از نوع DL ، نسبت به نوع L بويژه در كاهش آمونياك خون مؤثرتر است ، البته در مواردي كه كمتر از 7 گرم دريافت كرده‌اند، تغييري گزارش نشده است.تحقيقات بيشتر براي اظهار نظر قطعي در اين مورد ضروري است .
آسپاراژین یکی دیگر از اسیدهای آمینه است که در مغز و عضلات وجود دارد ، و در شرايط استراحت ، مستقيما در عضلات به گلوتامين تبديل مي شود، طي فعاليتهاي بدني شديد كه تا مرز واماندگي ادامه دارند در پلاسما كاهش و در عضلات افزايش مي يابد، اين اسيد آمينه ميزان مصرف اسيدهاي چرب را بيشتر مي‌كند و عاملي براي حفظ و حمايت از گليكوژن عضلاني است غلظت زياد آسپاراژين در عضلات ، باز سازي ATP را پس از انقباضات شديد عضلاني محدود ميكند ، نقش مهم مصرف آن ، حمايت از توليد گلوتامين است
دکتر خبیری استادیار و عضو هیئت علمی دانشگاه در مورد اسید های آمینه شاخه دار که از پر مصرف ترین انواع در بین ورزشکاران است می گوید: باوجودیکه این اسید های آمینه در لیست AIS جزو گروه سوم هستند و عملا مورد تایید نمی باشند اما متاسفانه بسیاری از ورزشکاران تمایل به مصرف آنها دارند ، لذا به بیان تحقیقات مستند در مورد آنها می پردازیم:
این گروه سه تایی از اسیدای آمینه که شامل : والين ، لوسين و ايزولوسين می باشند، ، بنظر مي رسد مي توانند خستگي را در ورزشهاي استقامتي ، از طريق كاهش مقدار تريپتوفان آزاد پلاسما ، به تعويق اندازند ، زيرا افزايش مقدار تريپتوفان آزاد پلاسما مي تواند مقدار سروتونين مغز را افزايش داده و باعث بروز خستگي مركزي شود ، مضافا تغييرات هورموني در طول فعاليت ورزشي و پيشگيري از تخريب عضلات اسكلتي از ديگر اثرات ذكر شده مصرف مكمل اين اسيدهاي آمينه. در خصوص اثر مثبت مصرف اين گروه از اسيد هاي آمينه در ورزشهاي قدرتي هنوز اطلاعات زيادي در دسترس نيست .
دکتر کاوه خبیری عضو اسبق کمیسیون پزشکی کمیته ملی المپیک در مورد گلوتامين که دیگر اسیدآمینه پر مصرف در بین ورزشکاران است می گوید:
يكي از بيشترين اسيدهاي آمينه موجود در پلاسما و عضلات گلوتامین است واثراتی که برای آن اعلام شده است در بیشتر نحقیقات قابل استناد در حذ فرضیه است و عبارتند از:
1-جلوگيري از افزايش ناگهاني اسيد لاكتيك طي فعاليتهاي بدني
2-افزايش سنتز پروتئين هاي عضلاني
3-محدود كردن تجزيه و شكسته شدن پروتئين ها
4-پيش ساز برخي از ناقلين شيميايي عصبي
5-پيشگيري از كاهش قدرت سيستم ايمني ناشي از ” بيش تمريني “
6- افزايش سوماتوتروپين
7-افزايش سرعت ترميم ذخاير گليكوژن عضلات
8-برداشت آمونياك خون در طول فعاليت بدني
9-تامين پيش ساز نوكلئوتيدها
فشار بيش از حد تمرينات ( بيش تمريني ) و فعاليتهاي شديد و كوتاه مدت ميزان گلوتامين پلاسما را كم مي كند و بر توانايي سيستم ايمني نيز اثر منفي دارد. بيشترين تحقيقات انجام شده در مورد گلوتامين مربوط به مصرف آن در انواع روشهاي جراحي ، تروما ، سوختگي‌ها و جراحات است اين مكمل از انواع پر مصرف در ورزش‌هاي قدرتي است ، اما به نظر مي‌رسد هنوز نياز به تحقيقات بيشتري براي ارائه نظر قطعي وجود دارد.
دکتر خبیری مولف کتاب اصول تغذیه، ورزش و تندرستی معتقد است: ورزشکاران برای حفظ سلامتی خود باید الگوهای غذایی مشابه افراد عادی جامعه داشته باشند و هرگونه افراط و تفریط در مصرف مواد غذایی و دریافت مواد مغذی می تواند سلامت آنها را به مخاطره اندازد. وی معتقد است: قربانی کردن سلامت به بهانه کسب موفقیت بیشتر در صحنه های ورزشی امری نابخشودنی است ک ورزشکار موفق کسی است که کانونو گرم خانواه و حرمت ها و حریم انسانی را بشتر حفظ نماید؛ آن چیزی که امروزه کمتر در صحنه های ورزشی با آن روبرو هستیم.

دکتر خبیری به عنوان حسن ختام گفت: فرقى نمي كند گودال آب كوچكى باشى يا درياى بيكران. زلال كه باشى، آسمان در توست
 
منبع : http://www.seemab.ir/ سایت خبری تحلیلی سیماب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 17:35  توسط گروه نویسندگان  | 

مقياس هاي اندازه گيري

مقياس ها :

مقياس اسمي :

مثلا طبقه بندي ورزشكاران حرفه اي دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركزي در دو طبقه مونث و مذكر
در اينجا تنها دو گروه از يكديگر متمايز مي شوند و كارهاي آماري بيشتري نمي توان انجام داد.

مقياس رتبه اي :

مثلا جدول رنكينگ حركت بارفيكس دانشجويان تربيت بدني عمومي . در اينجا مشخص مي شود كه فردي كه رتبه 1 را كسب كرده از فردي كه ركورد 2 را كسب كرده و به طور كلي از ديگران ركورد بهتري دارد و همينطور فردي كه رتبه 4 را دارد از فردي كه رتبه 5 را دارد و فردي كه رتبه 9 را دارد از فردي كه رتبه 10 را دارد ركورد بهتري را كسب كرده اند. اما در اينجا ما نمي توانيم بگوييم كسي كه رتبه 5 را دارد به همان اندازه از رتبه 6 بالا تر است كه فرد داراي رتبه 1 از رتبه 2 بالا تر است. به عبارتي در اينجا علاوه بر متمايز كردن افراد فقط به ما مي گويد كه چه كساني از چه كساني بالاتر هستند (رتبه بندي) و ميزان بالاتر بودن يا پايينتر بودن را نشان نمي دهد بلكه فقط بالاتر بودن يا پايينتر بودن را نشان مي دهد. به عنون مثال شايد فرد داراي رتبه 1 تعداد 21 بارفيكس و فرد داراي رتبه 2 تعداد 20 بارفيكس زده باشند حال آنكه امكان دارد فرد داراي رتبه 3 تعداد 18 بارفيكس و فرد داراي رتبه 4 تعداد 9 بارفيكس زده باشند.

مقياس فاصله اي :

اين مقياس علاوه بر دارا بودن ويژگي هاي دو مقياس بالا داراي صفر قراردادي هم مي باشد (توجه كنيد داراي صفر مطلق نيست). مثلا فرض كنيد افرادي كه سهميه شركت در ليگ برتر كاراته را بدست مي آورند در همان ابتدا 8 امتياز را صاحب مي شوند. حال اگر كسي 16 امتياز دارد شايد شما فكر كنيد 2 برابر كسي كه 8 امتياز دارد صاحب امتياز مي باشد. در واقع اينگونه نمي باشد. چون اگر در همان ابتدا 8 امتياز را به ورزشكاران نمي دادند كسي كه 16 امتياز دارد در واقع 8 امتياز و كسي كه 8 امتياز دارد در واقع امتازي را كسب نكرده. بنابراين در اينجا مي توانيم بگويم شخص اول 8 امتياز بيشتر از شخص دوم كسب كرده است اما نمي توانيم بگوييم دو برابر ديگري امتياز كسب كرده است.

مقياس نسبي :

اين مقياس در بالاترين سطح مقياسها قرار مي گيرد و علاوه بر دارا بودن تمام وي‍ژگي هاي مقياسهاي بالا (تمايز ، رتبه بندي و ميزان فاصله بين رتبه افراد) داراي صفر مطلق نيز مي باشد.

ساده ترين مثال ورزشي براي اين مقياس سرعت مي باشد كه داراي صفر مطلق مي باشد. سن نمونه اي ديگر براي مقياس نسبي مي باشد. كسي كه 2 متر قد دارد داراي قدي به ميزان دوبرابر كودكي است كه 1 متر قد دارد.
در مثال مقياس فاصله اي اگر در بدو ورود به مسابقات ليگ برتر كاراته به آنها امتيازي تعلق نگيرد آنگاه مقياس ، نسبي خواهد بود و مي توان گفت شخصي كه 16 امتياز دارد 2 برابر شخصي كه 8 امتياز دارد ، امتياز كسب كرده است.

توضيح : فقط زماني حق داريم از آزمونهاي پارامتري استفاده كنيم كه داده هاي ما داراي مقياس نسبي يا فاصله اي باشند. اگر داده هاي ما داراي مقياس رتبه اي يا اسمي بودند از آزمونهاي ناپارامتري استفاده مي كنيم.

محمدعلي كهن پور



+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 23:56  توسط گروه نویسندگان  | 

سن و تمرینات ورزشی

عنوان: سن و تمرینات ورزشی

 

افراد در تمام سنین از ورزش سود میبرند.بسیارد ازافراد 65 سال به بالا مرتب تمرین کرده و تناسب اندام خود را تا انجایی که سلامتی انها اجازه می دهد حفظ می کنند.

این افراد با روش و فرم خوب وهمچنین قدرت بیشتری نسبت به هم سن و سالان خانه نشین خود پیر

می شوند. درزیرمواردی از فواید تمرین وامادگی جسمانی برای دوران سالخوردگی آمده است.

 

* افراد ورزشکاری که به سن 65 سالگی و بالاتر می رسند دارای امادگی جسمانی و تناسب اندام بهتر نسبت به افراد فاقد فعالیت دراین سن می باشند و ان افرادی که دارای فعالیت بیشتری هستند پراستقامت ترازافراد

بی تحرک باقی می مانند.

 

* اگرچه احتمالا ورزش، دوران سالخوردگی را به تعویق نمی اندازد اما خطر مرگ نا به هنگام ناشی از مشکلات پزشکی و زندگی بی تحرک را کاهش می دهد.این امراض شامل: امراض قلبی عروقی،

فشار خون بالا، شوک، امراض کلیوی، امراض مزمن ریوی و تنفسی، و درنهایت افسردگی می باشد.

ورزش هوازی بهترین و موثرترین روش برای دست یابی به فواید روحی و جسمی می باشد.

فواید لازم تمرینات هوازی آنگاه بدست می اید که بتوان ضربان قلب را تا میزان تجویز شده سرعت بخشیده و برای مدت زمان معین درهمان حد باقی نگه دارید. 3 تا 5 جلسه تمرین هوازی درهفته برای استفاده از حداکثر فوایید هوازی لازم است. بهترین تمرینات هوازی شامل: راهپیمایی سریع، شنا، دوچرخه سواری، جاگینگ، طناب زدن و قایقرانی می باشند. افراد بالای 65 سال به بالا درست مانند افراد جوان از تمرینات هوازی سود می برند. حتی اگر تمرینات ساده و مختصری را انجام  دهند.

 

تمرین و سیستم قلبی عروقی؛

افراد سالمند بیشتردرمعرض ناراحتیهای قلبی عروقی می باشند. تمرین هوازی از راههای زیر به

سیستم قلبی عروقی کمک می کند:

* افرایش تعداد گویچه های قرمز جاری در خون.( که در نتیجه این عمل اکسیژن بیشتری برای سلولها فراهم می کند.)

* افزایش جریان خون در طی تمرین.

*انزیم لازم برای تبدیل گلوکز به انرژی قابل استفاده سلولهای بدن(ATP) را افزایش می دهد.

* لیپوپروتئین با غلظت بالا را در خون افزایش میدهد. این ماده از سفت شدن رگها جلوگیری می کند.

(بر خلاف لیپوپروتئین با غلظت پایین که باعث حمله قلبی،سکته،شوک،و ناراحتیهای مزمن کلیوی میگردد.)

 

تمرین و جریان خون در مغز و سایر اعضای بدن؛

تمرین درافراد سالم انزیمی را که از رسوب فیبرین(یک عامل انعقاد خون) دررگهای خونی مغز و سایر اعضاء جلوگیری می کند،افزایش می دهد. رسوبات فیبرین در جداره رگهای خونی معبر سرخرگها را تنگ و باریک می کند. وازجریان یافتن خون دررگهای انها به این مرض مبتلا شده اند،جلوگیری می کند. کاهش جریان خون و تنگی سرخرگ باعث شوک وسکته، حمله قلبی، کم خونی درکلیه ها ودرنتیجه ضعف و بیماری

کلیه میشود.

 

تمرین و ششها:  

تمرین باعث افزایش میزان حداکثرتهویه ریوی میگردد واز بروزامراض ریوی جلوگیری می کند.(البته در صورت مریضی تمرین باعث پیشرفت مزمن میگردد.)

 

تمرین و دستگاه اسکلتی-عضلانی؛

تمرین مداوم و کافی کمک می کند که عضلات واستخوانهای ما شکل واندازه مناسب خود را بازیابند.

ترکیب تمرین و مصرف کلسیم کافی عامل مهمی در پیشگیری از پوکی استخوان که یک ناراحتی رایج در زنان یائسه می باشد،به شمار می رود.(علاوه بر تمرین و مصرف کلسیم،هورمون استروژن نیزدر زنان برای پیشگیری از پوکی استخوان ضروری است). تمرین پیدایش استخوانهای سالم و جدید را درتمام گروههای سنی افزایش میدهد. این استخوانهای جدید و تازه بیماری شکستگی استخوان را که درافراد سالخورده رایج است، کاهش میدهد.

 

تمرین و ذهن؛

 

تمرین به خلاص شدن بدن ازشرمقادیر ناخواسته ی کاتکولامینها (اجزاء تجزیه شده ی ادرنالین،که توسط بدن در اثر پاسخ به فشارهای جسمی یا روانی ازاد میگردد.)کمک میکند.نتایج زیردربسیاری از مطالعات ثابت شده:

* تمرین مداوم تاثیرمثبتی در احساس سلامتی واعتماد به نفس شخص دارد.

* یک برنامه تمرینی ممکن است برای کاهش افسردگی بسیار سودمند باشد، که اکنون به عنوان بخشی از روش درمانی افسردگی تجویز میشود.

 

اثرات سودمند تمرین بر مسایل جنسی؛

 

* مردانی که به صورت دائم تمرین می کنند وازلحاظ بدنی فعال می مانند دارای میزان بالاتری تستوسترون از هم سن و سالهای بی تحرک خود می باشند.

 

*افرادی که به طور ثابت تمرین می کنند، دارای سلامتی روحی و عاطفی بیشتر،قیافه بهتر، دارای نیروی عضلانی بیشتری هستند که عوامل مذکور در رابطه جنسی حقیقی و با معنا بسیار مهم است.

 

* افرادی که دارای تناسب اندام بهتری هستند(درهرسنی که باشند) از لحاظ جنسی جذابترازدیگران هستند.

 

- نتیجه گیری:

 

تمرینات مداوم دارای فوائد فراوان دربه حداقل رساندن تاثیرات منفی سالخوردگان می باشند. اگرشما فرد سالخورده ای هستید که ازامادگی وتناسب جسمانی کافی برخوردار نمی باشید، ازپزشک خود برنامه

تناسب اندام وامدگی جسمانی ویژه ای را تقاضا کنید. از توصیه های وی در مورد ورزشی که بتوانید به راحتی و بدون خطران را انجام دهید،پیروی کنید.

 

 

 گردآوری کننده: محمد فرهمند نیا

 

منبع: راهنمای کامل آسیبهای ورزشی – اچ وینتر گریفیث

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 19:8  توسط گروه نویسندگان  | 

ژنتیک ( قسمت اول )

 ژنهایی که در هسته تمام سلولهای بدن قرار دارند توارث را از والدین به فرزندان کنترل می کنند ، اما همین ژنها تولید مثل و اعمال روز به روز تمام سلولهای بدن را نیز کنترل می کنند .

ژنها با تعیین این که چه موادی باید در داخل سلول ( چه ساختارهایی ، چه آنزیم هایی ، چه مواد شیمیایی ) سنتز شوند عمل سلول را کنترل می کنند .

هر ژن که یک اسیدنوکلئیک موسوم به اسید دزکسی ریبونوکلئیک یا DNA است ، به طور خودکار تشکیل یک اسیدنوکلئیک دیگر موسوم به اسید ریبونوکلئیک یا RNA را کنترل می کند . سپس این  RNAدر سراسر سلول منتشر شده و تشکیل یک پروتئین ویژه را کنترل می کند . چون حدود سی هزار ژن در هر سلول وجود دارد لذا به طور تئوریک امکان تشکیل تعداد زیادی از پروتئینهای مختلف سلولی وجود دارد .

بعضی از این پروتئینها ، پروتئینهای ساختاری هستند که همراه با لیپیدها و کربوهیدراتهای مختلف ، اندامکهای مختلفی را تشکیل می دهند .

اما اکثریت پروتئینها را آنزیمها تشکیل می دهند که واکنش های مختلف شیمیایی را در داخل سلول کاتالیز می کنند

 ژنها در هسته سلول :

 در هسته سلول ژنها در حالی که تعداد زیادی از آنها از انتها به یکدیگر چسبیده اند در مولکولهای مارپیچی دو رشته ای فوق العاده دراز  DNA  با وزن مولکولی حتی بیلیونی قرار گرفته اند .

 قطعات ساختاری پایه اسید دزکسی ریبونوکلئیک – ترکیبات شیمیایی پایه که در تشکیل دزکسی ریبونوکلئیک دخالت دارند عبارتند از : (1) اسید فسفریک (2) یک قند موسوم به دزکسی ریبوز و (3) چهار باز نیتروژن دار (دو پورین به اسامی آدنین و گوانین و دو پیریمیدین به اسامی تیمین و سیتوزین).

اسید فسفریک و دزکسی ریبوز دو رشته مارپیچی را که ستون فقرات مولکول  DNAهستند تشکیل می دهند و بازها در بین رشته ها قرار می گیرند و آنها را به یکدیگر متصل می کنند .

 نوکلئوتیدها – مرحله اول در تشکیل DNA ترکیب یک مولکول اسید فسفریک ، یک مولکول دزکسی ریبوز و یکی از چهار باز نیتروژن دار برای تولید یک نوکلئوتید اسیدی است . به این ترتیب چهار نوکلئوتید جداگانه یعنی یک نوکلئوتید برای هر یک از چهار باز تشکیل می شود که عبارتند از اسید دزکسی آدنیلیک ، اسید دزکسی تیمیدیلیک ، اسید دزکسی گوانیلیک و اسید دزکسی سیتیدیلیک .

 سازمانبندی نوکلئوتیدها برای تشکیل دو رشته DNA که به طور سست به یکدیگر چسبیده اند – تعداد زیادی از نوکلئوتیدها به یکدیگر متصل می شوند تا دو رشته DNA را تشکیل دهند . این دو رشته به نوبه خود توسط اتصالات متقاطع ضعیف به طور سست با یکدیگر پیوند می شود . توجه کنید که اسکلت هر رشته DNA از قرار گرفتن یک در میان مولکولهای اسید فسفریک و دزکسی ریبوز تشکیل شده است . بازهای پورینی و پیریمیدینی به پهلوهای مولکولهای DNA متصل شده اند و توسط پیوندهای هیدروژنی سست بین این بازهای پورینی و پیریمیدینی است که دو رشته مربوطه DNA در کنار هم نگاه داشته می شود . اما (1) باز پورینی آدنین متعلق به یک رشته همیشه با باز پیریمیدینی تیمین رشته دیگر پیوند می شود و (2) باز پورینی گوانین همیشه با باز پیریمیدینی سیتوزین پیوند می شود .

به علت سستی این پیوندها دو رشته می توانند به آسانی از یکدیگر جدا شوند و این کار را به دفعات در جریان عملشان در سلول انجام می دهند .

حال برای تبدیل DNA به شکل فیزیکی مخصوص آن کافی است فقط دو انتهای رشته ها را گرفته و آنها را تاب داد تا به شکل مارپیچ درآیند . ده زوج نوکلئوتید در هر دور کامل مارپیچ در مولکول DNA وجود دارد .

تهیه شده توسط محمدعلی کهن پور از کتاب فیزیولوژی پزشکی پروفسور آرتور گایتون و پروفسور جان هال

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 20:32  توسط گروه نویسندگان  | 

فعالیت بدنی و آمادگی جسمانی ویژه زنان باردار

فعالیت بدنی و آمادگی جسمانی ویژه زنان باردار

 

(اکنون که باردارم،آیا هنوز میتوانم ورزش کنم) (من قبلا هیچگونه فعالیت بدنی و ورزشی داشته ام،اما اکنون که باردارم، مایلم یک برنامه ورزشی را شروع کنم،ایا می توانم؟ چه فعالیتهایی بدون خطر و چه فعالیتهایی خطرناکند؟چه مقدار فعالیت بدنی باید انجام بدم؟

به طور کلی باید گفت برای زنان باردار که هیچگونه عوارض پزشکی ندارند،پیش از بارداری نیز هیچگونه فعالیت بدنی نداشته اند،فعالیت بدنی نه تنها بدون خطر بلکه مفید است.

 

فواید ورزش

فعالیت بدنی به هنگام بارداری الزاما بدین معنی نیست که شما زایمان اسانتری دارید،بلکه این فواید را خواهد داشت : بهبود سیر گردش خون،افزایش تعادل عضلانی،کاهش ورم،برطرف کردن ناراحتیهای معده،
کاستن از کرامپهای پا،اسان سازی دوره بازیافت پس از زایمان...

یک برنامه ورزشی مناسب پیش از زایمان ضمنا می تواند وضعیت ظاهری بدن را که براثررشد رحم و بزرگ شدن حفره شکم و پیامد آن افتادن لگن به جلو به گونه نا مطلوبی تغییر شکل داده،بهبود ببخشد.

انجام فعالیتهای بدنی به منظور تقویت عضلات سرینی،پشت،کمربند شانه ای و شکمی کمک می کند تا هم راستایی بدن بخوبی حفظ شود و درد ناشی از تغییر شکل نامطلوب بدن کاهش یابد.

 

تغییرات بدن در باردای و کاربردهای فعالیتهای ورزشی

به هنگام بارداری، بدن زنان باردار تغییرات زیادی می کند؛برای مثال رحم تا 100 برابر اندازه معمولی اش رشد کرده،به دیافراگم فشار وارد می کند که این موضوع به نوبه خود روی تنفس فشار می آورد.قلب بزرگ می شود،سیاهرگ ها نرمتر می شوند و به همین دلیل جریان خون افزایش می یابد و سینه ها بزرگ

می شوند.برخی از تغییرات عمده ای که در زمان بارداری به وقوع می پیوندد و به موازات آن کاربرد ورزشی در مورد هریک از این تغییرات به شرح زیرند:

تغییرات تنفسی

دیافراگم عضله ای است که ریه ها را از حفره شکمی متمایز می کند و به تنفس کمک می کند. بزرگ شدن رحم باعث وارد امدن فشار به دیافراگم و حرکت ان به سمت بالا می شود.این موضوع حرکت دیافراگم به سمت پایین را برای انجام عمل دم دشوار می سازد. در نتیجه زنان باردار ممکن است احساس تنگی نفس کنند، بویژه مواقعی که ورزش شدید انجام می دهند. همچنین ممکن است دچار پر تهویه ای شوند که باعث منگی یا سر گیجه می شود.

تغییرات قلب و گردش خون

به هنگام بارداری،قلب بزرگ شده و دیواره ان ضخیم می شود و به دلیل فشار ناشی از دیافراگم به طرف بالا حرکت می کند. حجم خون بین 30 تا 50 درصد افزایش می یابد؛تواتر قلبی استراحتی زنان باردارنیز ممکن تا بیشتر از 20 درصد افزایش یابد. برون ده قلبی بین 40 تا 50 درصد زیاد می شود تا نیازهای رشد رحم و جنین را تامین کند. با وجود این ظرفیت قلب برای تامین نیازهای بدن کاهش می یابد.

رگهای خونی نرم و شل می شوند تا افزایشی را که در حجم خون به وجود می اید، در خود جای دهد. این حالت می تواند منجر به واریس،بواسیر و تورم شود. این موارد بیشتر در دهه های دوم و سوم به وجود

می اید. در برخی موارد رگهای خونی شل نمی شوند،بلکه منقبض می شوند که باعث افزایش فشار خون شود، این حالت را فشار خون ناشی از حاملگی می خوانند که بیماری بالقوه و کشنده است.

 

راهبرد های ورزشی ویژه زنان باردار

توصیه های ورزشی زیر در سالهای 1992 و 1994 از سوی کالج امریکایی متخصصان زایمان و ژینکولوژیستها به ثبت رسیده:

- دست کم سه بار در هفته ورزش کنید؛

- پس از سه ماه اول با قرار گرفتن به پشت، حرکات ورزشی نداشته باشید؛

- شدت فعالیت خود را تعدیل کنید؛

- از فعالیتهایی که بالقوه می توانند باعث اسیبهای حتی جزیی به شکم شوند، اجتناب کنید.

- مراقب باشید، بویژه در سه ماه اول بدن شما دچار کم ابی نشود.

- از انجام فعالیت ورزشی روی زمینهای سفت و سخت خودداری کنید....       

 

 گرداوری کننده: محمد فرهمند نیا                                                      

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 18:34  توسط گروه نویسندگان  | 

آزمون t وابسته

عنوان : بررسی 6 هفته تمرین درازنشست بر استقامت عضلات شکم

فرضیه پژوهشی : 6 هفته تمرین درازنشست بر استقامت عضلات شکم تاثیر دارد

فرضیه صفر : 6 هفته تمرین درازنشست بر استقامت عضلات شکم تاثیر ندارد

 

این تحقیق به صورت فرضی می باشد و آن را به قصد تمرین درس تجزیه و تحلیل آماری ترم 1 کارشناسی ارشد فیزیولوژی ورزش انجام دادم.

نمونه ما 10 نفر بودند که ابتدا از آنها رکورد درازنشست گرفته شد که به قرار زیر است :

25.0

24.0

23.0

24.0

20.0

21.0

22.0

22.0

26.0

25.0

بعد از 6 هفته تمرین درازنشست که هفته ای 6 روز و روزی یک نوبت تمرین داشتند از آنها رکورد مجدد گرفته شد تا اثر این تمرین بر استقامت عضلات شکم تعیین شود . رکورد روز پایانی آنها بدین صورت بود :

52.0

51.0

40.0

48.0

50.0

57.0

41.0

42.0

42.0

42.0

Statistics

   

VAR00001

VAR00002

N

Valid

10

10

Missing

0

0

Mean

23.2000

46.5000

سپس با توجه به اینکه هر دو گروه نمرات مربوط به یک گروه از ورزشکاران بودند از آزمونt  وابسته استفاده کردیم که این کار را با استفاده از نرم افزار spss   انجام دادیم و sig = 0.001  ،  df = 9 ، t = 11.106 بدست آمد .

T-Test

Paired Samples Statistics

   

Mean

N

Std. Deviation

Std. Error Mean

Pair 1

VAR00001

23.2000

10

1.93218

.61101

VAR00002

46.5000

10

5.85472

1.85143

Paired Samples Correlations

   

N

Correlation

Sig.

Pair 1

VAR00001 & VAR00002

10

-.265

.459

جدول سوم و اصلی آزمون t را بدلیل حجم زیاد در اینجا قرار نمی دهیم اما اطلاعات اصلی و لازم آن که بدست آمد را در بالا نوشتیم. ( t =11.106 ، sig = 0.001  ،  df = 9  ) و با استفاده از  df = 9  و از روی جدولی که در تمام کتابهای آمار می باشد t  بحرانی یا t  جدول را می یابیم که در اینجا t = 2.262  است

حال با توجه به داده های محاسبه به گزارش تحقیق می پردازیم .

با توجه به t   مشاهده شده که t = 11.106   از t  بحرانی یا t  جدول t = 2.262   در سطح p<0.05   بزرگتر است ، این فرضیه که 6 هفته تمرین درازنشست بر استقامت عضلات شکم تاثیر ندارد رد می شود . پس این برنامه تمرینی بر استقامت عضلات شکم تاثیر دارد .( اینجا گفته این تاثیر دارد و افزایش یا کاهش آن را مشحص نکرده ایم که به این دوسویه می گویند اما بهتر است از یک سویه استفاده شود یعنی بگوییم موجب افزایش یا کاهش شده است )

برای تعیین افزایش می بایست میانگین هر دو را بدست آوریم و با استفاده از یک جدول تناسب مقدار افزایش را مشخص کنیم و بعد از محاسبه اینگونه گزارش می دهیم :

این برنامه تمرینی موجب افزایش استقامت عضلات شکم می شود .

و باز بهتر است مقدار افزایش را بیان کنیم و اینگونه گزارش دهیم :

این برنامه تمرینی موجب افزایش 100.431%  در استقامت عضلات شکم می شود .

پس حق داریم بگوییم که این افزایش معنی دار است .

محمدعلی کهن پور

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 15:11  توسط گروه نویسندگان  | 

ریکاوری بعد از تمرینات (تصحیح یکی از اشتباهات خودم)

در مطلب گذشته با عنوان ریکاوری بعد از تمرینات ( بویژه استقامتی ) ، در مورد غذاهای کربوهیدراتی صحبت کردم و گفتم علاوه بر این غذاها میوه جات و سبزیجات هم بخورید که اگرچه انرژی ندارند اما چون سرشار از ویتامین هستند و ویتامین ها برای رهایش انرژی ملزومند ، بنابراین میوه جات و سبزیجات نیز باید در رژیم غذایی روزانه گنجانده شوند .

حال به رفع اشتباه خودم می پردازم : در اینکه ویتامین ها برای رهایش انرژی لازمند و میوه جات و سبزیجات سرشار از ویتامین ها هستند هیچ شکی نیست اما این نکته مهم را می گویم :

میوه جات اگرچه تقریبا به طور کامل فاقد چربی و پروتئین هستند اما به مقادیر مختلف که به طور میانگین و معمول ۱۵ درصد میباشد حاوی کربوهیدرات هستند و بدین وسیله اشتباه خود را تصحیح میکنم.

 نتیجه میگیریم حضور میوه جات در رژیم غذایی روزانه ضروری تر از قبل میباشد .

محمدعلی کهن پور

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 21:59  توسط گروه نویسندگان  | 

ریکاوری بعد از تمرینات (پاسخ به سئوال دوستی از تهران)

سلام

همانطور که قول داده بودم قرار بود به نزد آقای دکتر نعمتی بروم و در مورد ریکاوری بعد از تمرینات استقامتی دویدن مطلبی رو ازشون بگیرم و در وبلاگ بزارم تا به سئوال خانمی از تهران پاسخ داده شود . اما بدلیل حجم درسهای خودم و اینکه تمرین میکنم تا سه شنبه نتونستم به نزد ایشان برم  ، سه شنبه و چهارشنبه هم ایشان کلاس داشتند ، پنج شنبه به یزد رقتند (استاد پروازی یزد هستند ) ، من هم دیشب برای وقت دکترم به شیراز آمدم و وقتی ایشان از یزد بر می گردند بنده تهران نیستم و چهارشنبه صبح تهران هستم و البته چهارشنبه و پنج شنبه هم خودم کلاس دارم و بنابراین به ناچار حداقل اوایل هفته بعدش می توانم استاد اولم  دکتر نعمتی را ببینم . بدین ترتیب برای اینکه پاسخ به سئوال دوست عزیزی که به وبلاگ سر زده بودند دیر نشود ترجیح دارم در حد سواد خودم به سئوال ایشان پاسخ دهم تا وقتی به دیدار دوست و استاد عزیزم جناب آقای دکتر جواد نعمتی رفتم مطلبی از ایشان بگیرم . البته شاید تا آن موقع ایشان مطلب خود را به ایمیل بنده بفرستند . اما برویم به سراغ سئوال دوستمان که در مورد ریکاوری بعد از تمرینات دویدن استقامتی پرسیده بودند .

البته پاسخ بسیار کوتاه و ساده میباشد و اگر اشتباه نکنم ، فکر میکنم قیلا مطلبی را هم در این خصوص برای این وبلاگ ترجمه کرده ام . به هر حال :

مدت زمان لازم برای ریکاوری یا برگشت به حالت اولیه به طور ویژه باید باعث بازسازی ذخائر تخلیه شده گلیکوژن عضلات شود ( چه ورزشهای بلند مدت و چه ورزشهای کوتاه مدت ) به هر شکل همانطور که میدانید دلیل اصلی خستگی برای ورزشهای استقامتی تخلیه گلیکوژن عضلات و از طرف دیگر دلیل اصلی خستگی برای ورزشهای کوتاه مدت تجمع یون هیدروژن می باشد . بنابراین مدت زمانی که بعد از ورزشهای استقامتی برای بازسازی گلیکوژن لازم است به مراتب بیشتر از مدت زمان لازم برای این بازسازی بعد از ورزشهای کوتاه مدت قدرتی یا سرعتی میباشد . این زمان برای ورزشهای کوتاه مدت در حدود 24 ساعت با یک رژیم غذایی کربوهیدراتی نرمال یا طبیعی میباشد که 45 درصد آن هم در 5 ساعت اول بازسازی می شود . اما ورزشهای استقامتی که سئوال دوستمان بودند به زمانی در حدود 46 یا 48 ساعت برای بازسازی ذخائر گلیکوژنی خود نیاز دارند و این یک شرط دارد و آن اینکه از یک رژیم غذایی پر کربوهیدرات ( برنج ، ماکارونی ، نان ، نشاسته ، غلات ، حبوبات ، سبوس ، نوشیدنی های قندی و ... ) پیروی شود . و البته می بایست از میوه جات و سبزیجات استفاده کرد ، زیرا این غذاها سرشار از ویتامین هستند و اگرچه ویتامین ها انرژی زا نیستند اما برای رهایش انرژی لازم اند . نکته قابل توجه این است که در صورت رعایت رژیم غذای مناسب ( غنی از کربوهیدرات ) در حدود 60 درصد از ذخائر گلیکوژن تخلیه شده در همان 10 ساعت اول دوره ریکاوری بازسازی میشوند .

این بحث عمده در مورد ریکاوری بود اما آن چیزی که اکثر مربیان نادیده میگیرند آمادگی روحی روانی و انگیزشی ورزشکار برای تکرار تمرین است ، صراحتا می گویم اگر روزی احساس کردید از نظر روحی آمادگی تمرین را ندارید یا انگیزه ندارید و یا به قول معروف حس و حال تمرین را ندارید ، بدانید که این از اولین نشانه های یک بیش تمرینی یا پر تمرینی میباشد و باید به خود استراحت دهید تا از نظر روانی هم دوره ریکاوری را سپری کنید ، البته در بعضی شرایط عدم تمرین بی حالی و بی حوصلگی و یک تمرین خوب نشاط و شادابی را برای شما به ارمغان می آورد که می بایست بین این دو ( بی حالی ناشی از تمرین زیاد و بی حالی ناشی از عدم تمرین ) تفاوت قائل شد . توصیه بنده این است که با ورزش مورد نیاز برای شرایط شما ، شاداب باشید و زندگیتان را به سمت زیبایی و خوشحالی حرکت دهید و البته سعی کنید همیشه زمانی تمرین کنید که آمادگی روانی برای تمرین را دارید .

این دو بعد ریکاوری یعنی بعد جسمی ( یا همان تغذیه ای که اصلی ثابت شده از دیدگاه تمامی فیزیولوژیست های جهان می باشد  که خود با توجه به وضعیتهای بدنی مختلف و اصل تفاوتهای فردی تمرین شرایطهای متغیری را در پیش روی ما میگذارد ) و همچنین بعد روانی که در این مقال دیدگاه شخصی خود را مطرح کردم باید توسط تمامی مربیان و ورزشکاران برای سپری کردن یک دوره ریکاوری خوب و کافی و در نتیجه بهبود عملکرد و اجرای ورزشی مورد توجه خاص قرار گیرد .

خوب و کافی تمرین کردن بهتر از همیشه تمرین کردن است .

 محمدعلی کهن پور

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 12:10  توسط گروه نویسندگان  | 

قسمتهایی از فیزیولوژی ویلمور و کاستیل ( 5 استاد )

قسمتهایی از فیزیولوژی ویلمور و کاستیل ( ۵ استاد ) :

 

زمانی که قلب ما می زند ، زمانی که غذایی که خورده ایم از میان روده ها حرکت می کند و زمانی که یک بخش از بدن ما حرکت می کند ، عضلات درگیر هستند . اعمال بی شمار سیستم عضلانی تنها بوسیله سه نوع عضله اجرا می شوند :

۱. صاف

۲. قلبی

۳. اسکلتی

عضله صاف ، عضله غیر اردای نامیده می شود ، زیرا مستقیما تحت کنترل هوشیار نیست . عضله صاف در دیواره اغلب رگهای خونی پیدا شده است و به آنها اجازه می دهد جهت تنظیم جریان خون منقبض یا منبسط شوند . عضله صاف همچنین پیدا شده است در دیواره اغلب اندام های داخلی و به آنها اجازه می دهد منقبض و منبسط شوند تا غذا در لوله گوارش به جلو حرکت کند ، ادرار خارج شود و کودک متولد شود . عضله قلبی فقط در قلب پیدا شده است و در برگیرنده اغلب ساختار قلب است . عضله قلبی از بیشتر ویژگی های عضله اسکلتی بهره می برد ، اما همانند عضله صاف تحت کنترل هوشیار نیست . عضله قلبی خود را با آهنگی بسیار هماهنگ و بوسیله سیستم های عصبی و هورمونی کنترل می کند . ما معمولا فقط به آن عضلاتی که می توانیم هوشیارانه کنترل کنیم توجه می کنیم . آنها عضلات اسکلتی یا ارادی هستند . آنها نامیده شده اند بدلیل آنکه استخوان ها را به هم متصل می کنند و باعث حرکت آنها می شوند . ما بسیاری از این عضلات را بوسیله نام می شناسیم – دلتوئید ، سینه ای و دوسربازویی – اما بدن انسان تشکیل شده است از بیش از 215 جفت عضله اسکلتی . انگشت شصت تنها بوسیله 9 عضله جداگانه کنترل می شود .

تمرین نیازمند حرکت بدن است ، که این تحقق می یابد از طریق فعالیت عضلات اسکلتی . از آنجا که این یک کتاب فیزیولوژی ورزش و فعالیت بدنی است ، بحث اصلی ما ساختار و کارکرد عضله اسکلتی است . به هرحال اگرچه ساختار آناتومیکی عضلات صاف ، قلبی و اسکلتی تا حدی متفاوت است ، اصول فعالیت آنها مشابه است .

زمانی که ما در مورد عضلات فکر می کنیم ، میل داریم هر عضله را به عنوان یک واحد منفرد در نظر بگیریم . این طبیعی است ، زیرا یک عضله اسکلتی به عنوان نهادی منفرد به نظر می آید . اما عضلات اسکلتی نسبت به آنچه به نظر می آیند بسیار پیچیده هستند .

اگر شما تشریح کنید یک عضله را ، شما قطع می کنید اولین پوشش بافت پیوندی بیرونی را . این هست اپی میوزیوم . اپی میوزیوم تمام عضله را احاطه کرده و همه را با هم در برگرفته است . اگر شما برش دهید اپی میوزیوم را ، شما دسته های کوچکی از تارها را می بینید که بسته بندی شده اند در یک غلاف از بافت پیوندی . این دسته ها فاسیکول نامیده می شوند . غلاف بافت پیوندی که هر فاسیکول را احاطه کرده است پری میوزیوم نام دارد . نهایتا بوسیله برش دادن پری میوزیوم و استفاده از یک ذره بین شما می توانید تارهای منفرد عضلانی را ببینید که سلول های ویژه عضلانی هستند . هر تارعضله نیز بوسیله یک غلاف باقت پیوندی پوشیده شده است به نام اندومیوزیوم .

یک سلول عضلانی شناخته شده است به عنوان یک تارعضلانی . اکنون که ما چگونگی قرارگیری تارهای عضلانی در سرتاسر عضله را می دانیم ، اجازه دهید به طور دقیق تر به آنها نگاه کنیم . قطر تارهای عضلانی در حدود 10 تا 80 میکرومتر است و معمولا با چشم غیرمسلح دیده نمی شود . اغلب آنها در تمام طول عضله کشیده شده اند . این بدین معنی است که یک تارعضلانی در ران شاید بیش از 35 سانتیمتر ( 14 اینچ ) طول داشته باشد . تعداد تارهای عضلانی در هر عضله متفاوت است و به طور قابل توجهی به اندازه و کار عضله بستگی دارد .

اگر شما از نزدیک به تارعضلانی یک شخص نگاه کنید ، می توانید یک غشای پلاسمایی که آن را احاطه کرده است ببینید ، این سارکولم نامیده می شود . در پایان هر تارعضلانی ، سارکولم با تاندون آمیخته می شود که به استخوان متصل می شود . تاندون از طناب های فایبروس ( لیفی ) بافت پیوندی ساخته شده است که نیروی تولید شده بوسیله تارهای عضلانی را به استخوان می فرستد ، بدین وسیله حرکت ایجاد می شود . معمولا هر تارعضلانی نهایتا از طریق تاندون به استخوان متصل می شود .

در درون سارکولم ، با کمک یک میکروسکوپ می توانید ببینید که هر تارعضلانی از واحدهای کوچکتر متوالی تشکیل شده است . بزرگترین آن میوفیبریل ها ( تارچه های عضلانی ) هستند که ما به طور جداگانه در مورد آنها بحث می کنیم . برای اکنون ، تارچه های عضلانی را ساختاری میله ای شکل در نظر بگیرید که در تمام طول تارعضلانی کشیده شده اند . یک ماده ژلاتینی شکل تمام فضای بین تارچه های عضلانی را پرکرده است . این سارکوپلاسم است . سارکوپلاسم بخش مایع تارعضلانی است . یا به عبارتی آن سیتوپلاسم سلول عضلانی است . سارکوپلاسم عمدتا شامل پروتئین های محلول ، موادمعدنی ، گلیکوژن ، چربی و اندامک های لازم است . سارکوپلاسم با سیتو پلاسم اکثر سلول ها متفاوت است زیرا شامل مقدار زیادی گلیکوژن ذخیره است . همچنین حاوی میوگلوبین است که اکسیژن با آن ترکیب می شود ، که از این نظر شباهت زیادی به هموگلوبین دارد .

سارکوپلاسم همچنین دارای شبکه وسیعی از لوله ها به نام لوله های عرضی یا توبول های تی است ، که زوائد سارکولم ( غشای پلاسمایی ) هستند و به طور افقی از میان تارعضلانی می گذرند . این لوله ها به هم متصل هستند ، در عین حال که از بین تارچه های عضلانی عبور می کنند ، به تحریکات عصبی که بوسیله سارکولم دریافت می کنند اجازه می دهند به سرعت به تارچه های عضلانی خاص فرستاده شوند . این لوله ها همچنین راههایی را به سوی بخشهای درونی تارعضلانی برای حمل مواد درون مایعات برون سلولی فراهم می کنند ، از قبیل گلوکز ، اکسیژن و یونها .

یک شبکه طولی از لوله ها شناخته شده است به عنوان شبکه سارکوپلاسمی . شبکه سارکوپلاسمی نیز در تارعضلانی پیدا شده است . این کانال های غشایی موازی با تارچه های عضلانی هستند و مانند حلقه ای دور آنها هستند . شبکه سارکوپلاسمی به عنوان محلی برای ذخیره کلسیم که برای انقباض عضله ضروری است به کار می رود . ما در مورد کارکرد آنها ( لوله های تی و شبکه سارکوپلاسمی ) زمانی که در مورد فرایند عمل عضله بحث می کنیم با جزئیات بیشتری بحث خواهیم کرد .

هر تارعضلانی شامل چندصد تا چندهزار میوفیبریل یا تارچه عضلانی است . آنها عناصر انقباض پذیر عضله اسکلتی هستند . تارچه های عضلانی مشاهده می شوند به صورت رشته های طویلی که از بخش های کوچکتری به نام سارکومر تشکیل شده اند . زیر میکروسکوپ نوری ، تارهای عضله اسکلتی دارای خط های راه راه مجزا از هم هستند . این در عضله قلبی نیز دیده می شود . بنابراین می توان عضله قلبی را عضله مخطط در نظر گرفت .

 

 ترجمه : محمدعلی کهن پور

-------------------------------

قسمتهایی از فیزیولوژی ویلمور و کاستیل ( ۵استاد ) :

همه فعالیتهای جسمانی در بدن انسان می توانند تحت تاثیر سیستم عصبی قرار گیرند . اعصاب سیم کشی هایی را فراهم می کنند که از این طریق تکانه های الکتریکی را می گیرند و به تمام بخشهای موجود در بدن می فرستند . مغز به عنوان یک کامپیوتر ، تمام اطلاعات وارد شده را یکپارچه می کند ، پاسخ مناسب را انتخاب می کند ، سپس در بخشهای درگیر بدن عمل درخور شرایط انجام می شود . بنابراین سیستم عصبی یک زنجیره ی حیاتی است که اجازه می دهد فعل و انفعالات بین بافت های مختلف در بدن به خوبی با جهان خارج ارتباط برقرار کنند و هماهنگ شوند .

شما باید به یاد داشته باشید هر کارکرد فیزیولوژیکی موجود را که می تواند بر اجرای ورزشکار اثر داشته باشد ، به طوروسیعی توسط سیستم عصبی تنظیم و هدایت می شود .

سیستم عصبی یکی از سیستم های بسیار پیچیده بدن شما است . خیلی از کارکردهای آن هنوز به طور کامل قابل فهم نیست .

تارهای عصبی ویژه ( سلولهای عصبی ) ، نرون نامیده می شوند . یک نرون معمولا تشکیل شده است از سه بخش :

  1. جسم سلولی یا سوما
  2. دندریت ها
  3. آکسون

جسم سلولی شامل هسته است . از جسم سلولی زائده های سلولی منشعب می شوند : دندریت ها و آکسون .

به طرف آکسون جسم سلولی باریک می شود و به شکل مخروط در می آید که به عنوان برجستگی آکسون شناخته می شود . برجستگی آکسون دارای نقش مهمی در هدایت تکانه عصبی است . اغلب نرون ها شامل تعداد زیادی دندریت هستند . اغلب تکانه های وارد شونده به عصب از محرک های حسی یا نرونهای مجاور معمولا از طریق دندریت ها وارد نرون می شوند . این فرایند سپس تکانه عصبی را به سمت جسم سلولی حمل می کند .

در مقابل بیشتر نرونها فقط دارای یک آکسون هستند . آکسون فرستنده نرون است . آکسون تکانه های عصبی را از جسم سلولی به جلو هدایت می کنند . تقریبا در پایان آنها ، هر آکسون به شاخه های زیادی تقسیم می شود . آنها فیبریلهای انتهایی هستند . نوک این پایانه ها پیازهای کوچکی هستند که به گره های سیناپسی شناخته شده اند . این گره ها جایگاه کیسه های زیادی هستند که پر شده اند با مواد شیمیایی به نام میانجی های عصبی . آنها برای برقراری ارتباط بین یک نرون و دیگر سلولها استفاده می شوند .

یک تکانه عصبی یک بار الکتریکی است که پیامی را از یک نرون به نرون بعدی و سرانجام به یک اندام از قبیل گروهی از تارهای عضلانی می رساند یا به سیستم عصبی مرکزی بر می گرداند . به سادگی شما می توانید بیاندیشید که تکانه عصبی حرکت می کند از طریق یک نرون به همان صورت که جریان الکتریکی حرکت می کند از طریق سیم های الکتریکی خانه شما .

غشاء سلولی نرون در حالت استراحت دارای یک پتانسیل الکتریکی منفی در حدود منهای 70 میلی ولت است . این بدین معنی است که اگر شما میله ولت متری را در درون سلول وارد کنید ، بار الکتریکی در آن و بار الکتریکی خارج سلول با 70 میلی ولت اختلاف دارند و درون سلول نسبت به خارج منفی است . این اختلاف پتانسیل شناخته شده است به عنوان پتانسیل استراحت غشاء . این سبب می شود بوسیله تفکیک بارها در دو سوی غشاء . زمانی که بار الکتریکی دو سوی غشاء متفاوت باشد گفته می شود که غشا پلاریزه شده است .

نرون دارای غلظت بالایی از یونهای پتاسیم در داخل و غلظت بالایی از یونهای سدیم در خارج است زیرا پمپ سدیم-پتاسیم به طور فعال سدیم را به خارج سلول حرکت می دهد و پتاسیم را وارد می کند . به نظر می رسد بار الکتریکی دو سوی غشاء در حالت تعادل است ، اما پمپ سدیم-پتاسیم سه یون سدیم را به خارج سلول می برد و دو یون پتاسیم را وارد می کند . همچنین غشاء سلول نسبت به یونهای پتاسیم نفوذپذیرتر از یونهای سدیم است و نیز یونهای پتاسیم می توانند آزادانه حرکت کنند . برای ایجاد تعادل  یونهای پتاسیم به طرف یک ناحیه با غلظت پایین حرکت می کند ، چنانچه برخی از آنها به خارج سلول می روند . یونهای سدیم نمی توانند اینگونه حرکت کنند .

نتیجه نهایی وجود یونهای با بار الکتریکی مثبت تر در خارج سلول نسبت به داخل سلول و ایجاد اختلاف پتانسیل در دو سوی غشاء است . نگهداری پتانسیل استراحت غشاء در منفی 70 میلی ولت ثابت کار اصلی پمپ سدیم-پتاسیم است .

اگر درون سلول نسبت به خارج کمتر منفی شود ، اختلاف پتانسیل در دوسوی غشاء کاهش می یابد و غشاء کمتر پلاریزه می شود . زمانی که این اتفاق می افتد ، گفته می شود که غشاء دی پلاریزه شده است . بنابراین دی پلاریزاسیون زمانی اتفاق می افتد که اختلاف بار در دوسوی غشاء کمتر از منفی 70 میلی ولت شود و به طرف صفر حرکت کند . این معمولا نتیجه نفوذپذیری غشاء نسبت به سدیم است .

عکس این حالت نیز می تواند حادث شود . اگر اختلاف بار در دوسوی غشاء افزایش یابد و به سمت پتانسیل استراحت غشاء حتی منفی تر حرکت کند ، غشاء بیشتر پلاریزه می شود . این شناخته شده است به عنوان هایپرپلاریزاسیون .

تغییرات در پتانسیل غشاء در واقع پیامهایی هستند که برای دریافت ، مخابره و یکپارچه کردن اطلاعات در داخل و بین سلولها استفاده می شوند . این پیامها دو نوع هستند : پتانسیل های شیب دار و پتانسیل های عمل .

هر دوی آنها جریانات الکتریکی هستند که بوسیله حرکت یونها ایجاد شده اند .

پتانسیل های شیب دار تغییرات موضعی در پتانسیل غشاء هستند . آنها می توانند هم دی پلاریزاسیون و هم هایپرپلاریزاسیون باشند . غشاء شامل کانال هایی است که دارای دروازه های یونی هستند که به عنوان راهروهایی به درون و خارج نرونها ایفای نقش می کنند .

 

ترجمه : محمدعلی کهن پور

-------------------------------

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 14:2  توسط گروه نویسندگان  | 

برون ده قلبی + سئوالاتی مربوط به تمرین ( قسمت دوم ) + صدمات بافت نرم اندام ها

برون ده قلبی :

برون ده قلبی تعریف شده است به عنوان حاصلضرب ریاضی ضربان قلب بر حجم ضربه ای . ضربان قلب نسبت به مقدار زمان انقباضات قلب در دقیقه ارزش کمتری دارد . حجم ضربه ای نشان می دهد که چه مقدار خون بوسیله قلب با هر ضربه خارج می شود .

بطن ها فقط زمان قبل از انقباض قلب به طور حداکثر پر می شوند که پایان دیاستول نامیده می شود . مرحله انقباض ارجاع داده می شود به عنوان سیستول . زمانی که بطن ها به طور حداکثر خالی می شوند ( آنها هنوز مقداری خون در خود نگه می دارند ) ، این دوره ارجاع داده می شود به عنوان پایان سیستول .

در نتیجه حجم ضربه ای برابر است با حجم پایان دیاستولی منهای حجم پایان سیستولی . قلبهای بسیار سالم درصد بیشتری از حجم پایان دیاستولی خودشان را تخلیه می کنند ، اما به ندرت کسر تزریقی آنها بیش از 90 درصد حجم پایان دیاستولی است .

برون ده قلبی در حالت استراحت افراد با اندازه متوسط در حدود 5 لیتر در دقیقه است . در یک فرد تمرین نکرده ضربان قلب در حدود 72 ضربه در دقیقه است و همچنین حجم ضربه ای در حدود 70 میلی لیتر است . حداکثر ضربان قلب به سن بستگی دارد و به ظاهر به سطح آمادگی بستگی ندارد . قاعده پیش بینی حداکثر ضربان قلب بوسیله کم کردن سن از 220 یک شاخص تقریبی خوب برای حداکثر ضربان قلب است . اما حداکثر ضربان قلب به مراتب دقیق تر از این است و شاید 20 ضربه یا بیشتر در افراد هم سن تفاوت داشته باشد .

حجم ضربه ای نیز معمولا با تمرین افزایش می یابد ، و حداکثر برون ده قلبی در افراد زیاد تمرین کرده شاید 40 لیتر در دقیقه بدست آید .

توانایی در تولید حداکثر برون ده قلبی بالا ، شاخص ( تعیین کننده ) عمده توانایی داشتن حداکثر اکسیژن مصرفی بالا می باشد .

 

ترجمه : محمدعلی کهن پور

 ---------------------------------------

سئوالاتی مربوط به تمرین ( قسمت دوم ) :

 

۶. به طور معمول دیده شده است که اکسیژن خالص در طی تایم اوت و مهلت استراحت به ورزشکاران حرفه ای داده می شود . آیا تمرین آن به برگشت به حالت اولیه یا اجرا کمک می کند ؟

پاسخ بستگی دارد به اینکه آیا ورزشکاران در سطح دریا مسابقه می دهند یا در ارتفاعات خیلی بالاتر از سطح دریا . در سطح دریا فشارسهمی اکسیژن در هوا به اندازه کافی بالا است و هموگلوبین تقریبا به طور کامل از اکسیژن اشباع شده است . بنابراین در سطح دریا ممکن نیست اکسیژن زیاد معنی داری بوسیله بالا بردن فشار سهمی از طریق تنفس اکسیژن خالص با هموگلوبین ترکیب شود .

مقدار کمی اکسیژن اضافی عملا محلول است در پلاسما ( کمتر از 2 میلی لیتر در هر 100 میلی لیتر خون ) این کمک کننده است ، اما اکسیژن محلول تنها نمایانگر کمتر از 10 درصد از کل مقدار اکسیژن حمل شونده بوسیله خون است .

 تحقیقات نشان می دهد تنفس 100 درصد اکسیژن در سطح دریا در طی تایم اوت و دوره استراحت نمی تواند برگشت به حالت اولیه یا اجرا را افزایش و بهبود بخشد .

از طرف دیگر ، در ارتفاعات بالاتر از سطح دریا ، جایی که فشارسهمی اکسیژن در هوا کاهش می یابد ، تنفس 100 درصد اکسیژن به طور معنی داری ظرفیت حمل اکسیژن خون را افزایش می دهد . در ارتفاع بالا ، اکسیژن اضافی در طی تایم اوت باید به برگشت به حالت اولیه و بنابراین اجرای ورزشکار کمک کند .

۷. سیگار کشیدن چه اثری بر اجرا دارد ؟

سیگار کشیدن اجرا را محدود می کند ، هم بوسیله افزایش مقاومت مجاری هوایی سیگاریها و هم بوسیله کاهش مقدار اکسیژنی که می توانند در خون حمل کنند .

افزایش مقاومت مجاری هوایی که بخصوص در نتیجه کشیدن طولانی مدت سیگار است ، اگر به اندازه کافی شدید باشد می تواند منجر به کاهش در استقامت اجرا شود . جالب توجه است که مقداری از این افزایش مقاومت در مجاری هوایی که بوسیله سیگار کشیدن باعث می شود ، می تواند بوسیله پرهیز از کشیدن سیگار ، 24 ساعت قبل از اجرا به طور قابل ملاحظه ای کاهش یابد . بنابراین ورزشکاران استقامتی که نمی خواهند یا نمی توانند عادت خود را ترک کنند، شاید با سیگار نکشیدن در روز مسابقه به اجرای خودشان کمک کنند .

در مورد کاهش در مقدار اکسیژنی که می تواند در خون حمل شود ، این ایجاد می شود در نتیجه ی فرآورده ای که کشیدن سیگار تولید می کند : مونوکسید کربن .

مونوکسید کربن دارای ظرفیت بالاتری برای ترکیب با هموگلوبین نسبت به اکسیژن است . بنابراین زمانی که هم مونوکسید کربن و هم اکسیژن حضور داشته باشند ، مثل زمانی که فرد سیگاری نفس می کشد ، مونوکسید کربن سریعتر با هموگلوبین ترکیب می شود . اکسیژن و مونوکسید کربن نمی توانند به طور همزمان بوسیله هموگلوبین حمل شوند /

۸. درباره ی از دست دادن چربی بدن چه چیزی باید به ورزشکار گفته شود ؟

اولا ، هر ورزشکاری که دارای چربی بدن اندازه گیری شده یا تخمین زده شده ی کمتر از 7 درصد است نباید به از دست دادن چربی بدن تشویق شود مگر اینکه با مشورت پزشک .

دوما ، از دست دادن یک پوند چربی نیازمند مصرف اضافی 3500  کیلوکالری است .

سوما ، میزان مطلوب ، از دست دادن 2 یا 3 پوند در هفته می باشد .

چهارما ، کالری مصرفی ( کالری که کسر می شود ) باید از یک افزایش مصرف یا هزینه کالری و یک کاهش کالری رژیم غذایی بوجود آید .

 

ترجمه : محمدعلی کهن پور

----------------------------------------

صدمات بافت نرم اندام ها :

 

بافت های نرم در اندام های فوقانی و تحتانی شامل پوست ، عضلات ، رگهای خونی ، اعصاب ، تاندون ها و لیگامنت ها می باشد . تاندون ها ساختارهای ارتجاعی رشته مانند قوی هستند که عضلات را به استخوانها متصل می کنند . در حالی که لیگامنت ها طنابهای بافت فایبروس غیر ارتجاعی هستند که استخوان را به استخوان یا استخوان را به غضروف متصل می کنند . بافت سخت اندامها شامل استخوانها و غضروف است .

اغلب آسیبهای مرتبط با ورزش در بافت نرم شامل پوست و عضلات می باشد . آنها ( آسیبهای مربوطه ) معمولا بسیار کوچک هستند و می توانند به آسانی بوسیله درمان زخم اصلی درمان شوند . سرما و فشار در درمان بیشتر کبودی های کوچک موثر هستند . روشهای بانداژ و زخم بندی اساسی می توانند استفاده شوند برای بیشتر خراش ها و پارگی های های کوچک . زمانی که مفصل درگیر است ، برای اجتناب از قطع جریان خون و فشار آوردن به پوست ، رسیدگی ویژه در تکنیکهای بانداژ معین باید انجام شود .

اسپرین و استرین نیز آسیبهای مکرر بافت نرم هستند . یک اسپرین در واقع یک دررفتگی جزئی زودگذر است . لیگامنت ها در کشش از مفصل حمایت می کنند و گاهی اوقات پاره می شوند . مفصل به سرعت تغییرمکان میدهد ، تقریبا بلافاصله بعد از آسیب . همچنین جابه جایی استخوان معمولا با دررفتگی دیده نمی شود .

یک اسپرین معمولا کشش عضله نامیده می شود . این آسیب ناشی می شود از کشش عضله و شاید پارگی عضله . تشخیص آسیبهای بافت نرم خیلی اوقات در ورزشکاران رشد کرده مشکل است زیرا سطوح رشد کرده ( منظور از سطوح رشد کرده قسمتهایی از بدن است که تا به حال سابقه آسیب دیدگی دارند ) خیلی اوقات به فشارهای تحمیل شده بوسیله ورزشها بر لیگامنت ها و عضلات آسیب پذیرند . اغلب عضلات این ورزشکاران بیشتر به آسیب دیدن مستعد هستند .

در نتیجه تشخیص اینکه یک آسیب خواه یک اسپرین است ؛ یک استرین است یا یک سطح رشد کرده آسیب است که بوسیله گرد هم آمدن آسیبهای از گذشته تا به حال بوجود آمده مشکل است و اینگونه ارزیابی می کنید که شما چه چیزی می بینید ، چه چیزی احساس می کنید و چه چیزی شنیده می شود . تشخیص مناسب نیاز دارد به اشعه ایکس .

بنابراین ، احتمالا همه اسپرین ها و بیشتر استرین ها ، خصوصا آنهایی که تداخل دارند با کارکرد ، باید مثل اینکه یک شکستگی است درمان شوند .

اگرچه منابع موثق توصیه می کنند که با همه اسپرین ها و استرین ها به عنوان شکستگی رفتار شود ، خیلی اوقات یک مربی یا تمرین دهنده با تجربه آن را یک اسپرین یا استرین کوچک تشخیص می دهد و برای بستن آن به عنوان شکستگی تصمیم نمی گیرد .

به هر صورت اگر استرین مربوط به آسیب های پیچ خوردن ، سقوط ، فشار ، تماس یا آنهایی که هر نشانه دیگری نسبت به درد هستند ، شما نمی توانید فرض کنید آن یک آسیب کوچک است ، خصوصا اگر آسیب تداخل پیدا کند با کارکرد .

این درست است که تورم و گاهی اوقات کبودی های کوچک نشانه اسپرین ها یا استرین ها هستند ، اما آنها همچنین شاخص بسیار قوی بیشتر آسیب های جدی هستند .

ترجمه : محمدعلی کهن پور

-------------------------------------------------

محمدعلی کهن پور : سلام ، یکی از دوستان سئوالی داشتند که در بخش نظرات نوشته بودند و از آنجا که مدیر وبلاگ بخاطر کنکور و یه ذره هم تنبلی به نظرات رسیدگی نکرده بودند ، اینکار را بنده انجام میدهم . متن نظر دوستمان که خود را خانم مهربان از تهران معرفی کرده بودند به این ترتیب است :

خانم مهربان از تهران

سلام یه سوال داشتم از خدمتتون میخواستم بدونم ریکاوری بعد از ورزش های استقامتی نرمش و دویدن چیه ؟ میشه پاسخ بدید توی سایت ممنون

 

از دوستمان ممنونیم ، بنده می توانم پاسخگو باشم اما اجازه دهید به این دلیل که این وبلاگ بزرگتر از من دارد آن را به دکتر جواد نعمتی واگذار کنیم تا جواب کاملتر و بهتر هم باشد . بنده در اواسط همین هفته به نزد ایشان می روم و جواب را هم در همین هفته ای که در پیش است می توانید در صفحه اصلی وبلاگ ببینید .

البته نظرات دیگری هم در وبلاگ میباشد که ما فقط به نظرات فنی و مرتبط رسیدگی میکنیم و با تشکر از همه دوستانی که به وبلاگ ما سر میزنند .

در ضمن احتمالا به زودی جناب آقای دکتر آقابابا هم به این وبلاگ می پیوندند و افتخار این را هم داریم که جناب آقای دکتر محمدعلی آذربایجانی با سوابقی درخشان احتمالا در پایان این ترم دانشگاهی مطالبی را برای ارائه در وبلاگ برای من می فرستند .

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 17:16  توسط گروه نویسندگان  | 

آشنائی با حقوق ورزش

حقوق ورزشحقوق ورزش يكي از گرايش هاي علم حقوق است كه به بررسي حوادث در ورزش مي پردازد به طور كلي مي توان گفت كه منظور از حوادث ورزشي تمام جرايم و شبه جرايمي است كه توسط ورزشكاران، معلمين، مربيان، تماشاگران و حتي سازندگان و توليدكنندگان لوازم و تجهيزات ورزشي در رابطه با ورزش صورت مي گيرد و موضوع اين حوادث مي تواند سلامتي و جان و اموال ، حيثيت و شرافت و ساير حقوق قانوني اشخاص باشند كه در محدوده ورزش به نحوي حضور دارند، گستره كمي و كيفي موضوع هاي فوق به وضوح اهميت اين رشته را آشكار مي سازد،  بر اين اساس در نظر داريم به گوشه اي از اين علم وسيع و كاربردي بپردازيم اميد است مورد  استفاده دانشجويان (تربيت بدني- حقوق) معلمين و مربيان بزرگوار و مديران اماكن ورزشي و به طور كلي جامعه ورزش باشد تا به اين ترتيب امكان تحقق اهداف آسان تر سريع تر و عملي تر فراهم آيد.

ادهداف حقوق ورزش:

موضوع حقوق ورزش تمام تخلفاتي است كه در عرصه ورزش واقع مي شود و به نحوي به حقوق ديگران لطمه وارد مي كند و شرط اساسي خلاف قانون بودن آنها است كه با عناويني چون جرم و شبه جرم خطاي محض و عمد و غير عمد طبقه بندي مي شود كه به دنبال آن واكنش جامعه كه در اصلاح حقوق آن را مجازات مي نامند مطرح مي شود كه اين مجازات مي تواند از قبيل جزاي نقدي ، حبس و ... باشد كه هدف از مجازات ها ارعاب مرتكبين و سايرين است اما در حقوق ورزش منحصر به ارعاب متخلف نيست بلكه اهداف اصلي بالا بردن آگاهي هاي حقوقي جامعه ورزش و به دنبال ان جلوگيري از وقوع حوادث ورزشي و تشريح كردن وظايف و اختيارات مربيان و معلمين ورزش، ورزشكاران و مديران ورزشي و مطلع كردن جامعه ورزش از پيامدهاي حقوقي تخلفات در ورزش و در امان نگهداشتن سلامت جسمي، رواني و حيثيتي ورزشكاران و نيز مصون داشتن مديريتهاي ورزشي از مسئوليتهاي قانوني است.

منابع و مآخذ:                                                           قانون مسئوليت مدني حقوق ورزش/ آقاي حسين آقايي نيا

گرداوری: محمد فرهمندنیا

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 22:35  توسط گروه نویسندگان  | 

آیا تمرینات ورزشی برای کودکان مبتلا به آسم مضر است.

گاهی اوقات افرادی که خود  و یا کودکان آنها به بیماری مبتلا خاص مبتلا هستند  نحوه ی درست زندگی کردن را فراموش میکنند و از لذت های زندگی که ممکن است یکی از این ها ورزش باشد محروم میکنند و این باعث شد که مطلبی را در این مورد وارد کنم در اینده سعی میکنم مطالب بیشتری را در این موارد بگنجانم.

بیشتر کودکان مبتلابه آسم بعد از تمرینات مخصوصی دچار سرفه یا تنگی نفس می شوند.محرکهای فیزیکی که باعث این تنگی نفس می گردند مانند سرما یا هوای خشک یا مواد محرک باعث ایجاد باریکی و کوچکی مجاری هوایی منتهی به شش ها می شوند.

اگر این تنگی مجرا خفیف و کم باشد کودک بعد از تمرین سرفه میکند اما اگر این تنگی افزایش پیدا کند و مجرای هوایی تنگتر گردد نفس کشیدن بسیار مشکل و با زحمت صورت می گیرد.این وقایع معمولا بعد از 6-10 دقیقه اتفاق می افتد و ممکن است بر نحوه ادامه تمرین اثر گذار باشد و اگر تشخیص داده نشود باعث توقف تمرین و مشکل جدی برای کودک می گردد.

تنگی نفس ممکن است تا 1-2 ساعت بعد از تمرین برطرف شود یا اینکه نیاز به مشورت با پزشک باشد.

تنگی نفس در کودک مبتلا به آسم بعد از تمرینات سخت دور از انتظار نیست که البته پیشگیری با درمانهای دارویی مفید و آسان می باشد اما این سوال که اگر کودکی مبتلا به اسم است آیا اجازه ورزش و تمرین دارد یا خیر همیشه مطرح بوده است.

مسلما استفاده درست از درمان های ساده برای کنترل آسم در کودک آسماتیک به دنبال تمرین همیشه اثر بخش بوده است.

شنا یکی از ورزشهای بسیار خوب برای کودکان آسما تیک است که البته انواع تمرینات

کوتاه مدت منقطع برای بیماران اسماتیک مفید است مانند انواع دوها به خصوص دوهای استقامت اما مسافتهای طولانی که کودک در طی سه دوره برای 6-10 دقیقه بدود احتمالا باعث تنگی نفس بیشتری می شود که بایستی رعایت نمود.

برای مقاومت کودک در برابر حملات آسم در حین تمرینات توصیه می شود از اسپری های آسم پیشنهاد شده توسط دکتر استفاده شود.

تناسب اندام و تمرینات نرمال برای این کودکان بسیار مفید است.

برونکودیلاتورهای استنشاقی پمپی .داروهای پیشگیری کننده تثبیت کننده ماست سل ها مثل کرومولین سدیم و برونکودیلاتورهای تبولایزر بطئی الاثر بسیار مفید است.

اگر کودک دچار حمله آسم در حین ورزش شده باشددر صورتیکه از یک داروی کمک کننده قبل از تمرین استفاده شده باشد بایستی دوز این داروها را در حین تمرین تکرار نمود تا زمانیکه تنگی نفس و یا ویزینگ وجود دارد اما اگر علائم تشدید پیدا کرد بایستی تمرین متوقف گردد.

بسیاری از مدالهای المپیک و یا در سطح ایالتی و ملی به افراد مبتلا به آسم تعلق دارد بنابراین این بیماری محدودیتی برای تمرین ایجاد نمی کند فقط نیاز به مراقبت دارد.

اگر چه درمان بهترین روش کنترل آسم وابسته به تمرین است بهر حال اگر تمرینات ابتدا با یکسری تمرینات کششی و دوی آرام شروع شده که باعث گرم شدن بدن گردد کنترل بیماری بهتر و تمرینات به خوبی تا پایان ادامه خواهد یافت.

اگر کودک همیشه دچار حمله آسم باشد و نتواند تمرینات مقاومتی انجام دهد بدین معنی است که کودک تحت درمان بوده و بایستی برای انتخاب بهترین نوع درمان با دکتر مشورت نمود تا آسیب کمتر باشد.

کودکانی که مبتلا به آسم هستند و بدرستی کنترل شوند و تحت درمان قرار گیرند اغلب می توانند بسیاری از ورزشهای منتخب را انجام دهند.

تنها ورزشی که کودکان آسماتیک باید منحصرا با ملاحظات انجام دهند اسکوبا دایوینگ است.

اغلب کودکان که آزمایش اسپیرومتری آنها تا حدود 80% اندازه مورد نظر بالا می رود قادر به انجام تمرینات عادی هستند.

فرهادی

پاراسات

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 22:39  توسط گروه نویسندگان  | 

جزوه زبان تخصصی کارشناسی ارشد فیزیولوژی ورزش دکتر کاوه خبیری

In The Name Of ALLAH the Most Kind the Merciful

 

 جزوه زبان تخصصی کارشناسی ارشد

 

 

دکتر کاوه خبیری

1387

 

 

Cardiovascular Adaptations From Aerobic Training

 

u        Increased cardiorespiratory endurance

u        Increased muscular endurance

u        Decreased VO2 at rest and submaximal exercise

u        IncreasedVO2 Max

u        Increased heart weight, volume, and chamber size

u        Increased left ventricle wall thickness “athletes heart”

u        Increased left ventricle EDV

u        Increased blood plasma

u        Increased Stroke Volume (fig. 10.3)

u        from increased EDV and decreased ESV = increased EF

u        Frank-Starling law: elastic recoil of the ventricle

 

u        Decreased resting heart rate

u        from increased parasympathetic activity and decreased sympathetic activity.

u        Decreased submaximal heart rate

u        Decreased  maximum heart rate of elite athletes

u        if your heart rate is too fast the period of ventricular filling is reduced and your stroke volume might be compromised.

u        the heart expends less energy by contracting less often but more forcibly than it would by contracting more often.

u        Decreased Heart Rate Recovery (fig. 10.5)

 

u        Maintained cardiac output at rest and submaximal exercise

u        Increased cardiac output during maximal exercise

u        Increased blood flow to the muscles

u        increased capillarization of trained muscles

u        greater opening of existing capillaries in trained muscles

u        more effective blood redistribution

u        increased blood volume

u        decreased blood viscosity & increased oxygen delivery

u        Decreased resting blood pressure, but is unchanged during exercise

u        from increased blood flow

 

برای دیدن جزوه کامل زبان تخصصی کارشناسی ارشد فیزیولوژی ورزش دکتر کاوه خبیری  اینجا  را کلیک کنید . 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 15:8  توسط گروه نویسندگان  | 

اصل اضافه بار + انواع عضله + اهرم

اصل اضافه بار :

 

برای دیدن هر نوع بهبود آمادگی ، شما نیاز دارید به بار اضافه یا فشاری بر بدن که اندکی بیشتر از آنچه استفاده شده است ، باشد . بار اضافی را به تدریج افزایش دهید تا اینکه به آن سطحی که می خواهید یا هدفتان دست یابید . اگر شما بار اضافی را به سرعت افزایش دهید ، بدن زمان کافی برای سازگاری ندارد و آسیب می بیند یا تحت فشار زیاد قرار می گیرد .

برای مثال اگر شما برای 10 سال کم تحرک باشید ، یک پیاده روی آرام 15 دقیقه ای با سه جلسه در هفته اولین بار اضافی است که شما در بدست آوردن آمادگی هوازی نیاز دارید . انجام 60 دقیقه پیاده روی پیوسته می تواند منجر شود به کوفتگی عضلانی ، خستگی و تنگی نفس . مقدار زمانی که شما قدم می زنید تنها بار اضافی که شما استفاده می کنید ، نیست . شما همچنین می توانید خودتان را به چالش بکشید بوسیله افزایش شدت یا تکرار . فقط همه آنها را در یک جلسه انجام ندهید . هر بار اضافی را فقط در یک زمان تغییر دهید و مطمئن شوید بدن شما ، توانایی سازگاری را دارد .

در بدست آوردن عضلات قوی تر ، شما نیاز به استفاده بار اضافی متفاوتی دارید . اصل ویژگی را به یاد آورید . تمرین هوازی به طور ویژه توانایی و استقامت هوازی شما را افزایش می دهد ، اما آنها عضلات قوی تر را به شما نمی دهند . بیشتر باراضافی از طریق وزنه ای که بلند می کنید مشاهده می شود . اما تنها این نیست . شما همچنین می توانید تغییر دهید باراضافی را با سرعتی که شما وزنه را بلند می کنید ، توالی ( تکرارهای پشت سر هم ) تمرینی که انجام می دهید ، تعداد تکرارها و ست ها ( نوبت ها ) یا نوع مقاومتی که استفاده کرده اید .

مردم مکررا گلایه می کنند از این که آنها ، نتیجه ای که می خواهند از برنامه تمرینی شان بدست نمی آورند . یک دلیلی که می تواند داشته باشد این است که آنها ، اصل باراضافی را به کار نمی برند . اکنون عقل سلیم ما می گوید ، شما نمی توانید افزایش باراضافی را متوقف کنید . موضوع این نیست که شما چقدر آماده باشید ، بدن تنها تحمل مقداری تمرین را دارد .

واماندگی و آسیب دیدگی ، نتیجه غیرقابل اجتناب افزایش مداوم باراضافی هستند . اینجاست که مفهوم زمانبندی می آید . این یک روش دوره های تمرینی یک در میان شدید و کم شدت است ، چنان که بدن دارای زمان برگشت به حالت اولیه باشد .

 

 

ترجمه : محمدعلی کهن پور

------------------------------------------------

انواع عضله :

 

بافت عضلانی شامل تارها ( سلول ها ) می باشد که آنها تخصص یافته اند برای تولید فعال نیرو برای انقباض . بافت عضلانی در نتیجه ویژگی های خود ، حرکت را فراهم می کند ، از قامت نگهداری می کند و حرارت تولید می کند . بر اساس این ویژگی های ساختاری و کاربردی معین ، بافت عضلانی در سه نوع طبقه بندی می شود : قلبی ، صاف و اسکلتی .

 

قلبی :

 

شکل بافت عضله قلبی ، قسمت عمده دیواره قلب می باشد . همچون بافت عضله اسکلتی ، عضله قلبی ساختاری مخطط دارد . بر خلاف بافت عضله اسکلتی ، انقباض عضله قلبی ، معمولا تحت کنترل هوشیارانه نیست ( غیر ارادی ) .

 

صاف :

 

بافت عضله صاف درساختار دیواره ی اندامک های داخلی قرار داده شده است . از قبیل رگهای خونی ، معده ، روده و مثانه یا کیسه ادرار . تارهای عضله صاف ، معمولا غیر ارادی هستند و آنها غیر مخطط یا به عبارتی صاف هستند . بافت عضله صاف ، همچون بافت عضله اسکلتی و قلبی ، می تواند متحمل هیپرتروفی شود. بعلاوه تارهای مشخصی از عضله صاف ، از قبیل آنهایی که در رحم وجود دارند ، ظرفیت خودشان را برای آن بخش حفظ می کنند و می توانند بوسیله هیپرپلازی رشد کنند .

 

اسکلتی :

 

بافت عضله اسکلتی نامیده شده است به خاطر آنکه محل اتصال استخوان ها به یکدیگر می باشد . بافت عضله اسکلتی ساختاری مخطط دارد . تارها ( سلول ها ) شامل خطوط یک در میان روشن و تاریک عمودی در محورهای بزرگ تارها هستند . بافت عضله اسکلتی می تواند منقبض شود و یا استراحت کند بوسیله کنترل هوشیار ( ارادی ) .

همه تارهای عضله اسکلتی در ساختار یا کاربرد مشابه نیستند . برای مثال تارهای عضله اسکلتی در رنگ تفاوت دارند که این به محتوای میوگلوبین آنها مربوط می شود . میوگلوبین ، اکسیژن را تا زمانی که میتوکندری به آن نیاز داشته باشد ذخیره می کند . تارهای عضله اسکلتی با سرعت های متفاوتی منقبض می شوند . این بستگی دارد به توانایی آنها در تجزیه آدنوزین تری فسفات . تارهایی که سریعتر منقبض می شوند دارای توانایی بیشتری در تجزیه آدنوزین تری فسفات هستند . بعلاوه تارهای عضله اسکلتی در فرایندهای سوخت و سازی که در تولید آدنوزین تری فسفات استفاده می کنند تفاوت دارند . آنها همچنین در دوره های آغاز خستگی هم با هم متفاوت هستند .

بر اساس این ویژگی های ساختاری و کاربردی متفاوت ، تارهای عضله اسکلتی به سه نوع طبقه بندی شده اند : تارهای نوع اول ، تارهای نوع دوم آ ، تارهای نوع دوم ب .

 

تارهای نوع اول :

 

این تارها که تارهای کندانقباض یا کند اکسیداتیو نیز نامیده می شوند ، شامل مقدار زیاد میوگلوبین ، مقدار زیاد میتوکندری و مقدار زیاد مویرگهای خونی می باشند . تارهای نوع اول قرمز هستند ، در سرعت آهسته آدنوزین تری فسفات را تجزیه می کنند ، دارای سرعت انقباض آهسته هستند ، در برابر خستگی بسیار مقاوم هستند و دارای یک ظرفیت بالای تولید آدنوزین تری فسفات بوسیله فرایندهای سوخت و ساز هوازی هستند . از قبیل تارهایی که به تعداد زیادی در عضلات گردن پیدا شده اند .

 

تارهای نوع دوم آ :

این تارها که تارهای تند انقباض یا تند اکسیداتیو نیز نامیده می شوند ، شامل مقدار زیادی میوگلوبین ، مقدار زیاد میتوکندری و مقدار زیاد مویرگهای خونی هستند . تارهای نوع دوم آ قرمز هستند ، دارای یک ظرفیت بالا برای تولید آدنوزین تری فسفات بوسیله فرایندهای سوخت و ساز هوازی هستند ، آدنوزین تری فسفات را در یک سرعت سریع تجزیه می کند ، دارای یک سرعت انقباض سریع است و در برابر خستگی مقاوم . از قبیل تارهایی که به کمیابی در انسان پیدا شده اند .

 

تارهای نوع دوم ب :

 

این تارها که تارهای تند انقباض یا تند گلیکولیتیک نیز نامیده می شوند ، شامل یک حجم پائین میوگلوبین ،  نسبتا کم میتوکندی ، نسبتا کم مویرگهای خونی و مقدار زیاد گلیکوژن است . تارهای نوع دوم ب سفید هستند ، وسیله تولید آدنوزین تری فسفات بوسیله فرایندهای سوخت و ساز بی هوازی هستند ، توانایی فراهم کردن آدنوزین تری فسفات کافی را برای تارهای عضله اسکلتی به طور مداوم ندارند ، به آسانی خسته می شوند ، در سرعت سریع آدنوزین تری فسفات را تجزیه می کنند و دارای یک سرعت انقباض سریع هستند . از قبیل تارهایی که به مقدار زیادی در بازوان پیدا شده اند .

 

 

ترجمه : محمدعلی کهن پور

--------------------------------------------------

اهرم :

 

شش نوع ماشین ساده داریم . بیشتر ماشین های پیچیده ، ترکیب این ماشین های ساده هستند . شش ماشین ساده عبارتند از : اهرم ، قرقره ، چرخ یا محور ، سطح شیب دار ، گوه ، و پیچ . سه تای اول در بدن انسان پیدا شده اند و اهرم از همه آنان متداول تر و شایعتر است .

 

  در مکانیک ، یک اهرم به عنوان یک میله سخت که دور یک نقطه ثابت گردش می کند ، تعریف شده است . یک محور ، با یک نیرو برای حرکت و یک مقاومت برای غلبه کردن بر آن شناخته شده اند . نیرو گاهی اوقات ارجاع داده می شود به عنوان تلاش ، محور به عنوان تکیه گاه و مقاومت به عنوان وزن . اهرم ها برای اهداف متفاوتی مفید هستند . بستگی دارد به نوع اهرم و نسبت مکانیکی که فراهم می کنند .

 

  ترجمه : محمدعلی کهن پور

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 22:41  توسط گروه نویسندگان  | 

سوابق علمی ، پژوهشی ، اجرایی و آموزشی دکتر کاوه خبیری

بسمه تعالي

سوابق علمی، پژوهشی، اجرایی  و آموزشی              

-        مدارك تحصيلي:

o       ليسانس علوم تغذيه دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي

o       فوق ليسانس تربيت بدني و علوم ورزشي

o       دكتري تخصصي (Ph.D. ) فيزيولوژي ورزشي

 

-        سوابق اشتغال اجرايي:

o    عضو بورد تخصصی تغذیه ورزشی آکادمی ملی المپیک

o     عضو کمیته حقوقی و نظارت مجمع تشخیص مصلحت نظام

o    رئیس شورای تغذیه کمیته ملی المپیک جمهوری اسلامی ایران

 o       استاديار و عضو هيات علمي دانشگاه

o       دبیر کمیته علمی اولین همایش بین المللی تغذیه ورزشی

o       رئیس كميته كودكان فدراسيون آمادگي جسماني و اروبيكIFSAF 

o        مشاور  Unicefدر پروژه 2002 IDD

o       عضو هیات موسس انجمن تغذیه ورزشی ایران

o       سرپرست نظارت و پایش تغذيه اردوهاي تيم ملي وزنه برداري

o       سرپرست نظارت و پایش تغذيه اردوهاي تيم ملي قایقرانی و اسکی روی آب

o       عضو كميسيون پزشكي كميته ملي المپيك

o       مدير اسبق بخش كميته تغذيه مركز پژوهش‌هاي علمي ورزشي آكادمي ملي المپيك

o       عضو تيم كنترل دوپينگ اولين دوره مسابقات تنيس روي ميز فدراسيون همبستگي ورزشي كشورهاي اسلامي

o       سرپرست تغذيه تيم‌هاي ملي در مسابقات المپيك 2004 آتن

o   سرپرست تيم نظارت تغذيه تيم‌هاي ملي در اردوهاي آماده سازي مجموعه ورزشي انقلاب و مجموعه ورزشي آزادي

o       مسئول روابط بين الملل و نماينده در اجلاس فدراسيون جهاني بوكس

o       مدير دوره تخصصي آموزشي واليبال در آكادمي ملي المپيك

o       عضو كميته تخصصي تغذيه فدراسيون پزشكي ورزشي

o       مشاور تغذيه اردوي آمادگي تيم‌هاي ملي فدراسيون كشتي

-        سوابق آموزشي و پژوهشي:

o       قائم مقام دبیرکل اولین همایش تغذیه ورزشی با همکاری دانشگاه الزهرا و دانشگاه متروپولیتن انگلستان

o       سخنران پنجمين كنگره پزشكي ورزشي ايران ( كسب 10 امتياز از اداره كل آموزش مداوم جامعه پزشكي)

o       شركت در اولين همايش بين المللي علمي – ورزشي دانشگاه‌هاي جهان اسلام

o       مدرس اولين دوره بين المللي مربيگري تكواندو Islamic Solidarity Sport Federation

o   كارشناس داوري طرح تحقيقاتي " الگوريتم و چارت نرم افزاري تغذيه‌اي براي عموم" جهت شركت در جشنواره خوارزمي

o   سخنراني در سمينار تازه‌هاي درمان ديابت طرح مشترك مركز تحقبقات غدد درون ريز و دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي و درماني قم

o       شركت و سخنراني در نهمين كنگره تغذيه ايران ( كسب 26 امتياز از اداره كل آموزش مداوم جامعه پزشكي)

o       مدرس دوره يكسان سازي شيوه تدريس حركات قدرتي با دستگاه

o       مدرس دوره بين المللي مربيگري تخصصي وزنه برداري ويژه مربيان ملي كشورهاي اسلامي

o       مدرس يازدهمين و دوازدهمين دوره يكصد ساعته آموزش پزشك تيم

o       تدريس در كارگاه مكمل‌هاي ورزشي در مركز پزشكي آكادمي ملي المپيك

o       مدرس اولين سمينار مكمل‌هاي ورزشي ( تدريس مشترك با اساتيد دانشگاه Loughborough انگلستان

o       تدريس دوره " آب ، الكتروليت‌ها و نوشيدني‌هاي ورزشي" ويژه مربيان تيم‌هاي ملي

o       مدرس دومين كارگاه تكميلي كشوري تغذيه ورزشي

o       سخنران "مرز بين مكمل و دوپينگ" در پنجمين كنگره كشوري پزشكي ورزشي

o       سخنران علمي در دومين كارگاه تكميلي تغذيه ورزشي ( برنامه ريزي تغذيه‌اي براي ورزشكاران)

o       مدرس دوره يكسان سازي آموزش مدرسين واحدهاي پزشكي هيات‌هاي آمادگي جسماني  كشور

o   سخنران هفتمين همايش علمي پزشكان عمومي سراسر كشور ( سازمان نظام پزشكي و مجمع انجمن‌هاي علمي تخصصي در مركز همايش‌هاي رازي

o       تقدير جمعي در هشتمين جشنواره شهيد رجايي

o       سخنران كارگاه تغذيه ورزشي در هيات پزشكي ورزشي استان تهران

o       سخنران دومين و سومين كارگاه مقدماتي تغذيه ورزشي حهت كارشناسان فدراسيون‌هاي ورزشي

o       مدرس دومين كارگاه آموزشي علم تمرين در آكادمي ملي المپيك

o       سخنراني در كارگاه آب و الكتروليت‌ها در ورزش ( هيات پزشكي ورزشياستان تهران)

o       سخنراني در همايش بازآموزي متخصصان ارتوپدي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي

o       سخنران علمي دوره تخصصي تغذيه و بدنسازي بدون دوپينگ ستاد ملي مبارزه با دوپينگ

o       كسب 18 امتياز از دفتر بازآموزي و نوآموزي جامعه پزشكي در پنجمين كنگره تغذيه ايران

o       سخنراني در كارگاه آموزشي بهبود تغذيه و پايش رشد كودكان دانشگاه علوم پزشكي لرستان

 

-        شركت در كارگاه‌هاي آموزشي:

o   روش‌هاي تمرين ويژه  براي آماده‌سازي ورزشكاران زبده( كشتي و فوتبال ) 30 ساعت توسط پروفسور ولاديمير پلاتونوف

o       شركت در كارگاه آموزشي مهارت‌هاي تعليم و تربيت ( 40 ساعت)

o       شركت در كارگاه آموزشي برنامه ريزي درسي و الگوهاي تدوين طرح درس ( 24 ساعت)

o       شركت در كارگاه آموزشي ارزشيابي پيشرفت تحصيلي ( 24 ساعت)

o       شركت در كارگاه آموزشي الگوهاي ياددهي – يادگيري  ( 48 ساعت)

o       شركت در  كارگاه بيماري‌هاي كبدي و رژيم درماني و عفونت‌ها انجمن تغذيه ايران

o        

o   شركت در  كارگاه آموزشي مقدماتي 30 ساعته كامپيوتر و نرم افزار EPINUT دانشگاه علوم پزشكي استان زاهدان

o       شركت در كارگاه آموزشي نحوه تهيه مادول‌هاي آموزشي در انجمن تنظيم خانواده جمهوري اسلامي ايران

o       شركت در  كارگاه بيماري‌هاي كليوي و رژيم درماني و عفونت‌ها انجمن تغذيه ايران

o       شركت در  كارگاه بازآموزي ارزيابي وضع تغذيه و پرونده نويس و پيوند مغز استخوان  انجمن تغذيه ايران

o      

o   شركت در كارگاه 34 ساعته برنامه ريزي تغذيه و آموزش پيشرفته نرم افزارهاي EPI6 و EPINUT وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي

o   شركت در  كارگاه بيماري‌هاي دستگاه گوارش و رژيم درماني و تغذيه با لوله  (Tube Feeding  ) و تغذيه وريدي ( IVF   ) انجمن تغذيه ايران 

-        تاليف و ترجمه:

o       تغذيه ورزشكاران جانباز و معلول تاليف، انتشارات بامداد كتاب 1386

o       عضو گروه ترجمه كتاب ضروريات تغذيه از انتشارات سازمان بهداشت جهاني (WHO) 1381

o        ترجمه 8 فصل از كتاب مقدمه‌اي بر تغذيه در فعاليت بدني و ورزشي ( در دست چاپ)

-        مقالات:

o       نكات كليدي فعاليت بدني در محيط‌هاتي گرم در اردوهاي المپيك 2004 آتن

o       بررسي ريز مغذي‌هاي مصرفي در نوجوانان بسكتباليست عضو تيم ملي 1381

o   تحليل نقاط قوت و ضعف انرژي دريافتي و مصرفي د تيم‌هاي ملي : كشتي آزاد و فرنگي، جودو، دوچرخه سواري ، تيراندازي با كلت و كمان، پينگ پنگ و شنا و شيرجه در اردوي آمادگي مسابقات المپيك 2004 آتن ( رساله دكتري).

 

ج ) دروس آموزشي در دانشگاه:

فيزيولوژي انسان ، بيوشيمي، فيزيولوژي ورزشي (1) و (2)  ، بيومكانيك ورزشي، زبان تخصصي ( رشته تربيت بدني) ، آسيب شناسي ورزشي ، آناتومي ، روانشناسي‌فيزيولوژيك، مقدمات نوروسايكولوژي، و  تغذيه ورزشي

 

د)طرح‌هاي انجام شده:

·        بررسي وضعيت كمي و كيفي رژيم غذايي ورزشكاران شركت كننده در سومين دوره مسابقات بين المللي بانوان مسلمان

·        بررسي تاثير مصرف مكمل خوراكي روي (   Zn) بر رشد فيزيكي و سيستم ايمني

·        بررسي اثر سينرژيست رژيم‌هاي غذاييH.P.H.C.    و  مواد ارگوژن در طول يك دوره تمرينات منتخب باوزنه

·        -بررسي وضعيت تغذيه‌اي پسران بسكتباليست عضو تيم ملي نوجوانان و ارائه يك الگوي غذايي مناسب

·        -بررسي  غلظت سرمي ويتامين آ در بروز حساسيت ، بهبود عفونت  و تقويت سيستم ايمني

·    -مقابسه ميزان دريافت آنتي اكسيدان هاي خوراكي  در تيم‌هاي ملي كشتي آزاد و فرنگي ، تنيس  روي ميز ،دوچرخه سواري ، بوكس آماتور و   تكواندو در اردوهاي آماده‌سازي المپيك آتن

·        بررسي شيوع اختلالات  در نخبگان ورزشي منتخب المپيك 2004 آتن

  •  تحليل نقاط قوت و ضعف انرژي دريافتي و مصرفي جودوکاران ايراني در اردوي آمادگي مسابقات المپيك 2004 چاپ در نشریه علمی و پژوهشی المپیک

 

ه) موقعيت ورزشي : كمربند  مشكي دان 3   سبک جهانی فول کیک باکسینگ 

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 17:31  توسط گروه نویسندگان  | 

نرمش و ورزش برای افراد در معرض خطر ابتلا به بیماریهای قلبی ( عروق کرونری )

 اولین هشدار می تواند قویترین انگیزه باشد . اگر پزشک معالج شما گفته است که شما در معرض خطر ابتلا به بیماریهای قلبی ( عروق کرونری ) هستید و یا دچار بیماری متوسط عروق کرونری هستید این هشداری است برای شما تا کاری انجام دهید . ورزشهایی را که پزشک شما توصیه می کند ورزشهایی است که شما را از این حملات قلبی و یا بدتر شدن علائم حفظ می کند .

چرا ورزش ؟

چیزی که پشت توصیه های ورزشی پزشک شما پنهان است این است که ورزش می تواند ساختمان پلاک و رسوب چربی را محدود کرده ویا روند آنرا در عروق معکوس نماید و اکسیژن رسانی به قلب را بهبود بخشد . فوائد مهم دیگر ورزش عبارتست از : افزایش کلسترول خوب بدن ( HDL ) – کاهش شدت شروع دیابت – پائین آوردن فشار خون به میزان کم و کمک به کاهش وزن . ظاهر ورزش که ممکن است شما را واقعاً برانگیزد این است که احساس بهتری به شما می دهد. خستگی را کاهش می دهد و خلق را بهبود می بخشد . بالا رفتن شرایط روحی روانی به برنامه ورزشی شما بستگی دارد که حتی می تواند به تغییر شیوه زندگی فرد منجر شود مثل ترک کردن سیگار و یا کم کردن وزن .

یک فعالیت راحت و روزمره :

هنگامی که پزشک ورزشی را تجویز می کند برای بیماران مبتلا به گرفتاری عروق کرونری و یا افراد در معرض خطر ( البته تا زمانی که عضله قلب شما کاملاً بهبود نیافته و تنفس شما راحت نیست پزشکان حتی شما را از کار در خانه منع می کنند ) تحقیقات نشان داده است که ورزشهای هوازی البته با شدت متوسط امکان داشتن یک قلب سالم تر را فراهم می کند . یک مثال برای ورزش هوازی متوسط ۳۰ دقیقه راهپیمائی تند در روز است . بقیه فعالیتهائی که می تواند با شدت متوسط انجام شود و مفید واقع گردد عبارتست از : شنا کردن – دوچرخه سواری و کار با دستگاههای ورزشی مانند دوچرخه های ثابت – نوارهای متحرک – بالا رفتن از نردبان اگر شما به تازگی از بیماری خودآگاه شده اید و یا میدانید که در معرض خطر ابتلا هستید پزشک معالج شما می تواند یک برنامه واقع بینانه و متوسط از نظر شدت فعالیت برای شما تنظیم نماید . اگر شما قبلاً ورزش نکرده اید ورزش را با ۱۰ دقیقه قدم زدن در روز بعد از ناهار شروع کنید (‌البته ۱ تا ۲ ساعت بعد از ناهار ) و به تدریج زمان آنرا به ۳۰ دقیقه در روز افزایش دهید . اگر تنظیم ۳۰ دقیقه مداوم زمان برای شما در طول روز امکان ندارد می توانید ۳ بار و هر بار ۱۰ دقیقه این فعالیت را انجام دهید که همان اثر مشابه را نیز دارد . برای مثال شما می توانید اتومبیل خود را نزدیک محل کار متوقف کرده و قدم بزنید . یا در خانه جاروبرقی بکشید و یا برای خود در خانه یک فعالیت مختصر طرح ریزی کنید .

چگونه می توانم آنرا به درستی و سلامت انجام دهم ؟

بیشتر بیماران می توانند تمرینات را به خوبی و سلامت پشت سر بگذارند اما مقدار کمی از افراد ممکن است با مشکل روبرو شوند مخصوصاً فعالیتهای شدید . تست های مخصوص همیشه نمی تواند مشکل این بیماران را نشان دهد و قبل از انجام تست و مقدم بر آن شما باید از علائم هشداردهنده که به شما می گوید «‌ورزش را متوقف سازید و به پزشک مراجعه کنید » آگاه باشید . این علائم شامل موارد زیر است :

ریتم قلبی غیرطبیعی : ضربان قلب نامنظم ، که آرسیتمی نامیده می شود . احساس شبیه به ضربان اضافی در قلب داشتن و یا بالا و پائین رفتن ضربان شما هم چنین ممکن است احساس سرگیجه کنید !

درد سینه : درد یا فشار در مرکز قفسه سینه بعد و یا هنگام ورزش کردن که یک علامت مهم است برای اینکه بدانیم قلب به اندازه کافی اکسیژن نمی گیرد. درد ممکن است به پائین قفسه سینه ویا دست چب تیر بکشد . درد و فشار در پشت ، گلو و یا معده نیز ممکن است یک علامت خطر باشد .

سرگیجه : سرگیجه در هنگام و یا بعد از ورزش می تواند علامتی از یک مشکل جدی گردش خون در بدن باشد .

خستگی : خستگی غیر معمول بعد از ورزش می تواند یک علامت از ناراحتی قلب باشد.

 هادی جهان بین

برگرفته از سایت پاراسات

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 23:20  توسط گروه نویسندگان  | 

سندرم ناراستایی اندام ورزشکاران

 

 

سندرم ناراستايي اندام ورزشكاران

 پدیده "ناراستایی" Malalignment Syndrome که به بیانی به برهم خوردن تعادل بیومکانیکی ساختارهای عضلانی، استخوانی، مفصلی (MBJ system) گفته می­شود، بعنوان یک ریسک فاکتور اساسی در بروز آسیب­های ورزشکاران و بیماری­های آنان، در سالهای اخیر در مرکز مطالعات قرار گرفته است.

اختلالات بیومکانیکی مورد بحث می­توانند با منشاء مادرزادی و یا اکتسابی به وجود آمده و بدلیل ماهیت پیش رونده آن بر تشدید همان موضع و یا در سایر اندام­ها اثر گذار باشند. ویژگی­های مهم اثرگذار بر سایر بخش­های بدن، این پدیده را از آسیب­های تروماتیکی جدا کرده و مطالعه و درمان آن را پیچیده­تر می­سازد.چنین اثرگذاری بویژه در اندام تحتانی که تحمل وزن بالاتنه و نیز در فعالیت­هایی چون راه رفتن، دویدن­ها، پریدن­ها و... دیده می­شود، سهم بیشتری از مطالعات را به خود اختصاص داده است.

بعنوان مثال شایعترین اینگونه اختلالات و عوارض ثانویه ناشی از آن در اندام تحتانی عبارتند از: افزایش زاویه آنترورژن و ایجاد پاسچرهایی ثانویه­ای چون پرونیشن مفصل ساب تالار( Subtalar pronation)، چرخش داخلی ران (Medial femoral torsion) ، دررفتگی کشکک (Patellar suluxation) و یا عارضه زانوی عقب رفته که می­تواند منجر به افزایش پلانتار فلکشن مچ پا ( Ankle plantar flextion) و افزایش تیلت قدامی لگن(Excessive anterior pelvic tilt) شود. همچنین می­توان به Toeing – in، Excessive Subtalar pronation،  Metatarsus adducts که ممکن است در اثر پیچش داخلی درشت­نی ایجاد شود اشاره کرد. هدف از مقاله حاضر مروری بر پدیده مذکور با تاکید بر اشاره به مهمترین موارد آن در اندام تحتانی است.

   گردآوری: محمد فرهمندنیا

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 21:8  توسط گروه نویسندگان  | 

پارگی رباط صلیبی در فوتبالیستها

 



پارگي رباط صليبي در فوتباليست‌ها

ما در عصري زندگي مي‌كنيم كه تقريباً ورزش در زندگي تمام افراد رسوخ كرده است. در بين تمام ورزش‌ها ورزش فوتبال به دليل جذابيت‌هاي خاصش، با بيش از 240 ميليون بازيكن در سال  يكي از بيشترين جمعيت‌هاي ورزشي در دنيا را تشكيل مي‌دهد (وانگ و هانگ، 2005). انجمن فوتبال كانادا در بين سال‌هاي 1995 تا 2000 در هر سال يك افزايش 10 درصدي را براي شركت‌كنندگان در رشته ورزشي فوتبال گزارش كرد (اولسن و همكاران، 2006). پر برخورد بودن ورزش فوتبال به همراه افزايش روز افزون جمعيت مشتاق به اين ورزش، متأسفانه احتمال بروز آسيب را نيز افزايش داده است به طوريكه دراور و فولر در سال 2002 فوتبال را با بيش از 710 آسيب در هر 100000 ساعت فعاليت به عنوان پرآسيب‌ترين حرفه در كشور انگلستان معرفي كردند.

بيشترين ميزان آسيب در فوتبال، در اندام‌هاي تحتاني بدن اتفاق مي‌افتد (جونگي و همكاران، 2006.، وانگ و هانگ، 2005.، اورچارد و همكاران، 2001). در تحقيقي كه توسط مورگان و اوبرلندر (2001)، بر روي فوتباليست‌هاي انگليسي انجام شد اين چنين گزارش شد كه 77 درصد آسيب‌ها در پايين تنه (197 آسيب از مجموع 256 آسيب) رخ داده است كه بيشترين ميزان آسيب در زانو با 54 آسيب گزارش شد. تحقيق بولين (2000) نشان داد كه از بين تمام آسيب‌هاي زانو، 40 درصد مربوط به ليگامنت‌ها، 24 درصد آسيب در كشكك، 11 درصد آسيب به مينيسك و 25 درصد، آسيب‌هاي ديگر بود كه در بين آسيب‌هاي ليگامنتي بيشترين آسيب‌ مربوط به ليگامنت متقاطع قدامي با 46 درصد عنوان شد، آسيب در ليگامنت جانبي داخلي 29 درصد، ليگامنت متقاطع قدامي به همراه ليگامنت جانبي داخلي 13 درصد، ليگامنت متقاطع خلفي 4 درصد، ليگامنت جانبي خارجي 2 درصد و 6 درصد نيز آسيب‌هاي رخ داده در چند ليگامنت با هم بوده است.

همانطور كه عنوان شد اندام‌هاي تحتاني پرآسيب‌ترين ناحيه بدن در رشته‌هاي پربرخورد و بويژه فوتبال است و زانو يكي از شايع‌ترين محل‌هاي بروز آسيب در اندام تحتاني در فوتباليستان مي‌باشد (يان و همكاران، 2004.، كاكاونلاكيس و همكاران، 2003.، هاوكينز و همكاران، 2001). در يك مطالعه وسيع در اسكانديناوي بيشترين علت ناتواني و از كارافتادگي ورزشكاران آسيب زانو بيان شد. شيوع بالاي آسيب زانو، همچنين نياز به استراحت‌هاي طولاني بعد از آسيب به خصوص آسيب در ليگامنت متقاطع قدامي هزينه‌هاي زيادي به تيم تحميل مي‌كند (روي و همكاران، 2006). در كشور انگلستان هزينه‌هاي ناشي از آسيب در هر سال براي درمان بازيكنان آسيب ديده در حدود 1 بيليون پوند تخمين زده شده است (مورفي و همكاران، 2003.، رهنما و همكاران، 2002).

در آمريكا ساليانه 200000 آسيب مرتبط با ليگامنت متقاطع ايجاد مي‌گردد كه 95000 مورد آن پارگي رباط صليبي قدامي است. همچنين ساليانه حدود 100000 بازسازي رباط توسط جراحي انجام مي‌شود. همچنين احتمال ايجاد اين آسيب در زنان 7/9 ـ 5/2 برابر مردان است.

در تحقيقي كه توسط رهنما و همكاران (1377) بر روي بازيكنان ليگ برتر فوتبال كشور صورت پذيرفت، بيشترين نوع آسيب، آسيب ليگامنت متقاطع قدامي گزارش شد. در تحقيق ديگري بر روي ليگ فوتسال خانمها نيز اندام تحتاني به عنوان آسيب‌پذيرترين بخش بدن و زانو به عنوان مستعدترين مفصل آسيب‌پذير و ليگامنت متقاطع قدامي متداولترين نوع آسيب شناخته شد (رهنما و همكاران، 1378).

براي به حداقل رساندن تعداد ورزشكاران آسيب ديده و كاهش در صرف هزينه‌هاي هنگفت ناشي از آسيب، برنامه‌هاي پيشگيري كننده لازم است. شناخت مكانيسم و علل بروز آسيب اساس و پايه برنامه‌هاي پيشگيري كننده آسيب مي‌باشد (رهنما و همكاران، 2002)، لذا اين سخنراني به طور مفصل به بررسي شيوع، علل و درمان پارگي رباط صليبي در فوتباليست‌ها خواهد پرداخت.

 گرد‌‌آوری:محمد فرهمندنیا

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 21:4  توسط گروه نویسندگان  | 

تمرینات با وزنه


امروزه انجام تمرين های ورزشی قدرتی ( وزنه برداری ، پرس سينه و ... ) رواج زيادی پيدا کرده است . بايد در انجام چنين ورزش هايی دقت کرد ، چرا که در برخی موارد اين تمرين ها ممکن است سلامتی ما را به خطربيندازد.
آيا افراد مسن هم از تمرينات وزنه ای سود می برند؟
تحقيقات نشان داده که حتی در سن 90 سالگی هم استقامت عضلات و اسکلت بدن با انجام تمرين متناسب ، افزايش می يابد ولی افراد مسن بايد دقت کنند که احتمال وجود فشار خون بالا ، بيماری های ديسک کمر و بيماری های قلبی
عروقی در آنها بالاتر از افراد جوان است ، بنابراين افراد مسن حتماً بايد با کسب اجازه از پزشک معالج خود ، از اين وزنه ها استفاده کنند تا مقاومت بدن خود را افزايش داده و به طول عمر خود بيفزايد.
برای گرفتن نتيجه بهتر از وزنه زدن و انجام تمرينات استقامتی ، بهتر است که قبل از شروع تمرين بدن خودتان را خوب گرم کنيد . برا ی اين کار می توانيد از چند نرمش و حرکت کششی معمولی استفاده کنيد. سعی کنيد خوب نفس کشيدن را ياد بگيريد. معمولا وقتی افراد وزنه ای را بلند می کنند به طور فلکسی نفس شان را حبس می کنند تا در واقع قفسه سينه خود را ثابت تر نگه دارند و قدرت عضلات خود را افزايش بدهند. بايد بگويم که اين وضعيت برای مدت کوتاه ، ممکن است مشکلی را به وجود نياورد ولی اگر برای بيش از چند ثانيه ادامه يابد موجب بسته شدن دهانه ورودی نای می شود و در نتيجه اکسيژن کمتری به عروق می رسد و کاهش جريان نفس را به دنبا ل دارد .سپس می تواند پس از مدت کوتاهی موجب سياهی رفتن چشم ها و افتادن روی زمين بشود . پس سعی کنيد وقتی وزنه ای را بلند می کنيد و به نقطه اوج تمرين ( بالا بردن وزنه ) می رسيد ، نفس خود را برای مدت زياد حبس نکنيد و بهتر است تمرين کنيد که سيکل تنفسی شما طوری قرار بگيرد که وقتی وزنه را بالا می بريد ، حالت بازدم و وقتی وزنه را پايين می آوريد ، عمل دم را انجام بدهيد تا اکسيژن رسانی به خون شما مختل نشود .
هم چنين بهتر است هم از راه دهان و هم از راه بينی تنفس کنيد. بهتر است وزنه (هالتر ) را به آرامی پايين بياوريد . اگر با سرعت زياد وزنه را پايين بياوريد عضلات شما با سرعت بيشتری دچار انقباض شده و در نتيجه بافت های عضلانی دچار آسيب ديدگی می شوند و پس از تمرين ، شما دچار دردهای عضلانی خواهيد شد، دردهايی که ممکن است چند روز طول بکشند و به راحتی نتوانيد از شر آنها خلاص شويد .اما فوايد تمرين های وزنه ای و قدرتی ، يک روش معمول برای افزايش بافت عضلانی وقدرت بدن است و می تواند موجب افزايش بافت بدون چربی بدن بشود . ديگر فايده اين ورزش ها را افزايش تراکم بافت های استخوانی تشکيل می دهد که می تواند مانع از پوکی استخوانی بشود . اين نوع ورزش سبب افزايش ترشح انسولين و بهتر شدن تنظيم قندخون می شود. همچنين می تواند موجب تنظيم سوخت و ساز و چربی های خون شود و در پيشگيری از ايجاد بيماری های قلبی
عروقی نقش داشته باشد . با توجه به فوايد فوق ، به نظر می رسد که تمرينات استقامتی هم فوايدی دارند که سبب می شود اين نوع ورزش را نيز در برنامه روزانه خود قراربدهيم . همچنين به ياد داشته باشيم که امروزه در بسياری از مراکز بازتوانی قلبی
عروقی ، برخی تمرينات خاص استقامتی ( زير نظر دقيق پزشکان متخصص ) برای افزايش قدرت بدن بيماران قلبی انجام می شود .

چه کسانی بهتر است تمرينات وزنه ای را انجام ندهند؟ .افرادی که هنوز مرحله بلوغ آنها کامل نشده است بايد در مورد انجام وزنه برداری نگران باشند. اگر کودکان که هنوز بلوغ استخوانی شان تکميل نشده است ، وزنه های سنگين و بيش از حد توانايی خود را بردارند ، ممکن است آسيب هايی در صفحات رشد استخوانی شان ايجاد شود

 بنابراين توصيه می شود که انجام تمرين های وزنه ای درنوجوانان حتماً زير نظر افراد مجرب و متخصص صورت پذيرد ، زيرا تمرين های استقامتی که خوب طراحی بشوند موجب افزايش قدرت بدن و عضلات نوجوانان می شود ولی در صورت انتخاب نابه جا و غلط وزنه ها از سوی افراد ناشی ، گاه آسيب های جبران ناپذيری به سيستم اسکلتی وارد می شود.  افرادی که مبتلا به فشار خون بالا هستند ، خصوصاً افرادی که فشار خون در حال استراحت آنها بيشتر از 140/90 است ، بايد از برداشتن وزنه های سنگين دوری کنند چون خطر پارگی عروق و ايجاد ايست ناگهانی قلبی عروقی اين افراد را تهديد می کند . افرادی که مبتلا به فتق ( به علت ضعف در جدارشکم ) هستند ، بهتر است از انجام اين گونه تمرين ها خودداری کنند چون خطر تشديد فتق و حتی پارگی کيسه فتق برای آنها متصور است .
افرادی که دچار درد در قسمت های تحتانی ناحيه کمر هستند و يا سابقه آسيب در ديسک های بين مهره ای دارند اگر وزنه های نادرستی را بردارند ممکن است دچار تشديد درد و در مواردی حتی آسيب نخاع بشوند، بنابراين حتماً قبل از شروع تمرين های استقامتی بايد با يک پزشک مشاوره کنند .                       

                                                                                                                         بهادر چم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 7:59  توسط گروه نویسندگان  | 

علم فوتبال ( قسمت دوم )

اصول تمرين

دو اصل كليدی برای يك برنامه خوب تمرينی وجود دارد: اصل زمان بندی و اصل ويژگی تمرين.

زمان بندی

زمان بندی يك فرايند سالانه است كه در آن طرح تمرين در دوره های ويژه ای از سال بر روی كيفيت هايی ويژه ای توجه خاص مي كند تا به سطح مطلوب آمادگی جسمانی (توان، استقامت، سرعت، انعطاف پذيری  و غيره) برای يك رويداد ويژه يا مجموعه ای از رويدادها دست يابد.

زمان بندی مزيت های ديگری نيز دارد كه عبارت از فراهم كردن محركهای تمرينی گوناگون از طريق انتخاب حجم تمرين و شدتهای مختلف تمرينی است.

اين تنوع باعث جلوگيری از بيش تمرينی و خستگی روحی مي شود. دوره ها يا سيكل ها شامل مزوسيكلها (ماهانه) و ميكروسيكلها (هفتگی) می شود. ماكروسيكل برنامه سالانه ای است كه بهتر است برای ورزشكاران جوان و يا كسانی كه مي خواهند خود را براي يك دوره زمانی بلند مدت در آينده آماده كنند اجرا شود. عموماً مزوسيكلها برای رسيدن به نتايج مورد نظر استفاده مي شود ميكروسيكل ها بخش های ساختاری آن نتايج هستند.

فوتبال دارای چهار مزوسيكل شناخته شده است: خارج از فصل، پيش از فصل، داخل فصل و بعد از فصل كه معمولاً 52 هفته طول مي كشند. دوره آمادگی جسمانی مطلوب فوتبال بايد در دوره داخل فصل رخ دهد. اين دوره 7 روز پيش از شروع اولين مسابقه آغاز می شود و با اتمام آخرين مسابقه، هم مسابقات حذفی و هم مسابقات دوره ای- فصلی پايان مي پذيرد. دوره خارج از فصل زمانی است كه بازيكن فوتبال كليه كيفيت های جسمانی مورد نياز خود را برای موفقيت توسعه مي دهد. اين دوره بيشتر شامل كار روی تمرينات جسمانی و نيز مقدار اندكی تمرينات مهارتی فوتبال (تكنيكی و تاكتيكی) است. مدت زمان اين دوره متفاوت و بستگی به مدت اردوی تمرينی قبل از اولين مسابقه فصل دارد. در دوره پيش از فصل، تاكيد از بخش جسماني به مهارتها و استراتژيهای فوتبال تغيير می كند.

دوره بعد از فصل با پايان آخرين بازی تيم شروع مي شود و در اولين روز تمرينات خارج از فصل پايان مي پذيرد. استراحت و بازگشت به حالت اوليه يكی از اهداف درجه اول است اگرچه برخی از ورزشكاران به استراحت كامل در اين دوره علاقه ندارند، تنها فعاليت قابل قبول در اين دوره تمرين با شدت كم است.

جدول زیر يك طرح سالانه ای برای يك تيم فوتبال دانشگاهی است كه به وضوح مشخص مي كند چگونه مزوسيكلها از نظر شدت، حجم و تاكيد بر مهارتهای فوتبال متفاوت هستند.

جدول دوره های تمرين در يك سال

 

حجم

شدت

تاكيد تمرينی

خارج از فصل

(28 تا 32 هفته)

زياد به كم

كم به زياد

100% جسمانی

پيش از فصل

(2 تا 4 هفته)

متوسط به كم

متوسط به زياد

75% فوتبال و 25% جسمانی

داخل فصل

(16 هفته)

كم

كم به زياد

90% فوتبال و 10% جسمانی

خارج از فصل

(2 تا 4 هفته)

خيلی كم

خيلی كم

90% استراحت و 10% فوتبال/ جسمانی

 

اصل ويژگی تمرين

همانطور كه ورزشكاران در همه سطوح تمرين مي كنند، آنها شيوه ها و روشهای مختلفی را آزمايش مي كنند. اگرچه تمرينات آمادگی جسمانی اهميت دارند، شناخت اهداف تمرين ضروری است.

هدف درجه اول شروع يك برنامه تمرينی است كه به طور ويژه بازيكن فوتبال را به حد عالی برساند. يك بازيكن بايد به حد متعادلی از توانائيهای جسمانی دست يابد نه اينكه در يكي از فاكتورها در حد بسيار عالی پيشرفت كند و در عوامل ديگر پيشرفت چشمگيری نداشته باشد. به ياد داشته باشيد كه هدف اين نيست وزنه بردار يا دونده 1500 متر شويم، ولي تركيب خوب و كاملي از اين عوامل جسمانی در فوتبال كاربرد فراوانی خواهد داشت.

برنامه ای كه به طور ويژه برای يك بازيكن فوتبال طراحی شده است بايد با برنامه ورزشهای ديگر تفاوت داشته باشد. تخصيصی كردن يك برنامه فوتبال بر اين موضوع توجه خواهد كرد كه هنگام مسابقه چه عضلاتی مورد استفاده قرار مي گيرند، منابع انرژی هوازی يا بي هوازی چقدر اهميت دارند و برای بالاترين سطح عملكرد چه مقدار انعطاف پذيری مورد نياز است.

برنامه ای كه زمان طولانی را به دويدن های استقامتی و با شدت پايين اختصاص مي دهد، ويژه فوتبال نيست، زيرا سرعت های انفجاری و جهش های كوتاه كه بخش عمده ای از بازی فوتبال هستند را ناديده گرفته است. برنامه تمرين با وزنه ای كه برای تقويت قدرت پاها و افزايش توان آنها طراحی شده باشد يك برنامه ويژه فوتبال خواهد بود، چرا كه اين برنامه اهميت قدرت اندام تحتانی در بازی فوتبال را شناخته است.

متغيرهای تمرين

به غير از نوع تمرين، متغيرهای ديگری نيز هستند كه مي توانند در يك برنامه تمرينی دست كاری شوند.

حجم تمرين

حجم تمرين شاخص كمی فعاليت است. حجم، در تمرينات با وزنه با تعداد تكرارها، در دويدن با مسافت و تكرارها و در برنامه پلايومتريك با تعداد عكس العملها محاسبه مي شود. تاثير استفاده دامنه ای از حجمها در تمرين مهم است. تمرينات با حجم بالا (شدت پايين) معمولاً برای ايجاد ساختارهای پايه ورزشكار استفاده مي شوند. تغييراتی كه اغلب رخ مي دهند، افزايش توده عضلات با استفاده از تمرين با وزنه و بهبود ظرفيت هوازی با فعاليت های قلبی- عروقی است. كارهای تمرينی با حجم پايين (شدت متوسط تا زياد) با افزايش در توان، سرعت و قدرت مطلق همراه است و اغلب ويژگيهای بی هوازی نيز با شدت بالا همراه هستند. شدت پايين تا متوسط و حجم پايين فعاليت ويژه دوره حفظ آمادگی يا در طی دوره استراحت تنظيم شده پس از يك فعاليت شديد است. معمولاً حجم زياد با شدت پايين همراه است و بالعكس.

شدت تمرين

شدت، شاخص كيفيت تمرين است و به نظر می رسد شدت و نه حجم تمرين، بيشترين تاثير را بر بدن داشته باشد. برای يك برنامه دويدن، سرعت دويدن، مسافت و دوره های استراحت بين دويدن ها شدت دويدن را تعيين خواهد كرد.

يك مثال برای دويدن با شدت صددرصد، دويدن با حداكثر تلاش در بهترين زمان ممكن است. شدت تمرين با وزنه معادل با مقدار وزنه بلند شده در هر تكرار و يا ميانگين وزنه های بلند شده در يك تمرين معين بر اساس تكرار بيشينه ورزشكار خواهد بود.

اگر ورزشكار بتواند 200 پوند (91 كيلوگرم) اسكات بزند، بلند كردن 100 پوند (45 كيلوگرم) شدت 50% برای اوست. به عبارت ديگر، ما مي توانيم شدت تمرين با وزنه را به صورت تركيبی از وزنه بلند شده و مقدار استراحت بين دوره ها تعيين كنيم. براي فعاليت قلبی- عروقی غير دويدنی، شدت به وسيله ضربان قلب هنگام فعاليت ورزشی اندازه گيری مي شود.

برخی مربيان عقيده دارند تنها راه پيشرفت انجام تمرينات تا سرحد ناتوانی عضلانی است. اين يك استدلال غلط است. برخي اوقات ممكن است ورزشكار نياز به اجراي يك برنامه با 80% شدت و برای 6 تكرار داشته باشد. همان تمرين می تواند با 80% براي يك تا سه تكرار انجام شود تا برگشت به حالت اوليه يا سرعت حركت افزايش يابد.

هر جلسه تمرين نقش ويژه اي در رسيدن به اهداف تمرينی بازی مي كند. تغيير از شدت زياد به كم به صورت هفتگي يا ماهانه، سازگاری مطمئن و پايداری در فاكتورهای سرعت، قدرت، توان و استقامت را به ارمغان مي آورد. تراكم (تعداد) تمرين كه به صورت مقدار كار اجرا شده در واحد زمان تعريف می شود، اغلب نقش موثری در شدت كل تمرين بازی مي كند. كوتاه كردن زمان اجرای يك فعاليت توسط ورزشكار، می تواند شدت يك فعاليت معين را افزايش دهد. تعداد و حجم شدت تمرين را به ما می دهد، و اغلب به عنوان تمرين دوم دشواری يا سختی تمرين را به كار مي رود.

مدت

مدت، طول زمانی است كه در آن يك دوره تمرين يا مجموعه ای از حركات ورزشی در آن اجرا و كامل شود. معمولاً مدت به عنوان زمان به كار رفته برای پايان يك تمرين، خواه تمرين با وزنه، پليومتريك، چابكی، تمرين مهارتی يا كششي در نظر گرفته می شود. تعداد تمرين نقش مهمی در مدت تمرين دارد. مدت و تعداد تمرين بستگی به شدت و نوع تمرين انجام شده دارند.

يك تمرين طولانی مدت مثل جاگينگ سبك يا تمرين با وزنه با تكرارهای زياد بايد شدت پايينی داشته باشد، دويدن با سرعت زياد و يا كار با وزنه بيشينه، بسيار خسته كننده است و در نتيجه فقط برای مدت كوتاهی قابل تحمل خواهند بود.

تكرار

تكرار تعداد تمريناتی است كه انجام می شود. در خارج از فصل معمولاً تكرار بالای تمرينی اعمال مي شود، كه تغييرات زيادی در بدن فرد ايجاد می شود. تكرار تمرينی كمتر در داخل فصل رخ خواهد داد تا بيشتر روی مهارتها و استراتژيهای فوتبال كار شود و ديگر اينكه شيوه های گوناگون تمرينی نيازمند تكرارهای مختلف هستند.

استراحت و بازگشت به حالت اوليه

ورای شدت، مدت، تكرار و حجم تمرين، بحث استراحت و بازگشت به حالت اوليه مطرح مي شود. در تمرين، بيشتر به مفهوم بهتر نيست. ورزشكار بين دامنه معين تمرين شديد و تمرين شديدتر حركت مي كند. مبناي اين كار بدين معنی است كه فرد برای پيشرفت به استراحت نياز دارد. بدن هنگام استراحت، خواب، تمرينات سبك و به طور كلی زمانی كه تمرين انجام نمی شود خود را بازسازی مي كند.

اثر جانبی متداول تمرينات شديد بيش تمرينی است. اظهار نظرها و حقايق زيادی وجود دارد مبنی بر اينكه بيش تمريني در برگيرنده هر دو بعد جسمانی و روانی است. بلند كردن وزنه، دويدن، پريدن، جلسات تمرينی و بازی كردن همگی می توانند در بخش جسمانی بيش تمرينی دخالت داشته باشند. اين اعتقاد وجود دارد كه اين امر باعث سختی و سنگينی و حتی توقف تمرين مي شود.

اين امر باعث بروز مشكل در پيشرفت فوتبال بازيكن می شود. صحبتهای هيجانی، در آماده شدن برای تمرين و مسابقه و تاكيد بر فشار و تحكم برای اجرای تمرينات مي توانند باعث خستگی ذهنی شديد شود. هنگامي كه اين فشار با جنبه هاي جسمانی تركيب مي شود می توانيد مطمئن باشيد كه اين فشار به عملكرد شما آسيب می رساند. بيش تمرينی قابل پيش بينی نيست. محققان سعی كرده اند تا بيش تمرينی را قبل از وقوع پيش بينی كنند. هيچ شاخص واحدی كه تاثير كلی داشته باشد مشخص نشده است. برخي از نشانه ها و علائم براي آگاه بودن از وقوع آن در زير ارائه شده است:

        · از دست دادن اشتها و كاهش وزن بدن

        · سفتی مفرط عضلانی

        · اختلال در خواب

        · بالا رفتن ضربان قلب زمان استراحت، بالا رفتن فشار خون يا هر دو

        · از دست دادن ميل رقابت و اشتياق تمرينی

تشخيص تفاوت بين نشانه های بيش تمرينی و آثار روز به روز تمرين دشوار است. رابطة نزديك بين مربی و ورزشكار و كنترل تمرين به خوبی مي تواند از بروز بيش تمرينی در هر برنامه تمرينی جلوگيری كند.

جلوگيری از بيش تمرينی يكی ديگر از نتايج مطلوب استفاده از زمان بندی تمرين است. تغييرات متناوب از شدت زياد به كم، از يك روز به روز ديگر و از يك هفته به هفته ديگر، هنگامی كه مربی به شكل كلی برنامه 25 هفته ای را نگاه مي كند، به سهولت قابل سازماندهی است.

هنگامی كه تمرين بر آماده سازی فصل مسابقات تمركز دارد، مربی مي تواند برنامه تمرينی را طوری طراحی و سازماندهی كند كه از تمرينات زياد اجتناب شود. اگر مشكلی بروز كند مربی و ورزشكار قادر هستند تاريخ های دقيق، شدتها، حجمها و اهداف تمرينی را مشخص كنند و سپس برنامه تمرينی حال و آينده را تعديل كنند. در پايان، زمان بندی موثرترين راه جلوگيری از بيش تمرينی است.

آزمونها و ارزيابی

آزمون موثرترين و عينی ترين روش ارزيابی برنامه تمرين است. استفاده از داده های پس از آزمون اجازه ارزيابی دقيق بسياری از ويژگيی های تمرينی را به مربی می دهد.

مربی قادر خواهد بود تا با مشاهده آزمونهای قبلی و يا با مقايسه داده ها با اطلاعات بازيكن قبلی كه در پست او و با سن و تجربيات او قرار داشته است، پيشرفت بازيكن را مشاهده كند.

اثربخشی برنامه می تواند از طريق ميزان پيشرفت در زمينه مورد تاكيد كنترل شود.

پرهيز از آسيب ديدگی می تواند از طريق ارزيابی تعداد غير طبيعی آسيب ديدگی در يك حوزه ضعيف، مثل قدرت و آمادگی عضلات همسترينگ يا چهار سر ران بررسی شود. به طور كلی تر، مربی می تواند با بررسي همه نتايج و امتيازات و متعادل سازی آنها، به نظرات خود اعتبار ببخشد.

همچنين، آزمون، هنگام تمرينات شديد می تواند به عنوان يك ابزار انگيزشی برای ورزشكاران استفاده شود. وقتی ورزشكاری هدفی را به دست آورد يا پشت سر می گذارد، نظرات گنجانده شده در برنامه دقيقاً به وقوع پيوسته اند و آمادگی برای پيشرفتهای بعدی شروع می شود. اگرچه آزمونهای زيادی در دسترس است، استفاده از مجموعه محدودی از آزمونها فرآيند را ساده، تكرار پذير و معتبر می نمايد.

برای تنظيم اهداف، مربی و بازيكن بايد با يكديگر همكاری كنند. تحقيقات زيادی در زمينه فيزيولوژی به ما می گويند كه پيشرفت خطی با تمرين ممكن نيست. شما نمی توانيد در هر بار آزمون پنج درصد پيشرفت ويژگيهای جسمانی را هم تضمين كنيد.

مربي و بازيكن بايد اهداف را با توجه به سن، جنس، تجربه تمرينی و موارد تاكيد برنامه انتخاب كنند.

همچنين، شما نبايد توقع داشته باشيد تا هر روز در مهارتهای تكنيكی پيشرفت كنيد؛ در عوض مهارت تسلط بر توپ در چرخه ها بهبود خواهد يافت. بازيكن ممكن است بعد از مدتی طولانی هيچ پيشرفتی نداشته باشد ولی پس از آن پيشرفت خارق العاده ای را نشان دهد. در ادامه برخی از راهنماييها را در مورد آزمون گيری مشاهده می كنيد: 

1. اگر می خواهيد با استفاده از نمرات گذشته و نمرات آينده امتيازات آزمون را اصلاح كنيد، تمام مراحل آزمون را روی كاغذ ثبت كنيد.

2. برای دقت در ميانگين گيری و استاندارد سازی نتايج از وسايل و ابزار الكترونيكی و آزمون گيرنده يكسان كمك بگيريد.

3. در هنگام گرفتن آزمون، ورزشكاران را در جريان نتايج آنها قرار دهيد (ركودهای بالا و پايين، ركودهای ثبت شده شخص و غيره).

4. اطمينان حاصل كنيد كه تاريخ و زمان آزمونها به خوبي طراحی شده است، طوری كه ورزشكاران بتوانند به طور كامل آماده باشند.

5. برای دقت در تفسير نتايج و ارقام و نيز جلوگيری از آسيب ديدگی، ورزشكارانی كه كاملاً وظيفه شناس نيستند را در تست ها شركت ندهيد.

6. بازيكنان بايد قبل از انجام آزمون تمرينات انعطاف پذيری و گرم كردن را انجام دهند.

7. هر آزمون نبايد بيش از 5-7 بار در سال اجرا شود. اين نوع تكرار در آزمون گيری اجازه می دهد تا زمان كافی برای تمرين و رسيدن به اهداف در اختيار باشد و شانس بيش تمرينی و آسيب ديدگی را ممكن است با آزمونهای مكرر رخ دهند، كاهش دهد.

ارزيابی نتايج آزمون

آزمونهای بدنی به سه دليل اساسی انجام می شوند: برای جمع آوری اطلاعات، برای مقايسه اطلاعات و برای تعيين شيوه های تمرينی بر اساس نتايج آزمونها. نتايج ابتدايی آزمونهای مهارتی يك بازيكن، نمرات پايه ناميده می شد. آزمونگرها می توانند اين نتايج را با يك ورزشكار ديگر يا چندين ورزشكار مقايسه كنند و يا آنكه اطلاعات بدست آمده يك ورزشكار را با نتايجی كه در آينده از او بدست خواهد آمد مقايسه كنند. سپس ارزيابی كنندگان مي توانند تعديل های لازم را در برنامه تمرينی او اعمال كنند.

بازيكنان فوتبال به طور عمومی سنی بين 6 تا 30 سال دارند و سطوح مهارتی مختلف در هر دامنه سنی تاثير بسياری در اطلاعات آزمونهای بدنی دارند. بنابراين، ثبت نتايج آزمونهای بدنی برای همه گروه ها خسته كننده خواهد بود. با اين حال، در مورد هر رده سنی و سطح مهارتی فوتبال اگر بخواهيم بدون توجه به وضعيت ويژه هر بازيكن نتيجه گيری كنيم، گمراه خواهيم شد.

به همين دليل، بهتر است برای ارزيابی يك برنامه‌ تمرين، نتايج و اثر آن بر هر بازيكن را با نتايج قبلی خود او (نمره پايه) بررسی و مقايسه كنيم. هر چند اعداد بدست آمده برای هر كدام از ورزشكاران متفاوت است، ميزان صحيح پيشرفت می تواند به وسيله درصد پيشرفت ايجاد شده توسط ديگر بازيكنان يا درصد افزايش ميانگين تيم محاسبه شود.

مقايسه يعنی بررسی شباهتها و تفاوتهای بين يك پرش عمودی و يك پرش عمودی ديگر، يك پرس پا با يك پرس پای ديگر و غيره. ارزيابی تفسير مقايسه هاست. دستيابی به اينكه نتيجه پرس سينه ورزشكار A كمتر از نتايج ديگر بازيكنان هم پست او يا كمتر از ميانگين كل تيم است، مثالی برای مفهوم ارزيابی است. يا پی بردن به اين نكته كه پرس پای ورزشكار B از نظر آماری عالی است ولی سرعت و پرش عمودی او زير حد متوسط است، مثال ديگری بر اين مفهوم است. گام آخر استفاده از ارزيابی برای تعيين اصلاحات تمرينی به منظور بازده بهتر قبل از دوره آزمون بعدی است.

نمونه يك فرآيند كامل را مرور می كنيم:

 

پرس پا

پرش عمودی درجا

دوی 60 يارد

ورزشكار A

500پوند- 227 كيلوگرم

22اينچ- 56 سانتيمتر

8 ثانيه

ميانگين تيم

300پوند- 156 كيلوگرم

27اينچ- 69 سانتيمتر

60/7 ثانيه

مقايسه: پرس پای ورزشكار A 150 پوند (68 كيلوگرم) است كه بيشتر از ميانگين تيم مي باشد. پرش عمودی او 5 اينچ (13 سانتيمتر) كمتر و دوی 60 ياد (55 متر) او 6/0 ثانيه كندتر است.

ارزيابی: قدرت پا عالی است ولی آزمونهای توان او در مقايسه با قدرت پا پايين هستند. يك پرس پای قوی شاخصی از اين موضوع است كه آزمونهای توان او می تواند نسبت به ميانگين تيم بهتر شود.

تفسير: تمركز بيشتری روی تمرينات پلايومتريك به منظور بهبود ركوردهای پرش و دوی سرعت ورزشكار A و ارزيابی مجدد شرايط تكنيك دويدن او مورد نياز است. برنامه پرس پا همچنان بايد با كمي كاهش در حجم آن حفظ شود. اين باعث مي شود تا خستگی كاهش يابد و در نتيجه ورزشكار برای تمرينات پلايومتريك سرحال تر بوده و شايد سرعت او هم بهبود يابد.

فهرست منابع :

1.بدنسازی کامل برای فوتبال . ترجمه دکتر محمد فرامرزی

 

گردآوری : محمدعلی کهن پور

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 18:47  توسط گروه نویسندگان  | 

آرام کردن گرفتگی عضله ها

به چند نفر از دوستان قديمي‌تان زنگ مي‌زنيد و قرار يك ورزش گروهي را پيشنهاد مي‌كنيد كه مي‌تواند شنا يا حتي بسكتبال باشد. خوشبختانه قرار جور مي‌شود و چند ساعتي را به حركت دادن عضلاتتان مي‌گذرانيد كه مدتهاست هيچ كاري از آنها نكشيده‌ايد.

 

وقتي به خانه بر مي‌گرديد و دوش مي‌گيريد تفريح و ورزش كم‌كم مزه خود را از دست داده و جايش را عضله دردي مي گيرد كه تكان خوردن را برايتان غير قابل تحمل مي كند.

 

خوب، شما به مشكلي دچار شده‌ايد كه هر كس هم جاي شما بود گرفتارش مي‌شد. مدتهاي مديد عضلاتتان را كم تحرك بار آورده‌ايد و اكنون انتظار داريد كه با حركتهاي سنگيني كه به يك باره به او تحميل كرده‌ايد بي‌صدا بنشيند؟

 

بهترين راه برايتان اين بود كه هر ورزش را به طور مداوم ادامه مي‌داديد كه دچار چنين شوك‌هايي نشويد اما در حال حاضر نيز تنها بايد به فكر درمان عضله هاي دردناك و گرفته شما بود كه راه رفتنتان را بسيار مشكل كرده‌اند به شكلي كه انگار با يك كاميون تصادف كرده‌ايد.

 

تنها كاري كه هم اكنون مي‌توان كرد آن است كه چند راه آسان را پيشنهاد بدهيم كه

...

گردآوری:خدیجه فرهادی

شايد وضعيت دردتان بهتر شود و در ضمن بدانيد كه از اين پس چطور ورزش كرده و با عضلاتتان كنار بيائيد:

 

1- توقف: اگر در حال ورزش كردن هستيد و احساس مي‌كنيد كه ماهيچه‌هايتان درد گرفته‌اند سعي نكنيد آن را ناديده بگيريد. بايستيد و ادامه ندهيد. زيرا ممكن است به شدت آسيب ببينيد.

 

2- اگر احساس مي‌كنيد كار از كار گذشته و عضله شما به شدت گرفته است، عضله را بكشيد و آن را محكم ماساژ دهيد. اگر ماهيچه پشت پايتان گرفته است با يك دست آن را بكشيد و با دست ديگر آن را ماساژ دهيد حتما متوجه گرفتگي به شكل يك گره سفت شده زير پوستتان مي‌شويد آن را به سمت مخالف گرفتگي با دستانتان لمس كنيد و بكشيد.

 

3- مراقب باشيد: اگر دچار گرفتگي عضله شده بوديد و اكنون حالتان بهتر است فراموش نكنيد چه دردي را تحمل كرده‌ايد و به سرعت سراغ ورزش سنگين نرويد. آرام آرام از نو شروع كنيد.

 

4- اگر مي‌دانيد كه هنگام ورزش از ماهيچه‌هايتان بيش از حد كار كشيده‌ايد بلافاصله يك دوش آب سرد بگيريد.

 

5- گرفتگي را گرمش نكنيد. ممكن است گذاشتن حوله داغ روي منطقه عضله گرفته احساس خوبي داشته باشد اما مطمئن باشيد كه بدترين كاري است كه مي‌توانيد در حق خود انجام دهيد. گرما دردتان را در محل بيشتر مي‌كند و اگر اصرار داريد كه آن را گرم كنيد بيش از 20 دقيقه اين كار را ادامه ندهيد.

 

6- كار ديگري كه مي توانيد بكنيد شوك دادن به محل است. 4 دقيقه گرم كردن محل و 1 دقيقه گذاشتن يخ  پس از 4 روز جواب مي‌دهد آن گاه مي‌توانيد دوش آب گرم بگيريد.

 

7- خوردن مسكن‌هايي همچون ايبوپروفن مي تواند به دردتان كمك كند و آن را كمي تسكين ببخشد.

 

8- از كرم هاي گرم يا سرد كننده استفاده نكنيد. آنچه كه در داروخانه‌ها به عنوان كرم‌هاي ورزشي براي گرفتگي  عضلات فروخته مي شود به جز آنكه روي سطح پوستتان اثر بگذارد هيچ كاري براي عضله شما نمي‌كند و در ضمن ممكن است پوست شما به آنها حساسيت داشته باشد.

 

9- حركت كنيد. وقتي عضله شما گرفته است سختترين كار برايتان تكان خوردن است اما بدانيد كه بسيار برايتان مفيد است پس بلند شويد و به آرامي براي 20 دقيقه  راه برويد.

 

10- شنا كنيد. يكي از راههاي بسيار مفيد شنا كردن است. آب سرد به عضله شما كمك بسياري مي‌كند و حركت عضله در آب بسيار مفيد است.

 

11-  معمولا پس از يك ورزش سنگين شما در ابتدا درد زيادي احساس نمي‌كنيد و پس از دو روز دردتان بيشتر مي‌شود. نترسيد اوضاع عادي است.

 

12-  ماساژ دهيد. معمولا ماساژ دادن عضلات گرفته به شما كمك خواهد كرد.

 

13- اگر هوا سرد است حتما عضله گرفته را خوب بپوشانيد.

 

14-  يكي از راههايي كه معمولا به ورزشكاران توصيه مي‌شود آن است كه قبل از ورزش كردن نقاطي را كه مي‌دانند ممكن است دچار گرفتگي شود را بپوشانند. پوشيدن پوشاكي از نوع استرچ چسبان كمك زيادي مي كند.

 

15- حد خود را بدانيد. شما خود بهتر مي دانيد كه چه مقدار ورزش شما را از پا در خواهد آورد و درد برايتان ارمغان مي‌آورد پس بدانيد كه چقدر فشار براي بدنتان كافي است.

 

16- كلسيم كافي به بدنتان برسانيد كه گاهي اوقات گرفتگي‌ هاي زياد به خاطر كمبود كلسيم است.

 

17-  در طول روز يك يا دو موز بخوريد زيرا پتاسيم موجود در آن مي تواند از گرفتگي‌ها جلوگيري كند.

 

18- نوشيدن شير و آب به مقدار زياد در طول روز را فراموش نكنيد.

منبع:انلاین همشهریُ سایت پاراسات

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 16:44  توسط گروه نویسندگان  | 

نسخه ورزش

ورزش كردن عكس عمل خوردن است ، با ورزش كردن كالری های خود را می سوزانید . در حقیقت بدن شما با سوزاندن كالری می تواند كار كند . این كالریها بدن را گرم ، قلب را درحال پمپاژ و خون را در حال گردش نگه می دارد . كالری های مصرف شده شما را در حال تحریك و تحرك نگه می دارد ، مثل پیاده روی ، كاركردن ، از پله بالارفتن و یا هر فعالیتی كه انتخاب می كنید . هر چه بیشتر حركت كنید بیشتر كالری می سوزانید ، در نتیجه بیشتر وزن از دست می دهید . با ۱ مایل پیاده روی همانقدر كالری می سوزانید كه با همان فاصله دویدن اما فقط از نظر زمان اختلاف دارد .

چگونه در روز كالری خود را بسوزانید :

- از پله بجای آسانسور استفاده كنید .

- اگر ماشین دارید كمی دور تر پارك كنید و تا محل كارتان قدم بزنید .

- بلند شوید و حركت كنید . اگر پشت میز نشین هستید ، بلند شوید ، ورزش كششی انجام دهید و چند دقیقه ای در طول روز تحرك داشته باشید .

فریبا قره خانی

 

- قسمتی از ناهارتان را حذف كنید و یك پیاده روی تند انجام دهید .

- اگر در حال تماشای تلویزیون هستید از تنقلات استفاده نكنید بجای آن سعی كنید بایستید و حركت كنید .

- بطور منظم ورزش كنید .

- اگر ورزش دوست دارید ، می توانید بیشتر كالری بسوزانید ، با یك دوست به یك كلاس مناسب بروید . شنا كنید یا به یك تیم ورزشی ملحق شوید . حتی اگر ورزش دوست ندارید بیشتر پیاده روی كنید . مردم جدید را ملاقات كنید ، تفریح كنید بعضی از ورزشهای بزرگ را انجام دهید .

 

- ورزش را فراموش نكنید خصوصاَ زمانیكه در سفر یا در تعطیلات هستید . یك دست كفش راحت و لباس راحت یا لباس شنا همراه داشته باشید . بجای ماشین سواری به پیاده روی تكیه كنید .

- اینكه چه ورزشی را انتخاب كرده اید اهمیت ندارد . بموقع و آهسته شروع كنید . در هفته اول یك مسافت خیلی كم راه بروید . هر هفته مسافت را اضافه كنید تا اینكه خوب خسته شوید . اگر مشكل بهداشتی دارید ، ابتدا با پزشك خودتان مشورت كنید . ورزش كردن بیشتر از سوزاندن كالری اهمیت دارد . برای اغلب مردم ورزش تفریح است . به استرس كمك می كند و شما را در یك وضعیت خوب جسمی و روحی نگه می دارد . ورزش باعث احساس نشاط می شود و انرژی بیشتری می دهد . پس یك فعالیت مناسب كه علاقمندید پیدا كنید تا مناسب زندگی تان باشد .شدت تمرین در راه رفتن چه حدی باشد ، با چه سرعتی راه برویم ؟

بهترین و ساده ترین راه كنترل آن گرفتن نبض و شمارش آن است . اگر قلب شما سالم باشد و ناراحتی یا مشكلی نداشته باشید مناسب ترین ضربان قلب در راه رفتن بایستی ۱۲۰ تا ۱۳۰ بار در دقیقه باشد ، این یك حد متوسط و مطلوب است ، ولی برای افراد جوانتر و یا با آمادگی كامل بدنی اگر كمی بیشتر شود نیز اشكالی ندارد ، و برعكس برای افراد مسن ۱۰۰ تا ۱۱۰ بار در دقیقه و برای افراد كه مبتلا به ناراحتی های قلبی هستند این تعداد حتماَ بایستی توسط پزشك معالج تعیین شود . به هر حال اگر نبض در حین پیاده روی كنترل و شمارش نشود معلوم نخواهد شد كه شدت تمرین در چه حدی است برای بهره مند شدن از ورزش پیاده روی بایستی نبض را در حدود ارقام ذكر شده (۱۲۰-۱۳۰در دقیقه) نگهداشت .گرفتن نبض با ثانیه شمار با ساعت مچی در حین راه رفتن امكان پذیر است . در یك لحظه بایستید و نبض زیر گلو و یا مچ دست را گرفته برای ۶ ثانیه بشمارید و عدد حاصل را در ۱۰ ضرب كنید ، و بدین طریق تعداد نبض شما در حین تمرین راه رفتن بدست خواهد آمد مسافت و مدت راه رفتن چقدر باید باشد ؟

برای كسانیكه پیاده روی را بعنوان یك ورزش انتخاب می كنند و مبتدی هستند پیشنهاد می شود كه در ابتدا بر ۱۰ دقیقه راه رفتن تاكید داشته باشید و خیلی آرام راه بروید . به مسافت و شدت ضربان نبض كاری نداشته باشید . كم كم كه بدن شما به آمادگی نزدیك می شود بایستی به مسافت و شدت تمرین نیز توجه نمائید ، ۳،۴،۵ كیلومتر مقدار مسافتهای پیشنهادی است كه بایستی سه بار در هفته تكرار شوند ، ابتدا ۳ كیلومتر و هفته های بعد ۴ كیلومتر و بالاخره وقتی كه به آمادگی جسمانی رسیدید ۵ كیلومتر راه رفتن را انتخاب كنید (حدود ۳۰ دقیقه )پیاده روی بعنوان یك ورزش موثر بستگی به مسافت ، زمان و مهمتر از همه شدت تمرین (سرعت پیاده روی) و ضربان نبض دارد . پیاده روی بدون خرج و بدون وسیله و امكانات ، در دسترس همه مردم قرار دارد .چه اهدافی در یك جلسه كامل تمرینات ورزشی وجود دارد ؟

۱. آماده كردن بدن برای تحمل فشار تمرینات (گرم كردن)

۲. بهبود استقامت عمومی بدن كه شامل دستگاه گردش خون (قلب و عروق ) و دستگاه تنفس می باشد

۳. تقویت گروههای مختلف عضلات بدن (تمرینات قدرتی )

۴. جنبش پذیر كردن مفاصل (افزایش دامنه حركت در مفاصل)

۵. انعطاف پذیری عضلات بدن

۶. بهبود سرعت حركات بدن

۷. بهبود چابكی

۸. بهبود تعادل

۹. بهبود توان هماهنگی كار عصبی و عضلانی

۱۰. برگشت بدن به حالت اولیه

در یك جمع بندی موارد بالا یكی شده و بدین شكل در یك جلسه تمرینی خلاصه می شود . گرم كردن ، تمرینات استقامتی عمومی ، تمرینات قدرتی ، تمرینات سرعتی ، تمرینات چابكی ، تمرینات تعادلی و تمرینات هماهنگی برگشت به حالت اولیه . معمولاَ از یك جلسه تمرین (یكساعته) ممكن است همه اهداف و حركات مورد نظر انجام نشوند ، ولی می توان در جلسه تمرین همراه با بخشهایی كه حتماَ بایستی در هر جلسه اجرا شوند یك مورد از موارد دیگر را نیز انجام داد .

تاثیر ورزش بر دستگاه گردش خون

- ورزش و فعالیتهای تربیت بدنی موجب تقویت عضله قلب می گردد . امروزه فعالیتهای ورزشی بعنوان اقدامی جهت پیشگیری از بروز سكته های قلبی محسوب می شوند .

- در اثر ورزش عروق خونی گشاد شده و سبب تسریع جریان خون می گردد .

- میزان هموگلوبین خون بیشتر شده و نتیجه كار انتقال اكسیژن به قسمت های مختلف بدن بهتر انجام می شود.

- ورزش مرتب راهی است مناسب جهت پیشگیری از بروز بیماری فشار خون .

- ورزش می تواند میزان چربی خون را به حد متعادل برساند ، بجای خوردن دارو بهتر است ورزش كنید .

- میزان كلسترول خون در اثر تمرینات ورزشی بحد مطلوبی میرسد ، خصوصا“ اگر با رژیم غذایی همراه باشد.

- برای بیماران دیابتی ، ورزش بسیار مفید است و قند خون را تا حد مطمئن پائین می آورد .

- با تقویت عضله قلب تعداد ضربان قلب در دقیقه كم شده و قلب با نیروی بیشتری خون را ارسال می دارد .

- با انقباض عضلات پا در حین ورزش خون راحت تر به قلب باز می گردد و از بروز بیماری واریس در پاها جلوگیری می نماید .

- كسانیكه ورزش می كنند در صد بیشتری از دستگاه تنفس خود را بكار می گیرند .

- افزایش حجم تنفسی در طول روز و شب موجب دریافت اكسیژن بیشتر و رساندن آن به اندامهای بدن می شود .

- كسی كه قابلیت دریافت و مصرف اكسیژن را در حد بالا داشته باشد ، زود خسته نمی شود و كارآئی بیشتری خواد داشت .

- افزایش حجم تنفسی در افرادی كه ورزش می كنند موجب كاهش تعداد تنفس آنها در دقیقه شده و بر میزان اكسیژن گیری هر بار تنفس می افزاید .

دستورالعمل ورزش

تمرینات را شروع كنید . ورزش وقت زیاد و سعی زیادی نمی خواهد . ورزش كردن ۳ بار در هفته برای ۳۰ دقیقه می تواند باعث شود كه احساس كنید یك فرد جدیدی هستید . انرژی بیشتری بدست می آورید . شما كمتر احساس سفتی و خشكی می كنید و بهتر می توانید از عهده استرسهای روزانه برآئید . قدرتتان افزایش یافته و سخت و طولانی تر می توانید كاركنید و حتی خوابیدن شما راحت تر می شود . عضلانتان محكم می شود و وزن و كالریهای اضافی را می سوزانید . بدن شما یك ماشین می شود كه خوب كار می كند و تنظیم شده است كه مدیون ورزش است .منافع ورزش به اینجا ختم نمی شود . ورزش كمك می كند تا با بیماریهای قلبی و مشكلات بهداشتی رایج مقابله كنید . این یك حقیقت است . یك قلب سالم یعنی یك زندگی سالمتر . بنابراین به همین دلایل بهداشت قلب باید ورزش كنید . توجه كنید آیا :

- فشار خون شما بالاست ؟ آن را پایین آورید با ورزش منظم ، كنترل وزن ، یك رژیم كم سدیم و در صورت لزوم درمان صحیح

- هنوز سیگار می كشید ؟ آن عادت را بطور شایسته پس بزنید : شما برای بهبودی، مصرف سیگار را قطع كنید . ورزش به شما كمك می كند راحت سیگار را ترك كنید .

- سطح كلسترول خون شما همچنان بالاست ؟ ورزش می تواند بعنوان قسمتی از برنامه شما آن را كاهش دهد . فعالیت بدنی كمك می كند سطح كلسترول LDL را پایین تر آورید و در حالیكه HDL بیشتر ساخته می شود .

- اضافه وزن دارید ؟ ورزش كردن و یك رژیم كم كالری كمك می كند وزن اضافی را كم كنید . اگر هم در وضعیت مطلوب هستید كاری كنید كه در همین وضع باقی بمانید . از دست دادن وزن كمك می كند كه فشار خون و كلسترول خون را هم پایین تر آورید .

نسبت به قلب هوشیار باشید :

اگرشما متقاعد شده اید كه ورزش كنید آن را درست انجام دهید . قبل از شروع با پزشكتان مشورت كنید .

اگر :

- پزشك به شما گفته كه ناراحتی قلبی یا سوفل قلبی دارید .

- یك حمله قلبی داشته اید .

- كسی در فامیل شما ناراحتی یا حمله قلبی قبل از ۵۵ سالگی داشته است.

- اغلب در سمت چپ یا وسط سینه ، سمت چپ گردن ، شانه ، یا بازو در حین یا درست بعد از ورزش احساس درد یا فشار دارید .

- اغلب احساس غش یا سرگیجه دارید .

- احساس تنگی نفس بعد از یك كار مشخص دارید .

- فشار خون بالا دارید كه تحت كنترل نیست یا اینكه نمی دانید فشار خونتان چند است .

- بالای ۶۰ سال هستید و عادت به ورزش ندارید .

- در یك وضعیت درمانی هستید مثل مصرف انسولین ، آرتریت

پزشك به شما می گوید ورزش كنید . دقت كنید هر دفعه كه شما ورزش می كنید ، ابتدا ۵ دقیقه گرم كنید بعد از ۵ دقیقه سرعت بگیرید . این سرعت را برای ۳۰-۱۵ دقیقه حفظ كنید . خستگی را به آرامی كاهش دهید و سرد شوید . قدم بزنید و برای ۵ دقیقه طول دهید . با هدف ورزش شما آرام و آهسته به بدنتان وقت دهید كه به حالت نرمال برگردد . اگر هر زمان در طی خستگی احساس درد كردید به آهستگی ورزش را كم كنید و یا آن را قطع كنید . به علائم هشدار دهنده بدنتان بی توجه نباشید . هوشیار باشید و از جراحت دوری كنید .

چه چیزی برای قلب خوب است ؟

ورزش باید تند ، قابل تحمل و منظم باشد . ورزشی كه تند است ضربان قلب و تنفس شما را افزایش می دهد . باید ۳۰ دقیقه بدون توقف یك خستگی قابل تحمل را ادامه داد . ورزش منظم یعنی تكرار فعالیتها حداقل ۳ بار در هفته كه خیلی هم مشكل نیست . جدول زیر مثالهایی از دو نوع ورزش را نشان می دهد . انتخاب یك فعالیت تحت عنوان ستون كمك كننده های بزرگ قلب یعنی فعالیتی كه خودش قلب شما را در شرایط بهتر قرار می دهد . انتخاب یك فعالیت تحت عنوان ستون فعالیتهای مناسب یعنی اینكه فعالیت باید در فرم تند و قابل تحمل انجام شده تا شرایط مناسب قلب را فراهم كند . یك فعالیتی كه از آن لذت ببرید انتخاب كنید كه طرح آن می تواند یك تفریح یا سرگرمی باشد و شما بیشتر احتمال دارد از آن لذت ببرید .

تقویت كننده های قلب

۱) كمك كننده های بزرگ قلب : ۲) ورزش مناسب قلب

اسكی مارپیچ بسكتبال

ورزش و تفریح خارج از شهر دوچرخه سواری

طناب بازی ورزش سبك

راهپیمایی سریع اسكی روی تپه

پاروزدن هندبال

دویدن درجا اسكواش

پازدن دوچرخه شنا

بالا و پایین پریدن تنیس

چگونه ضربان قلب را بدست می آورید ؟

بعد از هر بار خستگی ضربان قلب را اندازه بگیرید . قلب شما باید از حالت نرمال در طی ورزش سریعتر بزند . اینكه چقدر سریعتر بزند بستگی به سن شما دارد . هر كس یك هدف برای ضربان قلب دارد ، تعداد ضربان قلب شما در دقیقه باید در حد منطقه هدف شما باشد تا ورزش را مناسب قلب شما كند . اگر ضربان كمتر از حد هدف باشد كمتر به قلب كمك می كند . خسته شدن بیش از حد هم برای قلب شما مضر است . منطقه هدف خود را از جدول زیر بوسیله سن خود پیدا كنید .

ضربان قلب بهداشتی

سن منطقه هدف

۲۰ سال ۱۵۰-۱۲۰ ضربان در دقیقه

۲۵ سال ۱۴۶-۱۱۷ ضربان در دقیقه

۳۰ سال ۱۴۲-۱۱۴ ضربان در دقیقه

۳۵ سال ۱۳۸-۱۱۱ ضربان در دقیقه

۴۰ سال ۱۳۵-۱۰۸ ضربان در دقیقه

۴۵ سال ۱۳۱-۱۰۵ ضربان در دقیقه

۵۰ سال ۱۲۷-۱۰۲ ضربان در دقیقه

۵۵ سال ۱۲۰-۹۹ ضربان در دقیقه

۶۰ سال ۱۱۶-۹۳ ضربان در دقیقه

۷۰ سال ۱۱۳-۹۰ ضربان در دقیقه

آیا شما در منطقه هدف هستید ؟ یك مدتی صبر كنید تا ضربان قلب و تعداد تنفس بالا رود . سپس نبض خودتان را در بین حالت روتین چك كنید و ببینید كه در منطقه هدف هستید .با انگشت شاخص (اشاره) خودتان نبض خود را روی مچ دست دیگر پیدا كنید ، با ملایمت فشار بدهید و برای ۳۰ ثانیه شمارش كنید و در عدد ۲ ضرب كنید . اگر نبض شما در منطقه هدف باشد كمی سخت تر ورزش كنید . اگر بالای منطقه هدف باشد ورزش را ساده كنید.یك جلسه ورزش خسته كننده شامل سه قسمت است : گرم كردن ، ورزش در حد ضربان هدف و خنك كردن .ابتدا ۵ دقیقه بدنتان را گرم كنید ، ۳۰-۱۵ دقیقه در حد منطقه هدف ورزش كنید و ۵ دقیقه بدنتان را سرد كنید و مطمئن باشید كه ضربان قلبتان در منطقه هدف شماست .هر فعالیت فیزیكی بهتر از عدم ورزش است . ورزشهای تفریحی می تواند با ورزش نیرومند تعویض شود . مسئله مهم این است كه بلند شوید و حركت كنید .

توصیه های مفید قلب

شما در راه خود هستید ! شما یك ورزش برای داشتن یك قلب سالم انتخاب كرده اید كه لذت ببرید . در اینجا به شما برای شروع ورزش توصیه های مفید می شود .

۱. برنامه ورزش خود را به سادگی شروع كنید . اگر روی فرم نیستید بهتر است از یك قدم زدن ساده شروع كنید و هدفهای مناسب ایجاد كنید و به سمت آن حركت كنید .

۲. از كسی بخواهید كه به شما ملحق شود .

۳. روی فعالیت داخل یا خارج از منزل تصمیم بگیرید . فعالیتها را همین حالا شروع كنید و از اینكه حوصله تان سر رود جلوگیری كنید و به آن در حد مناسب تنوع دهید .

۴. ورزش را قسمتی از زندگی تان كنید . زمانی را برای قبل از كار یا بعد از كار ، در طی ساعت ناهار هر وقت برای شما راحت است برای ورزش بگذارید . یك برنامه تهیه كنید و به آن بچسبید .كلید بهداشت و شایستگی را در زندگی تان حفظ كنید . از كلید بهداشت قلب استفاده كنید . به طور منظم و صحیح ورزش كنید . به پیشگیری از بیماری قلبی توسط ورزش كمك كنید . به ورزش برگردید .

راهنمای كلی

۱. آیا فشار خون شمااز mm/Hg۹۰/۱۴۰ بیشتر است ؟

۲. آیا كلسترول خون شما بالای سطح مضر_ mg/d۱(۲۰۰)_ است ؟

۳. آیا سیگار می كشید ؟

۴. آیا كمتر از ۳ بار در هفته ورزش سریع انجام می دهید ؟

۵. آیا اضافه وزن دارید ؟

۶. آیا مرض قندی دارید ؟

۷. آیا والدین شما حمله قلبی داشته اند ؟

۸. آیا مرد هستید ؟

كسانی كه به این سئوالات جواب مثبت می دهند از كسانیكه جواب منفی داده اند بیشتر در معرض خطر بیماریهای قلبی عروقی هستند (۷ برابر) . هریك از ۳ فاكتور چربی خون ، فشار خون و سیگار قابل تغییر هستند .

۱- درباره غذایی كه می خورید هوشیار باشید .

غذاهای پرچربی خصوصا“ اشباع شده و حاوی كلسترول مثل تكه های پرچرب گوشت ، محصولات لبنی پرچربی ، كره و اغلب غذاهای پخته شده تجارتی را با غذاهای كم كلسترول و چربی عوض كنید . غذاهای كم چربی شامل ماهی ، مرغ بدون پوست ، تكه های گوشت لخم ، میوه جات ، سبزیجات ، نانها ، حبوبات خشك ، شیركم چربی و ماست كم چربی ، می باشند .گوشتهای لخم ، مرغ خانگی و ماهی بیشتر از گوشت گاو چرب و بره بخورید . شیر و پنیر با چربی ۱% یا سرشیر گرفته و دیگر محصولات لبنی كم چربی استفاده كنید . از چربی كمتر و روغن كمتر در پخت استفاده كنید . وقتی شما از چربی استفاده می كنید ، سعی كنید روغنهای گیاهی یا مارگارین بجای چربی یا كره استفاده كنید . بیشتر از ۳ زرده تخم مرغ در هفته نخورید ، كلا چربی را خصوصاَ اشباع شده و كلسترول را كاهش دهید هم چنین آنها كالریها را نیز كاهش می دهند و كمك می كنند به كاهش وزن در صورتیكه اضافه وزن داشته باشد . این به اغلب مردم كمك می كند كلسترول خونشان را همانند فشار خون پایین آورید .فشار خون بعلاوه مردمیكه فشار خون دارند وقتی نمك را در رژیم غذایی خود كاهش می دهند . فشار خون آنها پایین می آید . سعی كنید از گیاهان ، مزه ها ، آبلیمو و سركه بجای نمك برای طعم اضافی غذا استفاده كنید . غذاهای با نمك یا سدیم زیاد شامل سوپهای بسته بندی شده و كنسرو شده ، خیلی از انواع پنیرها ، سوسیس ، خیار شور یا ترشی و چیپس و سبزیجات كنسرو شده می باشند .

۲- بدنتان را حركت دهید .

خیلی خسته اید ؟ خیلی مشغولید ؟ خیلی مسن هستید ؟ ورزش می تواند انرژی بیشتری برای كار و بازی به شما بدهد . اغلب ورزش می تواند برای كاهش فشار خون ، از دست دادن وزن ، كاهش LDL و افزایش HDL كمك كند . هم چنین سیگاریهای كه ورزش می كنند بیشتر احتمال دارد سیگار را ترك كنند . مردم در همه سنین می توانند یك برنامه ورزشی را شروع كنند ، اما شما ممكن است بخواهید اول با پزشكتان مشورت كنید . نوعی از ورزش را انتخاب كنید كه ضربان قلب و تعداد تنفس شما را بالا برد و حداقل ۳۰ دقیقه بدون توقف انجام شود . همینطور حداقل ۳ بار در هفته تكرار شود . بعضی ورزشهای مناسب سلامتی قلب شامل قدم زدن ، شناكردن ، اسكیت ، پازدن دوچرخه ، هندبال ، بالا و پایین پریدن و تفریح بیرون شهری می باشد

۳- آخرین هدف

ترك سیگار آسان نیست اگر شما سیگار می كشید ، احتمالاَ قبلاَ سعی كرده اید كه آن را ترك كنید . بسیاری از سیگاریها از اضافه وزن می ترسند . بعضی از مردم بعد از ترك سیگار اضافه وزن پیدا می كنند . اما بعضی ها خیر ولی شما می توانید با كنترل چیزیكه می خورید و یا ورزش اضافه وزنتان را كنترل كنید . ترك سیگار در هر سنی سلامت شما و شانس زندگی شما را طولانی تر می كند . هرگز برای ترك سیگار دیر نیست . وقتیكه شما سیگار را ترك می كنید بطور قابل توجهی خطر حمله قلبی و مرگ ناگهانی را كاهش می دهید . خطر مرگ از بیماری قلبی ده سال بعد از ترك سیگار به همان اندازه افرادی است كه هرگز سیگار نكشیده اند .شما مكانیك قلب خودتان هستید . حالا آن را مدتی آهسته ، پیشرفت پیوستی و منظم بگیرید . كه بهتر از عدم پیشرفت است . حفظ منظم به موتور شما (قلب شما) برای یك زندگی طولانی كمك می كند . این زندگی و سلامت شماست و می توانید در مورد آن اقدامی انجام دهید .

منبع:واحد مرکزی خبر و استفاده از سایت پاراسات

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 14:6  توسط گروه نویسندگان  | 

سئوالاتی مربوط به تمرین + علم فوتبال(قسمت اول)

سئوالاتی مربوط به تمرین ( قسمت اول ) : 

1.      کدام غذاها سوخت عمده را در طی تمرین فراهم می کنند ؟

سوخت غذای اولیه و عمده برای تمرین کربوهیدرات و چربی می باشد . کربوهیدرات شامل همه چیز ( گلیکوژن و گلوکز) احتمالا سوخت مهمتر می باشد . به هر صورت در طی تمرینات استقامتی طولانی مدت که چندین ساعت یا بیشتر به طول می انجامد ، چربی نیز مهم است . مشاهده شده است که خستگی عضلانی همزمان با تخلیه گلیکوژن عضله رخ می دهد . بنابراین نگهداری کافی ذخائر گلیکوژن عضله در همه زمانها ضروری است .

2.      چه مقدار زمان بین اجراهای ورزشی برای برگشت به حالت اولیه کافی نیاز است ؟

این پرسش به نوع اجرای ورزشی بستگی دارد . معمولا برای فعالیت های شدید اما کوتاه مدت ( برای مثال دوی سرعت ) شاید یک دوره ریکاوری ( برگشت به حالت اولیه ) یک ساعته یا کمتر برای تکرار اجرا رضایتبخش باشد . به هر صورت اجراهای ورزشی استقامتی طولانی مدت ( برای مثال ماراتون ) شاید چندین روز ریکاوری نیاز باشد . موارد زیر عوامل مهم در ریکاوری کامل می باشند : 1) بازسازی ذخائر فسفاژن ، اکسی میوگلوبین و گلیکوژن عضله و 2) دفع اسیدلاکتیک از خون و عضله . بازسازی فسفاژن و اکسی میوگلوبین سریع است اما گلیکوژن آهسته جایگزین می شود .

3.      چه مقدار زمان برای بازسازی ذخائر گلیکوژن عضله لازم است ؟

این در مرحله اول به نوع تمرینی که باعث تخلیه گلیکوژن می شود بستگی دارد . بازسازی گلیکوژن عضله در ریکاوری ( برگشت به حالت اولیه ) یک ورزشکار بعد از تمرینات مداوم طولانی مدت ، در حدود 46 ساعت تکمیل می شود . به شرطی که ورزشکار از یک رژیم غذایی پرکربوهیدرات در طی دوره برگشت به حالت اولیه پیروی کند . در حدود 60 درصد ذخائر در 10 ساعت اول برگشت به حالت اولیه بازسازی می شود .

بازسازی ذخائر گلیکوژن بدنبال تمرینات اینتروال کوتاه مدت شدید در حدود 24 ساعت تکمیل می شود ( کربوهیدرات مصرفی در طی دوره برگشت به حالت اولیه می تواند طبیعی باشد ) . در این مورد در حدود 45 درصد ذخائر در 5 ساعت اول دوره برگشت به حالت اولیه بازسازی می شود . همچنین صرف نظر از غذای مصرفی بازسازی مقداری گلیکوژن در حدود 30 دقیقه برگشت به حالت اولیه بعد از تمرینات اینتروال رخ می دهد .

4.      خستگی یا کهنگی چیست ؟

هیچ کس به طور قطع آن را نمی شناسد . اما احتمالا به خستگی مزمن مربوط می شود . در برخی ورزش ها بخصوص دوهای استقامت ، خستگی مزمن شاید هنگامی بوجود آید که در نتیجه دوره های چند روزه تمرینات استقامتی شدید ، ذخائر گلیکوژن عضله بیش از حد پایین آید . ( همچون یک برنامه تمرینی که کاهش شدیدی را در ذخائر گلیکوژن عضلات به کار رفته نشان می دهد ، حتی زمانی که مقدار طبیعی کربوهیدرات در رژیم غذایی مصرف شده باشد ) .

ممکن است دلیل خستگی ( کهنگی ) گذشته از خستگی مزمن مربوط به فاکتورهای روانی باشد . از قبیل پریشانی ، افسردگی و نداشتن علاقه .

5.      آیا برنامه تمرینات با وزنه اثر متفاوتی بر روی ورزشکاران مرد و زن دارد ؟

عموما نه . اما هیپرتروفی عضلانی ( حجیم شدن عضله ) در زنان نسبت به مردان تا حدی کمتر آشکار است . حتی زمانی که هر دوی آنها از قدرت نسبی مشابه سود ببرند . علت این هنوز شناخته نشده . اگرچه شاید ناشی از تستوسترون باشد که یک هورمون جنسی مردانه است . معمولا سطح تستوسترون در زنان نسبت به مردان بالغ پایین تر است .

ترجمه : محمدعلی کهن پور

 

علم فوتبال( قسمت اول ) :

نیاز های آمادگی جسمانی برای بازیکنان فوتبال

هنگاميكه روزانه مسابقات جام جهانی فوتبال را نگاه مي كنيد، براي يك تماشاگر عادي فوتبال احساس شدت حركات انجام شده در زمين بسيار سخت است.

اين بازيكنان، فقط به اين خاطر كه مبنای جسمانی خوبی را توسعه داده اند كه به آنها اجازه مي دهد در پاس های دقيق، سرعت های انفجاری، درگيری با حريف و زدن شوتهای سهمگين به دروازه را در سراسر بازی با موفقيت انجام دهند، بازي فوتبال را يك امر طبيعی جلوه مي دهند.

ايجاد مبانی پايه

اجازه دهيد نگاه اجمالی به همه ی اجزای يك برنامه خوب بدن سازی برای فوتبال داشته باشيم.

انعطاف پذيری

انعطاف پذيری يك نياز پايه براي بازيكن فوتبال است. انعطاف پذيری به مفهوم داشتن دامنه حركت مطلوب حول يك مفصل مي باشد.

آنها برای اجرای صحيح تكل، ارسال پاس های بلند و پريدن به انعطاف پذيری نياز دارند. همچنين، انعطاف پذيری هنگام وضعيتهای نامناسب بدن، مثل سقوط كردن و زمين خوردن بعد از درگيری شانس آسيب ديدگی را كاهش مي دهد.

هنگام گرم كردن كامل بدن، حركات كششی برای انعطاف پذيری مي تواند به طور چشمگيری احتمال آسيب ديدگی را كاهش دهد.

قدرت

توانايی عضلات در انقباض و غلبه بر مقاومت را قدرت مي ناميم. قدرت بيشينه، نهايت تلاش برای غلبه بر بيشترين مقاومت، بدون توجه به زمان است. مثالهايی از كاربرد قدرت در فوتبال عبارت از حفظ و دور نگهداشتن توپ از مهاجمان،‌ استقرار برای توپهای هوايی و عين حال حفظ خود در گروه و افزايش سرعت حمله از طريق قدرت بيشتر پاها هستند. سرعت «كوبي جونز» بازيكن تيم ملی آمريكا، به دليل توسعه قدرت ويژه بازی در پاهای اوست.

توان

تركيب سرعت و قدرت برای بازيكنان موفق فوتبال امری عادی است.

قابليتهای «برايان مك برايد» در تكل زدن، دويدن، پريدن و شوت زدن، مثالهايی از توان است. قدرت محض به تنهايی برای ورزش پويا و پر تحركی مثل فوتبال، بسيار كند است و سرعت بالا هم بدون قدرت، موقتی خواهد بود. بازيكن فوتبال بايد در تلاش باشد تا به بهترين تركيب اين عوامل دست پيدا كند.

استقامت

استقامت يك بازيكن فوتبال چيزی بيش از توانايی دويدن مداوم است. استقامت در سرعت، استقامت در قدرت و استقامت در توان سه عامل بسيار مهم آمادگی جسمانی هستند.

سطح بالای استقامت به ورزشكار اين اجازه را خواهد داد تا اجرای مهارتهای خود را در حد عالی نگه دارد و با حدود 100 درصد تلاش در طول مسابقه آنها را به نمايش بگذراد.

چابكی

توانايی تنظيم سريع حركات با تغييرات محيطی را چابكی مي ناميم. تصميم گيريهای سريع و بلافاصله اقدام بر اساس آنها در حاليكه با سرعت بازی پيش مي رويم، روي روند تيم تاثيرگذار است و حتي مي تواند تفاوت بين برنده يا بازنده را مشخص كند. اگر بازيكن فوتبال مي خواهد موفق باشد، پاها، چشمها و مغز بايد چابك باشند و به خوبی با هم كار كنند.

سرعت

وقتي ما از سرعت حرف مي زنيم، عموماً فكر مي كنيم منظور سريع دويدن است. ولی در فوتبال سرعت چيزی فراتر از سريع دويدن است. چالاكي، حركات انفجاری كوتاه،‌حركات سريع در همه جهات، توانايی استارت زدن و توقف ناگهانی و سرعت عكس العمل، مثالهای سرعت در فوتبال است.

تغذيه

اگر غذايی كه ورزشكار مصرف مي كند كمتر از ميزان نياز براي فعاليت های بعدی او باشد، تمرين ارزش زيادی نخواهد داشت.

محققان با دقت فراوان روی پروتئينها، كربوهيدارتها، چربيها، مواد معدنی، ويتامينها و حتی چاشنيها متمركز شده اند.

بخشی از تغذيه، خوردن آب، يعنی نگهداری مايعات بدن است. نوشيدنيهای ورزشی و از آنها مهمتر آب، براي ثابت نگهداشتن دما و تنظيم عملكرد بدن قبل، هنگام و بعد از مسابقات، بسيار ضروری است. بازيكنان به دليل كم آبی ممكن است حتي از حال بروند.

بازيكن فوتبال نسبت به مردم عادی نيازهای ويژة غذايی دارد.

فهرست منابع :

1.بدنسازی کامل برای فوتبال . ترجمه دکتر محمد فرامرزی

 

گردآوری : محمدعلی کهن پور

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 3:5  توسط گروه نویسندگان  | 

مطالب قدیمی‌تر